# آسمان شیشه‌ای نیست!

- **نویسنده:** مرتضی انصاری زاده
- **ناشر:** سپیده باوران
- **موضوع:** داستان و رمان فارسی

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## خلاصه (از ناشر)

موضوع رمان حاضر، داستانی اجتماعی است. «حامد» پسر جوانی است که در شهرستان زندگی می‌کند و افکاری مذهبی و سنتی دارد. او برای ادامه تحصیل به تهران می‌آید و با دیدن صحنه‌هایی، تلاطمی بین افکار سنتی و مشاهدات او درمی‌گیرد. او که در شهر خود به دخترخالة نجیب خود «مریم» علاقه دارد، در تهران به همکلاسی خود «سارا» علاقه‌مند می‌شود. «سارا» عقاید مذهبی ندارد و «حامد» را با کارهای خود دچار تعجب و تضاد می‌کند. «حامد» برای انتخاب بین «مریم» و «سارا» در افکار خود دچار تردید می‌شود.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

درباره پسر دانشجو و مشکلات که بسیار عادی و روزمره هستند
کتاب در کل داستان جذابی ندارد درمورد یک پسر دانشجو که اول ناراحت است  که از شهر خودش رفته به دانشگاه  در شهر دیگه کم کم به شهر  عادت میکنه و خانوادهم مهاجرت می کنند به شهر دیگه ای و این پسر بین دودختر مانده که کدام را انتخاب کند و اتفاقات متعددی در طول داستان رخ می دهد که پسر بیشتر سر درگم میشود بین انتخاب هایش می ماند و انتخاب هایش از زمین تا آسمان فرق دارند و پایان داستان غیر منتظره ضد حال است

نوشته‌ی 𝑧𝑎𝒉𝑟𝑎

---
منبع: [آسمان شیشه‌ای نیست! در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/آسمان-شیشه-ای-نیست-456335)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/آسمان-شیشه-ای-نیست-456335/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/آسمان-شیشه-ای-نیست-456335/quotes