# خداوندگار مگس‌ها

- **نویسنده:** ویلیام گلدینگ
- **مترجم:** جواد پیمان
- **ناشر:** امیرکبیر
- **موضوع:** رمان انگلیسی

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۹٫۰ از ۱۰.

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **عاطفه** (امتیاز ۹ از ۱۰): اگر قوانین، جامعه و نظارت از بین برن، انسان واقعاً چقدر متمدن می‌مونه؟ به شیوه‌ی عالی میل به تعلق داشتن آدما رو و کارها‌یی ازشون برمیاد تا این میل ارضا بشه رو به تصویر می‌کنه داستان به شدت استعاری هست و حتماً حتماً نقد کتاب رو بعد از مطالعه بخونید تا بهتر متوجه بشین هر کدوم از ابزار داستان دقیقاً نماد از چه چیزی هست

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> چطور چیزی که قرار بود نشانه‌ی امید باشد، کم‌کم در میان ترس و آشوب گم شده است. دیگر مسئله فقط نجات پیدا کردن نبود؛ انگار هرچه بیشتر در جزیره می‌ماندند، بیشتر خودشان را از دست می‌دادند. تمدن، قانون و اسم‌هایی که زمانی برایشان اهمیت داشت، یکی‌یکی محو می‌شدند و چیزی خام و ناشناخته جایشان را می‌گرفت.

> قانون‌ها یکی‌یکی کنار رفتند و ترس جایشان را گرفت. چیزی که اول فقط یک بازی به نظر می‌رسید، آرام‌آرام جدی شد؛ تا جایی که دیگر کسی نمی‌دانست مرز میان انسان متمدن و حیوان وحشی کجاست. شاید ترسناک‌ترین چیز جزیره، چیزی نبود که در تاریکی پنهان شده بود؛ چیزی بود که در خودِ آن‌ها بیدار شده بود.

---
منبع: [خداوندگار مگس‌ها در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/خداوندگار-مگس-ها-646713)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/خداوندگار-مگس-ها-646713/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/خداوندگار-مگس-ها-646713/quotes