# آیدا در آینه

- **نویسنده:** احمد شاملو
- **ناشر:** نگاه
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۳
- **تعداد صفحه:** ۸۸
- **شابک:** 978-964-673-697-9
- **موضوع:** شعر فارسی

در ابریشمک ۴ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۲ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۹٫۰ از ۱۰.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

مجموعه‌ای از عاشقانه‌های احمد شاملو است که در آن، زبان شاعرانه و صمیمی او به ستایش عشق، زن و زندگی می‌پردازد.
مجموعه‌ای از اشعار عاشقانهٔ احمد شاملو است که در آن، عشق، زن و زندگی با زبانی شاعرانه و در عین حال صمیمی به تصویر کشیده می‌شود.
حال‌وهوای کتاب گرم و لطیف است؛ گاهی آرام و دلنشین و گاه عمیق و تأمل‌برانگیز. لحن اشعار شاعرانه و تصویری است و پیچیدگی‌های زبانی آزاردهنده ندارد.
خواندن این کتاب برای کسانی که با شعر نو آشنایی دارند، روان و لذت‌بخش است؛ اما برای خوانندگان تازه‌کار ممکن است به حوصله و دقت بیشتری نیاز داشته باشد.
به کسانی که به شعر نو و عاشقانه علاقه دارن و با احمد شاملو و سبکش آشنایی دارن و دنبال آثار کمترخوانده‌شده‌اش هستن پیشنهادش می‌دم.
اما اگه با شعر نو ارتباط نمی‌گیری، دنبال داستان و روایت یا محتوای فلسفی-فکری سنگین هستی شاید خوشت نیاد ازش.

نوشته‌ی زهرا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **Mar** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): این کتاب بیشتر برام جنبه ی معنوی داره. این کتاب رو ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۱ از خود ابری خریدم.خیلی دوسش دارم

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> ای تیز خرامان! لنگی پای من از ناهمواری راه شما بود.

> دیدم آنان را بی شماران و انگیزه های عداوتشان چندان ابلهانه بود که مردگان عرصه ی جنگ را از خنده بی تاب میکرد و رسم و راه کینه جویی شان چندان دور از مردی و مردمی بود که لعنت ابلیس را بر می انگیخت.

> زمین مرا و تو را و اجداد ما را به بازی گرفته است. و اکنون به انتظار آن که جاز شلخته ی اسرافیل آغاز شود هیچ به از نیشخند زدن نیست.

> کیستی که من اینگونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می‌کنم؟

> ای همه‌ی امیدها مرا به برآوردن این بام نیرویی دهید!

> آری در مرگ‌آورترین لحظه‌ی انتظار زندگی را در رویاهای خویش دنبال می‌گیرم. در رویاها و در امیدهایم!

> کتاب رسالت ما محبت است و زیبایی ست تا زهدان خاک از تخمه ی کین بار نبندد

> شوربختان را نیک فرجام بردگان را آزاد و نومیدان را امیدوار خواسته ایم تا تبار یزدانی انسان سلطنت جاویدانش را بر قلمرو خاک بازیابد.

> کتاب رسالت ما محبت است و زیبایی ست تا بلبل‌های بوسه بر شاخ ارغوان بسرایند

> اینان به مرگ از مرگ شبیه‌ترند

> از آنها که رویاروی با چشمان گشاده در مرگ نگریستند، از برادران سربلند، در محله‌ی تاریک یک تن بیدار نیست.

> وینک مهر تو: نبردافزاری تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم.

> جنگل آینه ها به هم در شکست و رسولانی خسته بر این پهنه ی نومید فرود آمدند. که کتاب رسالتشان جز سیاهه ی آن نام ها نبود که شهادت را در سرگذشت خویش مکرر کرده بودند

---
منبع: [آیدا در آینه در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/آیدا-در-آینه-fd370057-e0eb-4369-b96f-9d2883405613)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/آیدا-در-آینه-fd370057-e0eb-4369-b96f-9d2883405613/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/آیدا-در-آینه-fd370057-e0eb-4369-b96f-9d2883405613/quotes