# جاناتان مرغ دریایی

- **نویسنده:** ریچارد باخ
- **ناشر:** آوام
- **سالِ این چاپ:** ۱۳۹۰
- **تعداد صفحه:** ۵۶
- **شابک:** 978-964-2586-06-6
- **موضوع:** رمان آمریکایی

در ابریشمک ۱۵ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۲ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۹٫۰ از ۱۰.

## بخوانمش یا نه؟

از ۳ نفری که خواندندش پرسیدیم «اگر دوستت بپرسد بخوانمش یا نه، چه می‌گویی؟»: ۳ نفر گفتند بخوان، ۰ نفر گفتند بد نبود، و ۰ نفر گفتند وقتت را نگیرد.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

داستانی کوتاه و الهام‌بخش درباره‌ی آزادی، متفاوت بودن و شجاعتِ دنبال کردن رؤیاهاست.
داستان مرغ دریایی‌ای‌ست که برخلاف بقیه، به جای اینکه فقط برای پیدا کردن غذا پرواز کند، می‌خواهد پرواز را یاد بگیرد و محدودیت‌های خودش را بشکند. او به خاطر متفاوت بودن از گروه طرد می‌شود، اما همین تنهایی آغاز مسیری می‌شود که او را به شناختی تازه از خودش و معنای آزادی می‌رساند.
کتاب، داستانی کوتاه و نمادین درباره‌ی آزادی، خودشناسی، جسارتِ متفاوت بودن و دنبال کردن رؤیاهاست؛ کتابی که شاید ساده به نظر برسد، اما می‌تواند آدم را به فکر کردن درباره‌ی مرزهایی بیندازد که خودش برای زندگی‌اش ساخته است.
بخش اول
جاناتان و علاقه‌ی متفاوتش به پرواز؛ تلاش برای فراتر رفتن از محدودیت‌های معمول و واکنش دسته‌ی مرغان دریایی به متفاوت بودن او.
بخش دوم
آشنایی با دنیایی تازه و یادگیری درباره‌ی آزادی و کمال.
بخش سوم
بازگشت و آموزش آنچه آموخته است، رابطه‌ی استاد و شاگرد و انتقال مفهوم آزادی و شناخت خویش.
به درد کسی می‌خورد که کتاب‌های کوتاه و الهام‌بخش را دوست دارد و به موضوعاتی مثل آزادی، خودشناسی، متفاوت بودن و دنبال کردن رؤیاهایش علاقه‌مند است.

نوشته‌ی مهدا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **زهره** (امتیاز ۸ از ۱۰): که آزادی بنیادی ترین حق ماست و قرار نیست کسی مسیر را برایمان انتخاب کند،و اینکه متفاوت بودن از بقیه چیز بد و اشتباهی نیست و تلاش و پشتکار و اطمینان داشتن به خودمون و اهدافمونه که مهمه. و اینکه شکست پایان راه نیست استمراره که مهمه....
- **رویا** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): کتابی کوتاه و نمادین درباره‌ی آزادی، متفاوت بودن، دنبال‌کردن رؤیاها و غلبه بر محدودیت‌های خود است. به نظرم پیامش قشنگ و الهام بخش است و به ما انگیزه ی جنگیدن برای هدفمان را می‌دهد.
- **فرانک**: اینکه اکثر موانع و دیوارهایی که مقابل آدم هست،از ترس های درونی و جمعی ساخته شدن، اگر بتونیم نگاه متفاوت و جسورانه داشته باشیم، میتونیم از مرزها عبور کنیم ، و متفاوت زندگی کنیم

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> پس از این چه اتفاقی برایمان خواهد افتاد؟ به کجا خواهیم رفت؟ اصلا بهشتی وجود دارد؟ نه جاناتان! چنین جایی وجود ندارد. بهشت زمان و مکان ندارد. بهشت ، کمال است .

