# اما

- **نویسنده:** جین آستن
- **مترجم:** آقاخانی
- **ناشر:** اردیبهشت
- **سالِ این چاپ:** ۱۳۶۴
- **تعداد صفحه:** ۲۰۸
- **موضوع:** رمان انگلیسی

در ابریشمک ۷ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۳ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۸٫۷ از ۱۰.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

داستان زندگی دختری از خانواده‌ای مرفه که سعی دارد  به دوستانش کمک کند تا انها را به عشقشان برساند.
این کتاب داستان زندگی اما را حکایت میکند. دختری از خانواده ثروتمند و مرفه که همیشه مورد تحسین قرار گرفته و شاید همین موقعیت باعث غرور اما شده است.
اما اگرچه باهوش است ولی غرور او باعث میشود دست به کارهایی بزند که ناخواسته به نزدیکانش اسیب برساند و انها را برنجاند.
داستان کتاب در دوره انگلستان قدیم در یک روستای کوچک اتفاق می‌افتد.
این کتاب فضایی گرم، ظریف و کمی طنزآمیز دارد.
 چیزی که از کتاب با من ماند این است که گاهی آن‌قدر درگیر قضاوت درباره‌ی زندگی دیگران می‌شویم که خودمان را درست نمی‌بینیم. و گاهی بزرگ‌ترین اشتباهاتمان از همان‌جا آغاز شوند.
فصل ۱–۵: معرفی اما، خانواده‌اش و هریت
فصل ۶–۱۰: تلاش اما برای جور کردن هریت و آقای التون
فصل ۱۱–۱۵: پیچیده‌تر شدن روابط و سوءتفاهم‌ها
فصل ۱۶–۲۰: شکست نقشه اما و تغییر رفتار التون
فصل ۲۱–۲۵: ازدواج التون و ورود فرانک چرچیل
فصل ۲۶–۳۰: صمیمیت اما و فرانک و شکل‌گیری سوءتفاهم‌ها
فصل ۳۱–۳۵: ماجرای جین فرفکس و افزایش تنش‌ها
فصل ۳۶–۴۰: نزدیک‌تر شدن اما و نایتلی
فصل ۴۱–۴۵: آشکار شدن راز فرانک و جین
فصل ۴۶–۵۰: شناخت احساس واقعی اما نسبت به نایتلی
فصل ۵۱–۵۵: حل شدن سوءتفاهم‌ها و ازدواج‌های پایانی
ریتم کتاب کمی کند است و اگر به اثار کلاسیک علاقه‌مند نباشید ممکن است حوصله سربر شود ولی اگر علاقه‌مند باشید از داستان ارام و قشنگش لذت خواهید برد و ارامش این فضا و شخصیت ها به شما هم منتقل میشه.

نوشته‌ی تانیا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **شیدا** (امتیاز ۸ از ۱۰): کتاب در ظاهر یک داستان عاشقانه است، اما در عمقش درباره‌ی خودشناسی، غرور، قضاوت کردن دیگران، بلوغ عاطفی و فهمیدن عشق واقعی است.
- **رویا** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): اِما را چند سال پیش خواندم؛ اما چون در آن دوران، نگاه و تفکرات من نسبت به آدم‌ها، افکارشان و حتی احساساتشان، بسیار شبیه به اِما بود، این کتاب برایم تنها یک داستان نماند؛ بلکه از آن دسته کتاب‌هایی شد که چیزی به من آموخت و ردش هنوز در زندگی‌ام باقی مانده.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> «اگر دوستت نداشتم، نمی‌توانستم این‌قدر با تو صادق باشم.»

> اگر زنی شک داشته باشد مردی را بپذیرد یا نپذیرد، حتماً باید جواب رد بدهد. اگر شک دارد که بگوید بله، باید حتماً بگوید نه. این قضیه‌ای نیست که انسان با شک و تردید واردش بشود و دودل بماند.

---
منبع: [اما در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/اما-a26959e6-290b-437b-8767-52ec9b72326e)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/اما-a26959e6-290b-437b-8767-52ec9b72326e/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/اما-a26959e6-290b-437b-8767-52ec9b72326e/quotes