# حسد

- **نویسنده:** یوری آلیشا
- **مترجم:** یلدا بیدختی‌نژاد
- **ناشر:** ماهی
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۲
- **تعداد صفحه:** ۲۱۶
- **شابک:** 9789642094066

در ابریشمک ۳ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

درباره‌ی رنجِ دیدنِ موفقیت دیگری است؛ وقتی آنچه در او تحسین می‌کنیم، به یادآوریِ دردناکِ تمام چیزهایی تبدیل می‌شود که در خودمان کم می‌بینیم.
رمانی درباره‌ی رقابت، احساس حقارت و ناتوانی در پذیرفتن موفقیت دیگری است. یوری الیشا در بستر جامعه‌ای که ارزش‌های تازه‌ای در آن شکل گرفته‌اند، دو نوع نگاه به زندگی را روبه‌روی هم قرار می‌دهد: انسانی که می‌خواهد بسازد و پیش برود، و انسانی که از دیدن موفقیت او احساس تهدید می‌کند.
در مرکز کتاب، حسادت فقط یک احساس شخصی نیست؛ به نیرویی تبدیل می‌شود که نگاه انسان به خودش، دیگران و جهان اطرافش را مسموم می‌کند.
چه حالی دارد؟
طنزآمیز، کنایه‌دار، گاهی گروتسک و سرشار از تلخی. اولشا با زبانی خلاق و تصاویری نامتعارف، هم ضعف‌های شخصی انسان را نشان می‌دهد و هم تناقض‌های جامعه‌ای را که در حال تغییر است.
چه چیزی از آن می‌ماند؟
این فکر که گاهی چیزی که در دیگری تحمل نمی‌کنیم، همان چیزی است که آرزوی داشتنش را داریم. حسادت می‌تواند به‌جای آنکه ما را به حرکت وادارد، تمام انرژی‌مان را صرف کوچک کردن کسی کند که از او عقب مانده‌ایم.
آینه‌ی حسادت: دیدن آرزوهای سرکوب‌شده‌ی خود در زندگی دیگری.
احساس حقارت: وقتی فاصله‌ی میان آنچه هستیم و آنچه می‌خواهیم باشیم، آزارمان می‌دهد.
انسان در برابر ماشین جامعه: تقابل خلاقیت و فردیت با نظم و کارآمدی.
نقاب برتری: پنهان کردن ضعف‌ها پشت غرور و تحقیر دیگران.
رقابت و کینه: وقتی موفقیت دیگری به زخمی شخصی تبدیل می‌شود.
خیال در برابر واقعیت: فاصله‌ی میان تصویری که از خود ساخته‌ایم و زندگی واقعی‌مان.
فرد و جامعه‌ی تازه: کشمکش میان ارزش‌های قدیمی و نظم نوظهور.
ویرانگری حسادت: وقتی به‌جای ساختن زندگی خود، درگیر نفی زندگی دیگری می‌شویم.
اگر به رمان‌های روان‌شناختی و اجتماعی علاقه داری و از آثاری خوشت می‌آید که شخصیت‌های پیچیده را در کنار نقد جامعه قرار می‌دهند، این کتاب انتخاب جذابی است؛ به‌خصوص اگر بخواهی درباره‌ی فردیت، موفقیت، احساس حقارت و تقابل انسان خلاق با جامعه فکر کنی.

نوشته‌ی نسترن

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **نسترن**: «حسد» روایت تقابل دو انسان با دو جهان متفاوت است؛ یکی نماینده‌ی موفقیت، اعتمادبه‌نفس و جایگاه اجتماعی، و دیگری گرفتار احساس حقارت، ناکامی و حسادت. آلیشا از دل این تقابل، به ذهن انسانی نفوذ می‌کند که نمی‌تواند برتری دیگری را تحمل کند و آرام‌آرام در مقایسه و کینه‌ی خودش گرفتار می‌شود. این رمان فقط درباره‌ی حسادت به دیگری نیست؛ درباره‌ی شکنندگی غرور، ترس از بی‌ارزش بودن و رنجِ مقایسه کردن خود با زندگی دیگران است. چیزی که از کتاب با من ماند: گاهی چیزی که بیش از همه از دیگری آزارمان می‌دهد، همان چیزی‌ست که از روبه‌رو شدن با آن در خودمان می‌ترسیم.

---
منبع: [حسد در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/حسد-tgh:204217)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/حسد-tgh:204217/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/حسد-tgh:204217/quotes