# از دیار مهتاب

- **نویسنده:** میلنا آگوس
- **مترجم:** مهرداد وثوقی
- **ناشر:** ماهی
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۳
- **تعداد صفحه:** ۱۲۰
- **شابک:** 9789642093878
- **موضوع:** رمان ایتالیایی

در ابریشمک ۴ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۳ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۹٫۳ از ۱۰.

## بخوانمش یا نه؟

از ۳ نفری که خواندندش پرسیدیم «اگر دوستت بپرسد بخوانمش یا نه، چه می‌گویی؟»: ۳ نفر گفتند بخوان، ۰ نفر گفتند بد نبود، و ۰ نفر گفتند وقتت را نگیرد.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

داستان زنی متفاوت و خیال‌پرداز که در میان محدودیت‌های زمانه‌اش، به دنبال عشق و زندگی‌ای فراتر از انتظار دیگران است و انگار هرگز کاملاً به این جهان تعلق نداشت.
روایت زندگی زنی ساردینیایی است که از نگاه نوه‌اش بازگو می‌شود؛ زنی متفاوت، خیال‌پرداز، عاشق‌پیشه و ناسازگار با انتظارات جامعه‌ی زمان خودش.
مادربزرگ در جهانی زندگی می‌کند که برای زنان، ازدواج و زندگی خانوادگی مسیرهای ازپیش‌تعیین‌شده‌ای دارند؛ اما روح او چیزی فراتر از این چارچوب‌ها می‌خواهد: عشق، شور، آزادی و تجربه‌ی زندگی.
داستان زنی را روایت می‌کند که در جست‌وجوی عشق است، حتی اگر دیگران او را عجیب، نامتعارف یا متعلق به جهانی دیگر بدانند.
چه حالی دارد؟
شاعرانه، لطیف، غم‌انگیز و کمی رؤیایی؛ با رگه‌هایی از طنز و تلخی. فضای داستان میان خاطره، عشق، دلتنگی و تنهایی حرکت می‌کند. طبیعت ساردینیا نیز بخشی از حال‌وهوای خاص کتاب است.
چه چیزی از آن می‌ماند؟
این پرسش که آیا متفاوت بودن واقعاً نشانه‌ی دیوانگی است، یا گاهی جامعه توانایی درک آدم‌هایی را ندارد که جور دیگری زندگی و عشق را تجربه می‌کنند؟
همچنین این فکر که بعضی عشق‌ها، حتی اگر به سرانجام نرسند، ممکن است تمام عمر در وجود انسان زنده بمانند.
داستانی لطیف دوستانه و در عین حال غم خاصی توی داستان هست.
(البته نگاه جامعه به زن،و برخورد زنان به هم جنس خود،توی این کتاب هم مشاهده میشه،اینکه چطور رابطه پدر و بخصوص مادر در کودکی،میتونه روی ذهن و احساس یه نفر رد پا بذاره)
با اینکه کوتاه هست اما خواندنش خالی از لطف نیست.☘️
- زنی از جهانی دیگر: متفاوت بودن در میان آدم‌هایی که شباهت را ترجیح می‌دهند.
- عشق و تنهایی: جست‌وجوی عشقی که قرار نیست ساده به دست بیاید.
- ازدواج و اجبار: زندگی در چارچوب انتظارات خانواده و جامعه.
- میل به آزادی: رؤیای زندگی کردن به شیوه‌ی خود.
- نامه‌ها و شعرهای عاشقانه: بیان احساساتی که در زندگی روزمره جایی برایشان نیست.
- ساردینیا و خاطره: پیوند میان سرزمین، خانه و هویت.
- عشق ازدست‌رفته: ماندگاری دلبستگی در گذر سال‌ها.
- نگاه دیگران: مرز باریک میان متفاوت بودن و بد فهمیده شدن.
- حقیقت یک زندگی: اینکه آیا می‌توان تمام زندگی یک انسان را از بیرون شناخت؟
اگر داستان‌هایی را دوست داری که درباره زنان متفاوت، عشق‌های پیچیده و فاصله میان خواسته‌های فردی و قضاوت جامعه هستند، احتمالاً از این کتاب لذت می‌بری.
نظر کلی من: جذابیت این کتاب بیشتر در شخصیت متفاوت مادربزرگ و نگاه خاص او به زندگی است تا در یک ماجرای پرحادثه.

