# آنی شرلی در گرین گیبلز

- **ناشر:** قدیانی
- **موضوع:** رمان آمریکایی

در ابریشمک ۲ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۹٫۰ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

"ماریلا" و "متیو" به تنهایی در خانه‌ای دور از مردم زندگی می‌کنند. روزی ماریلا تصمیم می‌گیرد برای رهایی از تنهایی و انجام کارهای مزرعه، سرپرستی پسری را به عهده بگیرد. متیو زمانی که برای آوردن پسرک به ایستگاه می‌رود با دختر موقرمزی به نام "آنی" بازمی‌گردد. آنی دخترکی کک و مکی است که در یتیم‌خانه بزرگ شده، باهوش است و قوه‌ی تخیل بی‌حد ‌و مرزی دارد. پس از مدتی آنی با پشتکار و مهربانی‌های ساده‌دلانه‌اش ماریلا را متقاعد می‌کند که در کنار آن‌ها زندگی کند. او زندگی جدید خویش را در "گرین‌ گیبلز" شروع می‌کند. با مردم آشنا می‌شود و به مدرسه می‌رود. در مدرسه با "جین" و "دایانا" دوست شده و به دلیل استعداد بسیارش وارد گروه داستان‌نویسی مدرسه می‌شود. آنی برای ادامه‌ی تحصیل به مدرسه‌ی جدیدی در مکانی دورتر از محل زندگی‌اش می‌رود. در میان شاگردان تنها او و "گیلبرت بلایت" از گرین گیبلز حضور دارند. در زمان برگزاری امتحانات رقابت تنگاتنگی میان آن دو درمی‌گیرد، زیرا هردوی آن‌ها برای تدریس در مدرسه‌ی "اونلی" کاندید شده‌اند. در پایان گیلبرت به نفع آنی کنار می‌رود و با این کار دوستی عمیق میان آن‌ها آغاز می‌شود.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> آنی فکر میکرد صبح هرگز از راه نمیرسد. ولی همه چیز به پایان میرسد…

---
منبع: [آنی شرلی در گرین گیبلز در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/آنی-شرلی-در-گرین-گیبلز-303759)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/آنی-شرلی-در-گرین-گیبلز-303759/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/آنی-شرلی-در-گرین-گیبلز-303759/quotes