# ای کاش وقتی 20 ساله بودم می‌دانستم

- **نویسنده:** تینا‌لین سیلیج
- **مترجم:** محمدرضا آل‌یاسین
- **ناشر:** هامون
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۳
- **تعداد صفحه:** ۲۲۸
- **شابک:** 978-964-6538-56-6
- **موضوع:** علوم اجتماعی

در ابریشمک ۶ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۷٫۰ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

کتاب حاضر، نقل ماجراهای حیرت‌انگیز افرادی است که نویسنده در مقام استاد، محقّق، مشاور مدیریت و مربّی کارآفرینی با آنان سروکار داشته است. نقطة اشتراک همة این افراد آن است که بر تمام الگوها و مفروضات از پیش تعیین شده در ذهنشان خطّ بطلان کشیده و از چشم‌اندازی متفاوت به همه چیز نگریسته‌اند. نگارنده به این نتیجه می‌رسد که مسایل، همان فرصت‌ها در جامعة مجهول و مبدّل است و می‌توان با اراده‌ای قاطع، برای احیای شکست‌های گذشته قدم برداشت.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

به چالش کشیدن فرصت ها و ایده هایی که به ذهنتان می آید و غلبه بر محدودیت های ذهنی.
این کتاب نقل ماجراهاي جذاب و حیرت انگیز افرادی است که نویسنده در مقام استاد، محقق، مشاور مدیریت و مربی کارآفرینی با آنان سروکار داشته است.
بعضی از این ماجراها در کلاسهای دانشگاهی، برخی در حوزه‌ی مدیریت و اجرا و شماری در خلال زندگی روزمره مردم اتفاق افتاده است.
نقطه‌ی اشتراک همه‌ی این افراد آن است که بر تمام الگوها و مفروضات از پیش تعیین شده در ذهنشان خط بطلان کشیده و از چشم اندازی کاملاً متفاوت به همه چیز نگریستند.
در نتیجه موقعیت‌های به ظاهر پیش‌ پا افتاده و به درد نخور را به فرصت هایی مبدل ساختند که هرگز در حیطه‌ی تصور و تخیلشان نمی‌گنجید.
با مطالعه‌ی این کتاب به این کشف بزرگ نایل خواهید آمد که مسایل همان فرصت ها در جامه‌ی مجهول و مبدل است و می‌توان با همتی مردانه و اراده‌ای قاطع برای احیای شکست‌های گذشته قیام کرد.
مقدمه
فصل ۱_ یکی بخر، دو تا ببر
فصل ۲_ سیرک وارونه
فصل ۳_ از چاقی بمیرید یا در قطب جنوب مایو بپوشید
فصل ۴_ لطفاً کیف پولتان را بیرون آورید
فصل ۵_ چاشنی اسرارآمیز درّه سیلیکون
فصل ۶_ مهندسی فقط برای دختران است
فصل ۷_ لیموناد را به هلی‌کوپتر تبدیل کنید
فصل ۸_ از اعتبار و نیکنامی‌تان مراقبت کنید
فصل ۹_ استاد، آیا این سوال در امتحان می‌‌آید؟
فصل ۱۰_ مصنوعات آزمایشی

نوشته‌ی فاطمه

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **فاطمه** (امتیاز ۷ از ۱۰): چیزی که من بیشتر از همه درباره‌اش دوست دارم اینه که به‌جای اینکه فقط نصیحتت کنه، سعی می‌کنه طرز نگاهت به فرصت‌ها و شکست‌ها رو تغییر بده. مثلاً روی این ایده تأکید داره که خیلی وقت‌ها محدودیت‌هایی که برای خودمون می‌بینیم، واقعاً آن‌قدر قطعی نیستند. کتابیه برای تغییر زاویه دید، نه اینکه قدم‌به‌قدم بهت بگه چطور موفق بشی

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> هرگز هیچ فرصتی را برای فوق‌العاده بودن از دست ندهید.

> زندگی بوفه‌ای است، بزرگ و مملو از غذاهای خوشمزه. برای جلوگیری از سوءهاضمه مراقب باشید بیش از اندازه در بشقابتان غذا نریزید.

> دستگیری از دیگران باید بدون کوچکترین چشمداشت و یا اندکی توقع باشد. به یاری افرادی بشتابید که تحت هیچ شرایطی نمی‌توانند کمک‌تان را جبران کنند.

