# اپل و رین

- **نویسنده:** سارا کروسان
- **مترجم:** مریم فیاضی
- **ناشر:** هوپا(وابسته به شرکت هدایت و پرورش اندیشه)
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۳
- **تعداد صفحه:** ۳۶۰
- **شابک:** 978-600-8025-47-4
- **موضوع:** رمان انگلیسی

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۷٫۰ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

کتاب حاضر، داستانی است که برای کودکان و نوجوانان نگاشته شده است. در این داستان مادر «اپل» یازده سال تمام است که از پیش او رفته است. بالاخره وقتی برمی‌گردد، اپل خیال می‌کند تمام مشکلاتش تمام شده است. یک سؤال همیشگی دارد: اصلاً چرا مادرش رفت؟ یعنی مادرش برخلاف مادربزرگش، نانا، درک می‌کند نوجوان بودن یعنی چه؟ اما بازگشت مادرش درست مثل همان کریسمس طوفانی که او را گذاشت و رفت، پر از درد است. حالا اپل نمی‌داند باید با چه کسی زندگی کند. آن‌وقت با کسی آشنا می‌شود که از خودش هم تنهاتر است. کسی که چیزها را همان‌طوری که هست، می‌بیند.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

دختری 11 ساله که چشم انتظار مادرش بود و وقتی مادرش میاد زندگی اون‌طور که فکرش رو میکرد پیش نمیره....
«اپل و رین» کتابی آرام و در عین حال تلخ و شیرین است؛ کتابی که نشان می‌دهد همیشه قرار نیست آدم‌ها و اتفاقات آن‌طور که انتظار داریم پیش بروند. از زخم‌هایی می‌گوید که آدم‌ها با خودشان حمل می‌کنند، از بزرگ شدن زودتر از موعد، از مسئولیت‌هایی که گاهی روی دوشمان می‌افتند و از آدم‌هایی که می‌توانند کمک کنند کم‌کم دوباره خودمان را پیدا کنیم.

چیزی که بیشتر از همه از این کتاب برای من ماند، رابطه‌ی اپل و رین بود؛ اینکه دو آدم با زخم‌های متفاوت چطور می‌توانند به مرور به بخشی از آرامش و تکیه‌گاه یکدیگر تبدیل شوند. و شاید همین، قشنگ‌ترین چیزی باشد که «اپل و رین» برای من داشت 🍎🌱
اگر داستان های آرام، احساسی و شخصیت محور رو دوست دارید بخونیدش🍎🌱
ولی چون شخصیت داستان یک دختر کم سن هست و دوستندارید و میگید بچگانه هست و پسندتون نیست پیشنهادش نمیکنم 🙂🌱

نوشته‌ی Mahsa

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **Mahsa** (امتیاز ۷ از ۱۰): اپل و رین کتابی آروم و قشنگه💙 که نشون میده همه‌چیز اون‌طور که می‌خوایم پیش نمیره؛ درباره‌ی زخم‌هایی که آدم‌ها با خودشون حمل می‌کنن و آدم‌هایی که کمک می‌کنن کم‌کم دوباره خودتون رو پیدا کنید، در فضای زندگی یه دختر ۱۱ ساله به اسم اپل که اصلاً اسمشو دوست نداره. 🍎🙂🌱

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> تماام مدتی که مامان دور بود، یازده سال طولانی، امیدهایم را پس‌انداز کردم، درست مثل سکه‌های کوچکی در یک شیشه.»

---
منبع: [اپل و رین در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/اپل-و-رین-534fcaf2-46c8-4890-89bd-c285b9ffd839)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/اپل-و-رین-534fcaf2-46c8-4890-89bd-c285b9ffd839/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/اپل-و-رین-534fcaf2-46c8-4890-89bd-c285b9ffd839/quotes