> مرغان همصدا گفتند: 《برادری شکسته است.》 چشمانشان را جدی و با وقار بستند و روی از او برگرداندند. بدین سان جاناتان بقیه زندگی اش را در انزوا گذرانید و به جایی دور، صخره ای در دوردست تبعید شد. انزوا او را از پا نینداخت، اندوهش از این بود که سایر مرغان دریایی نخواستند شکوه و جلال پرواز را تجربه کنند، چشمانشان را بگشایند و واقعیت را ببینند.

> تو دیگر به من نیازی نداری.تو نیاز به یافتن خود داری،هر روز اندکی بیشتر...

> «درود و مهر، یکی از زیباترین و خوش تقارن ترین کتاب با بخشی از تراوشات ذهن الکَن و اَبتر خودم همین کتاب ساده و کوچک و تفکر برانگیز است، بخشی از کتاب شامل سوال های مکرر و محرک هاا و نهیب زدن هااا به خود است که چقدر چیزهاست که باید بیاموزم...و در جواب هم در بخش دیگر نویسنده به زیبایی پاسخ میگوید《بر پایهٔ آن‌چه در این دنیا می‌آموزیم، دنیای بعدی‌مان را برمی‌گزینیم. اگر چیزی یاد نگیری، دنیای بعدی‌ات عین همین یکی خواهد بود، با همین محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها، و وزنه‌هایی به سنگینی سرب که باید بر آن‌ها غلبه کنی.》بنده شخصا و به شدت وافر به این پاسخ باور دارم و همیشه به خودم یادآور میشوم هرچه بیاموزی به کارت خواهد آمد حتی اگر اینجا و در این کالبد نباشی.»

> تو برای پرواز نیازی به ایمان نداری، تو باید پرواز را درک کنی و این چیزیست که باید انجام دهی، حالا دوباره تلاش کن.

> پرواز را آموخته بود و برای بهایی که صرف آن کرد اصلاً پشیمان نبود.

> آزادی حق طبیعی هر موجودی است، هر چقدر دیگران در برابر آزادی او ایستاده باشند آزادی او باید جدا از دیگران باشد، تشریفات، خرافه پرستی و یا محدوددیت در هر شکلی و جود داشته است.

> اکثر مرغ‌های دریایی زحمتی برای دانستن راز پرواز نکشیده‌اند، و پرواز را جز برای غذا، از ساحل به دریا رفتن و برگشتن، نمی‌دانستند.

> جاناتان، تلاش در راه عشق را ادامه بده

> همه ی این‌ها ویژه و با استعداد و الهی هستند؟ نه از شما بیشتر هستند نه از من، تنها فرق آنها این است که فهمیدن، درک حقیقت و تمرین را شروع کرده اند.

> عشقی برای زندگی در جایی که بودیم وجود نداشت. به‌جز پیش‌پا افتاده‌ترین ایده‌ها مثل خوردن و جنگیدن یا قدرت در گروه کسی آنجا بود که ایدهٔ دیگری برای زندگی داشته باشد؟

> بدن شما از نوک بال تا نوک بال دیگر چیزی بیشتر از تفکر شما در درون تان نیست، حصارهای فکری‌تان را بشکنید و همین‌طور حصارهای بدنتان را.

> من قانون شکن پاک و شجاعی بودم

> پرواز خوب است اما یادت نرود که پرواز خشک و خالی برایت غذا نمی‌شود، تو برای غذاست که پرواز می‌کنی.

> راهی برای دست یابی نداشت جز تمرین به دور از دیگران.

> وقتی فهمید که محدودیت‌ها فقط در ذهنِ اوست، آسمان دیگر برایش سقفی نداشت؛ بلکه افقی بی‌پایان بود برایِ بودن.

> تنها قانون واقعی آن است که به " آزادی" منجر شود، قانون دیگری وجود ندارد.

---
منبع: [جاناتان مرغ دریایی در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/جاناتان-مرغ-دریایی-b2a27ada-0ff6-4037-b76c-8049aa40e19e)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/جاناتان-مرغ-دریایی-b2a27ada-0ff6-4037-b76c-8049aa40e19e/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/جاناتان-مرغ-دریایی-b2a27ada-0ff6-4037-b76c-8049aa40e19e/quotes