# آتش بدون دود: گالان و سولماز، درخت مقدس، اتحاد بزرگ (کتابهای اول، دوم و سوم)

- **نویسنده:** نادر ابراهیمی
- **ناشر:** روزبهان
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۲
- **تعداد صفحه:** ۷۰۸
- **شابک:** 978-600-174-057-2
- **موضوع:** داستان و رمان فارسی

در ابریشمک ۲ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## خلاصه (از ناشر)

آتش، بدون دود، رمان بلندی است اثر نادر ابراهیمی. نگارنده در آن پس از اشاره به زیبایی‌های ترکمن‌صحرا به شیوه‌ای داستانی-تاریخی به بیان مبارزات انقلابی معاصر پرداخته است. فکر اصلی این داستان بلند را که به گالان و سولماز مربوط می‌شود، دکتر خدر فروهر به نادر ابراهیمی داده است؛ نرّادی قهّار، که به هنگام تاس ریختن، از اجدادش سخن گفته است، و درباره شخصیتی نزدیک به "گالان" برای نادر ابراهیمی گفته است، و آن داستان، سخت به دل نادر ابراهیمی نشست و برنخاست تا آتش، بدون دود، شد. این جلد شامل سه داستان گالان و سولماز، درخت مقدس و اتحاد بزرگ می‌باشد.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

داستان عشقی‌ست که میان غرور، سنت و دشمنی‌های قدیمی شکل می‌گیرد و برای زنده ماندن، باید از آزمون‌های سختی عبور کند.
گالان و سولماز از مهم‌ترین شخصیت‌های بخش ابتدایی «آتش بدون دود» هستند؛ داستان عشقی آن‌ها در میان دو خانواده و دو جهانِ پر از غرور، کینه و تعصب شکل می‌گیرد.

گالان مردی سرسخت و مغرور است که نمی‌خواهد در برابر سنت‌ها و خواسته‌های دیگران کوتاه بیاید و سولماز زنی‌ست که عشق و انتخاب خودش را دنبال می‌کند. اما این عشق در فضایی شکل گرفته که غرور، آبرو، سنت و دشمنی‌های قدیمی اجازه نمی‌دهند زندگی ساده‌ای داشته باشند.

نادر ابراهیمی از رابطه‌ی این دو فقط یک داستان عاشقانه نمی‌سازد؛ از طریق آن، زندگی و فرهنگ ترکمن‌ها و تأثیر سنت‌ها بر عشق، خانواده و سرنوشت آدم‌ها را نشان می‌دهد. عشق گالان و سولماز، در کنار زیبایی‌اش، پر از رنج، کشمکش و انتخاب‌های دشوار است.

نوشته‌ی مهدا

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> آتش. بدون دود نمی شود. جوان بدون گناه. تنها عشق است که میتواند شقاوت را تکیه گاه خویش کند. تنها عشق میتواند بیرحمانه نگاه کند و فروتنی را به مسخره بگیرد.

> چه مقدار بُغضِ در گلو مانده، گریهٔ پنهانِ بی‌صدا، و ناله‌های در خلوت، جانشینِ سخن‌هایی شده که اگر به هنگام گفته میشد، نقشِ هزار پنجرهٔ گشوده به جانبِ بهار را بر عهده می‌گرفت.

> ما را نگاه کن که به آزادی و سفره ای خالی قانعیم، اما آنها همین را هم قبول نمی کنند. شاید برای اینکه می دانند در آزادی هیچ سفره‌ای خالی نمی‌ماند.

> گمان می‌برم که اگر خداوند، صد هزار گونه خنده می‌آفرید اما رسم اشک ریختن را نمی آموخت، قلب حتی تاب ده روز تپیدن را هم نمی آورد...

> هر کس که شرفی دارد ممکن نیست که بتواند نسبت به آنچه در وطنش می گذرد بی اعتنا باشد و هر کس که نسبت به مسائل جاری ِ وطنش حساس است و هوشیار، اهل سیاست است و مرد میدان.

> چند هزار سال است که انسان ساده دل، در پناه ایمانِ مذهبی اش، ستم ستمگران را تحمل کرده و دم نزده؟ کافی نیست؟

---
منبع: [آتش بدون دود: گالان و سولماز، درخت مقدس، اتحاد بزرگ (کتابهای اول، دوم و سوم) در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/آتش-بدون-دود-گالان-و-سولماز-درخت-مقدس-اتحاد-بزرگ-کتابهای-dac3cfb6-e37b-4764-a744-8e5145ae2a7f)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/آتش-بدون-دود-گالان-و-سولماز-درخت-مقدس-اتحاد-بزرگ-کتابهای-dac3cfb6-e37b-4764-a744-8e5145ae2a7f/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/آتش-بدون-دود-گالان-و-سولماز-درخت-مقدس-اتحاد-بزرگ-کتابهای-dac3cfb6-e37b-4764-a744-8e5145ae2a7f/quotes