> حُسن شهرت سرمایه‌ی زندگی است، پس با دقت هرچه تمام‌تر از آن مراقبت کنید.

> زندگی بر این مدار نمی‌چرخد که هیچ رابطه‌ی بدی در آن وجود نداشته باشد.

> ایده‌ها مانند تار عنکبوت هستند، زیرا از آنچه به نظر می‌رسند قوی‌ترند. بنابراین آنها را دست کم نگیرید.

> ایده‌ها مانند اتومبیل هستند، زیرا شما را به نقاط جالب و دیدنی می‌برند، بنابراین با آنها همراه شوید.

> دنیا مملو از درهایی است که می‌توان با گذشتن از آن با طیف وسیعی از فرصت‌ها روبه‌رو شد. تنها باید به باز کردن این درها میل و رغبت نشان داده و بهای آن را تمام و کمال بپردازید.

> هرچه بیشتر بکوشی خوش‌شانس‌تر می شوی.

> یقین دارم خاطره‌های بیادماندنی‌تان از سفر ها، آنهایی است که در برنامه اصلی‌تان پیش بینی نشده بود؛ به‌طور غیرمنتظره با آنها مواجه شدید و دقایقی به آن موقعیت‌های جذاب و حیرت‌آور فکر کردید.

> مردم دوست دارند از بچه ها بپرسند: وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چه کاره شوی؟ این کار سبب می شود که آنان اهدافشان را در دوران کودکی، دست کم در قلمرو ذهن، نهایی کنند و از بررسی فرصت های زیادی که در آینده با آن مواجه خواهند شد محروم شوند.

> هرچی سخت‌تر کار کنی ، خوش‌شانس‌تر میشی.

> شکست جزء تفکیک‌ناپذیر فرایند یادگیری است.

> هر چه بیشتر شانس خود را امتحان کنی، احتمال موفقیت تو بیشتر می‌شود.

> شکست اجتناب‌ناپذیر است و موفقیت از آن کسی است که به جای فرار از گلوله، جراحات ناشی از آن را التیام بخشد.

> اگر تکه‌ای چوب را به بنزین آغشته کنید، تنها تکه ‌ای چوب خیس در اختیار خواهید داشت، اما اگر همین مقدار بنزین را روی آتشی کوچک و بی‌رمق بریزید به شعله ای بزرگ و سوزان مبدل خواهد شد.

> مقاومت در آغاز هر کار آسان‌تر از پایان آن است.

> بین افراد خود‌ساخته‌ای که سراسر زندگی‌شان آمیخته با استقامت و پایداری است با افرادی که چشم انتظارند دیگران آنان را به مسئولیتی بگمارند نیز تفاوت زیادی وجود دارد.

> فرصت‌ها همواره چشم به راه ما هستند تا به سراغشان برویم و از آنها بهره‌برداری کنیم.

> سختکوشی، اختصاص وقت و خطر کردن بذرهایی هستند که در کشتزار عمل می رویند و نهال موفقیت را به ثمر می رسانند.

> افرادی که قله های موفقیت را فتح کرده اند، سخت‌تر از اطرافیانشان کار می کنند، از انرژی بیشتری بهره‌مندند و برای دستیابی به اهدافشان شور و انگیزه فراوانی دارند.

> ماندن در مسیر های از پیش تجویز شده آسان است، اما یک زندگی محافظه‌کارانه و یکنواخت با کشف دنیایی سراسر از شور و هیجان که در هر گوشه‌اش شگفتی ها کمین کرده تفاوت زیادی دارد.

> بعضی اوقات احمقانه ترین ایده که در آغاز غیرعلمی به نظر می رسید پس از مدتی جالبترین ایده از آب در می آید

---
منبع: [ای کاش وقتی 20 ساله بودم می‌دانستم در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/ای-کاش-وقتی-20-ساله-بودم-می-دانستم-7f886d02-0408-4042-aa81-3fb79955c641)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/ای-کاش-وقتی-20-ساله-بودم-می-دانستم-7f886d02-0408-4042-aa81-3fb79955c641/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/ای-کاش-وقتی-20-ساله-بودم-می-دانستم-7f886d02-0408-4042-aa81-3fb79955c641/quotes