نوشته‌ی حدیث

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **مژگان** (امتیاز ۸ از ۱۰): خوب بود،کوتاه سرگرم کننده. برای کسایی که خیلی وقت ندارند،و زود تموم میشه.
- **نسترن** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): «از دیار مهتاب» روایت زنی‌ست که میان زندگی تحمیل‌شده و رؤیای عشق، میان آنچه باید باشد و آنچه در دل می‌خواهد، سرگردان است. زنی که از نگاه دیگران عجیب به نظر می‌رسد، اما شاید فقط بیش از آن‌ها میل به زندگی کردن و تجربه کردن دارد. میلنا آگوس با روایتی آمیخته به خاطره، عشق و حسرت، از زنی می‌گوید که نمی‌تواند به‌سادگی در قالب‌های ازپیش‌ساخته‌شده‌ی جامعه جا بگیرد؛ زنی که زندگی‌اش میان واقعیت و رؤیا، و خواسته‌های خودش و انتظارات دیگران شکل می‌گیرد. چیزی که از کتاب با من ماند: گاهی آدم‌ها عجیب به نظر می‌رسند، چون جرئت خواستن چیزهایی را دارند که دیگران سال‌هاست از خواستنش دست کشیده‌اند.
- **حدیث** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): کتاب خیلی خوبی بود دوستش داشتم صفحه آخر همه چیز رو روشن میکنه.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> لوازم منزل هم براى اتاق خواهرها در خانه‌ى شوهرانشان زیادى بود و دیگر کسى آن‌ها را نمى‌خواست؛ آن‌قدر قدیمى و دست‌وپاگیر بودند که بهتر بود فراموششان مى‌کردند. فقط مادربزرگ از اتاقى که دوران تازه‌عروسى‌اش را آن‌جا سر کرده بود لوازمى برداشت تا عین همان اتاق را در خیابان جوزپه مانّو درست کند.

> مالکان جدید ورودى اصلى قوسى‌شکل را برداشته و به‌جایش دروازه‌ى آهنى نصب کرده بودند. ستون‌نماهاى چوبى و دیوار کوتاه حایل بین ایوان و حیاط را خراب کرده و ایوان را با پنجره‌هاى آلومینیومى مسدود کرده بودند. نیم‌طبقه‌ى کم‌ارتفاع بالایى را، که به سقف ایوان مشرف بود و براى انبار علوفه استفاده مى‌شد، به اتاق زیرشیروانى تبدیل کرده بودند، شبیه همان‌هایى که توى کارت‌پستال‌هاى آلپ هست

> با رفتن یکى از خواهرها، اوضاع براى آن دو خواهرى که در روستا زندگى مى‌کردند راحت‌تر شد. مادربزرگ خیلى ناراحت شد و حتى نرفت به سان گاوینو براى بدرقه‌ى خواهر و شوهرخواهر و خواهرزاده‌هایش که با قطار به پورتو تورس مى‌رفتند.

> به گفته‌ى پدربزرگ، چون به ابتکار اهالى شبه‌جزیره و با بودجه‌ى دولتى آغاز شده بود، دردى از اهالى ساردینى دوا نمى‌کرد؛ در عوض، آینده‌ى ساردنى در تولید قرار داشت که باید با اتکا به منابع موجود بنا مى‌شد.

> خانه‌ى روستا را براى کمک به خواهرها فروخته بودند و پدربزرگ و مادربزرگ هم از سهمشان گذشته بودند، اما باز هم درآمد زراعت در زمینى کم‌تر از بیست هکتار کفاف سه خانواده را نمى‌داد.

> کتاب زندگی زنی که از بیماری جسمی و روان رنج میبرد و از دیدگاه اطرافیان غیر عادی و کم عقل به نظر ماید ولی او عشق را خوب درک میکند با اینکه معشوقه اش خیالی است و رنج را به خاطر تنها فرزندش و زندگی تحمل میکند و نویسنده این ماجرا داستان را زمان بعداز جنگ و مشکلات اقتصادی بسیار شیوا و روان بیان کرده

> مادربزرگ وقتی فهمید پیر شده به من گفت از مردن می ترسد.نه از خود مرگ که انگار مثل خواب یا سفر است، بلکه چون می دانست خدا را رنجانده، چون موهبت های خیلی زیادی در دنیا به او داده و او احساس خوشبختی نکرده بود، و برای همین خدا نمی توانست از سر تقصیرش بگذرد.

---
منبع: [از دیار مهتاب در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/از-دیار-مهتاب-1089955)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/از-دیار-مهتاب-1089955/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/از-دیار-مهتاب-1089955/quotes