# داش آکل

- **نویسنده:** صادق هدایت
- **ناشر:** صادق هدایت
- **سالِ این چاپ:** ۱۳۸۴
- **تعداد صفحه:** ۳۲
- **شابک:** 978-964-95477-0-1
- **موضوع:** داستان و رمان فارسی

در ابریشمک ۳ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## خلاصه (از ناشر)

در این کتابچه داستان "داش آکل" نوشته "صادق هدایت" (1281 - 1330) به طبع رسیده است. در این داستان که غم نامه مرگ خصلت‌های نیکوست، جلوه زیبا و اندوهناک عشق به نمایش درمی‌آید. "داش آکل" برای پاسداری از سنت پسندیده، عشق خود به "مرجان" را زیر می‌نهد؛ اما خود از پای درمی‌آید. داش آکل ناتوان از بیان عشق خود و آن چه می‌خواهد بگوید در خود می‌شکند و در نهایت راز دل با طوطی مرجان درمیان می‌گذارد و.....

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> در این ضمن شعری به یادش افتاد. از روی بی حوصلگی زمزمه کرد: «به شب نشینی زندانیان برم حسرت که نقل مجلسشان، دانه های زنجیر است»

> دلم دیوانه شد، ای عاقلان، آرید زنجیری که نبود چاره‌ی دیوانه جز زنجیر تدبیری!

---
منبع: [داش آکل در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/داش-آکل-b7ca18c8-0419-45b1-845b-6f405bb5791b)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/داش-آکل-b7ca18c8-0419-45b1-845b-6f405bb5791b/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/داش-آکل-b7ca18c8-0419-45b1-845b-6f405bb5791b/quotes