# برادران کارامازوف

- **نویسنده:** فئودور داستایوسکی
- **مترجم:** مشفق همدانی
- **ناشر:** امیرکبیر
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۴
- **تعداد صفحه:** ۱۱۳۶
- **شابک:** 9789640022566

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

این که گاهی بزرگ‌ترین جنگ انسان نه با دنیاودیگران،بلکه با تاریک‌ترین بخش‌های وجود خودشه؛جایی که عقل به خدا شک می‌کنه،دل دنبال عشق میگرده و وجدان ازت جواب میخواد
حال‌وهوایش سنگین، آشفته و عمیقاً انسانی است؛انگار وارد ذهن آدم‌هایی شده‌ای که هرکدام بخشی از جنگ‌های پنهان خودت را زندگی می‌کنند.
آدم تا کجا مسئول تاریکیِ خودش و رنجی است که به دیگران تحمیل می‌کند، و آیا عشق می‌تواند چیزی را در انسان نجات دهد که عقل و قضاوت از نجاتش عاجزند؟
کتاب اول – تاریخچه‌ی یک خانواده: خانواده‌ای را می‌بینیم که زیر ظاهرش، سال‌ها نفرت، تحقیر و زخم انباشته شده است.

کتاب دوم – گردهمایی نامناسب: ایمان، غرور و خشم در یک جمع به هم می‌رسند و هیچ‌کس واقعاً دیگری را نمی‌شنود.

کتاب سوم – شهوت‌پرستان: میل، حسادت و نفرت چنان در هم می‌پیچند که عشق هم شکل ویرانگر به خود می‌گیرد.

کتاب چهارم – زخم‌ها: رنج آدم‌ها، به‌خصوص کودکان، نشان می‌دهد شرارت چطور از یک نفر فراتر می‌رود.

کتاب پنجم – موافق و مخالف: عقل در برابر ایمان می‌ایستد و پرسشِ رنج بی‌گناهان به قلب مسئله‌ی خدا می‌زند.

کتاب ششم – راهب روسی: پاسخ زوسیما به تاریکی جهان، نه انکار رنج، بلکه عشق، فروتنی و مسئولیت‌پذیری است.

کتاب هفتم – آلیوشا: ایمان آلیوشا با فقدان و ناامیدی روبه‌رو می‌شود و باید معنای تازه‌ای پیدا کند.

کتاب هشتم – میتیا: شور و خشم، شخصیت میتیا را به آستانه‌ی تصمیم‌هایی می‌برند که ممکن است زندگی‌اش را زیرورو کنند.

کتاب نهم – تحقیقات مقدماتی: حقیقت در میان شواهد، سوءظن‌ها و برداشت‌های انسانی شکل می‌گیرد؛ اما حقیقت و آنچه مردم باور می‌کنند، لزوماً یکی نیستند.

کتاب دهم – پسرها: جهان کودکان، با دوستی‌ها و غرورهایش، تصویری کوچک از پیچیدگی و بی‌رحمی دنیای بزرگسالان می‌شود.

کتاب یازدهم – ایوان: شک و عقل ایوان به قلمرویی می‌رسند که دیگر نمی‌توان همه‌چیز را صرفاً با منطق کنترل کرد.

کتاب دوازدهم – یک خطای قضایی: دادگاه می‌کوشد حقیقت را پیدا کند، اما آدم‌ها همیشه آن چیزی را نمی‌بینند که واقعاً اتفاق افتاده است.

پایان – سخنرانی و بدرقه: رمان دوباره به این پرسش بازمی‌گردد که از میان تمام رنج‌ها و خطاهای زندگی، چه چیزی ارزش به خاطر سپردن و ادامه دادن دارد.
به کسی می‌گویم آری، که از جواب‌های ساده خسته شده و جرئت روبه‌رو شدن با سؤال‌های بی‌جواب را دارد؛ کسی که می‌خواهد بفهمد آدم‌ها چطور هم‌زمان می‌توانند دوست‌داشتنی و نفرت‌انگیز، مؤمن و شکاک، قربانی و مقصر باشند.
 به کسی می‌گویم فعلاً نه، که دنبال قصه‌ای پرسرعت، آرامش‌بخش یا سرگرم‌کننده است

نوشته‌ی در فراسویِ

---
منبع: [برادران کارامازوف در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/برادران-کارامازوف-tgh:217765)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/برادران-کارامازوف-tgh:217765/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/برادران-کارامازوف-tgh:217765/quotes