# تنهایی پر هیاهو

- **نویسنده:** بهومیل هرابال
- **مترجم:** پرویز دوائی
- **ناشر:** نشر آبی
- **سالِ این چاپ:** ۱۳۹۴
- **تعداد صفحه:** ۱۰۶
- **شابک:** 978-964-5709-52-3
- **موضوع:** ادبیات روسی

در ابریشمک ۳ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## خلاصه (از ناشر)

راوی داستان مردی است به نام "هانتا" که سی و پنج سال از عمر خود را به کار خمیر کردن کتاب و کاغذ سپری کرده است. او در این میان، به کتاب‌های ارزشمندی برخورده و به تدریج با مطالعه آنها سطح آگاهی خود را فزونی بخشیده است. او می‌گوید: "حالا باز به سراغ دستگاه پرسی‌ام برگشته‌ام، دارم کاغذ باطله روی هم می‌کوبم و در دل هر عدل کاغذ، یک فیلسوف کلاسیک جا می‌دهم. گردش امروز صبح در پراگ قدری آرامم کرده است. ذهنم از این اندیشه قدری آرامش پیدا کرده که تنها این من نیستم، بلکه در این لحظه در پراگ هزاران نفر دیگر دارند در زیرزمین‌‌ها کار می‌کنند و ذهنشان پر از افکار زیبا و زندگی‌بخش است ... جنگ که تمام شد هنوز تا دهه پنجاه، زیرزمین محل کار من مدام پر از ادبیات دوران نازی‌ها بود و چه لذتی به من می‌داد له و لورده کردن خروارها جزوه و کتاب مربوط به نازی‌ها ... [یک روز در میان انبوه کتاب‌ها] مسیح را چون مارپیچ خوشبین دیدم و لانوتسه را چون دایره بسته‌ای . مسیح را که سراپا آکنده از درگیری‌ها و وضعیت‌های دراماتیک بود و لانوتسه را غرقه در تعمقی خاموش در لاینحل بودن تناقض‌های اخلاقی ...".

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

قصه‌ی مردی‌ست که میان انبوه کتاب‌هایی که نابود می‌کند، با تنهایی، خاطرات و معنای زندگی خودش دست‌وپنجه نرم می‌کند.
«تنهایی پُرهیاهو» داستان مردی به نام هانتاست؛ کارگری که سال‌ها در زیرزمینی تاریک، مشغول خمیر کردن و از بین بردن کتاب‌ها و کاغذهای قدیمی است. اما هانتا برخلاف چیزی که شغلش نشان می‌دهد، عاشق کتاب‌هاست. او بعضی کتاب‌ها را قبل از نابود شدن نجات می‌دهد و با خودش به خانه می‌برد؛ انگار دارد تکه‌هایی از یک جهان رو به نابودی را حفظ می‌کند.

کتاب در ظاهر داستان زندگی یک کارگر ساده است، اما در عمق خودش درباره‌ی کتاب، تنهایی، مرگ، هنر، آزادی، نابودی فرهنگ و معنای زندگی حرف می‌زند. هانتا میان کتاب‌هایی که می‌خواند، خاطرات گذشته و دنیایی که کم‌کم در حال تغییر است، زندگی می‌کند.

حال‌وهوای کتاب عجیب، شاعرانه، تلخ و کمی سوررئال است. یک لحظه درباره‌ی یک کتاب یا یک خاطره‌ی زیبا می‌خوانی و چند خط بعد با تصویری خشن یا غم‌انگیز روبه‌رو می‌شوی. همین تضاد، فضای خاص کتاب را ساخته؛ انگار زیبایی و نابودی همیشه کنار هم حضور دارند.

لحن هرابال صمیمی، سیال و پر از تصویر و تداعی است. ذهن هانتا مدام از یک خاطره به یک کتاب، از یک فیلسوف به یک اتفاق روزمره و از گذشته به حال می‌رود. بنابراین روایت خیلی خطی و سرراست نیست و بیشتر شبیه جریان ذهن یک آدم تنهاست.

از نظر سختی، کتاب خیلی طولانی نیست، اما ممکن است از نظر ذهنی کمی چالش‌برانگیز باشد. نه به خاطر زبان دشوار، بلکه چون اتفاق‌ها همیشه با نظم معمول یک داستان پیش نمی‌روند. بهتر است آرام خوانده شود و اجازه بدهی تصویرها و فکرهای هانتا کم‌کم در ذهنت بنشینند.

اگر بخواهم حس خواندنش را در چند کلمه بگویم: شاعرانه، تلخ، عجیب، فلسفی و عمیقاً انسانی.

به نظرم یکی از زیباترین چیزهای کتاب این است که درباره‌ی تنهایی یک انسان در میان انبوهی از کتاب‌ها و صداهای گذشته حرف می‌زند؛ هانتا تنهاست، اما ذهنش پر از آدم‌ها، کتاب‌ها، خاطرات و فکرهایی‌ست که هیچ‌وقت واقعاً تنهاش نمی‌گذارند.
«تنهایی پُرهیاهو» به درد کسی می‌خوره که کتاب و ادبیات رو دوست داره و از رمان‌های کوتاه، شاعرانه و متفاوت لذت می‌بره؛ مخصوصاً اگر به تنهایی، خاطره، مرگ، هنر و کتاب‌هایی که بیشتر از قصه، آدم رو به فکر فرو می‌برن علاقه داشته باشه.

نوشته‌ی مهدا

---
منبع: [تنهایی پر هیاهو در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/تنهایی-پر-هیاهو-1f56367f-6917-4eae-b3b2-7c337d7b89e4)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/تنهایی-پر-هیاهو-1f56367f-6917-4eae-b3b2-7c337d7b89e4/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/تنهایی-پر-هیاهو-1f56367f-6917-4eae-b3b2-7c337d7b89e4/quotes