# دالان بهشت

- **نویسنده:** نازی صفوی
- **ناشر:** ققنوس
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۵
- **تعداد صفحه:** ۴۴۸
- **شابک:** 978-964-311-213-4
- **موضوع:** داستان و رمان فارسی

در ابریشمک ۱۳ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۷٫۰ از ۱۰.

## بخوانمش یا نه؟

از ۴ نفری که خواندندش پرسیدیم «اگر دوستت بپرسد بخوانمش یا نه، چه می‌گویی؟»: ۴ نفر گفتند بخوان، ۰ نفر گفتند بد نبود، و ۰ نفر گفتند وقتت را نگیرد.

## خلاصه (از ناشر)

داستان، ماجرای دختری است به نام((مهناز)) که با همسایه‌اش((محمد)) ازدواج می‌کند .مهناز از زندگی تعبیر ساده‌ای دارد و به همین سبب ترک تحصیل می‌کند . اما همسرش انتظار دیگری از او دارد و از مهناز می‌خواهد مجددا به تحصیل ادامه دهد .محمد همواره در این آرزوست که همسرش روشنفکر باشد تا زندگی آن دو معنای حقیقی بیابد .در حالی که مهناز راه دیگری برای زندگی انتخاب کرده است .سرانجام اختلاف اصلی این زوج جوان شدت می‌گیرد تا جایی که ناگزیر از هم جدا می‌شوند .مدت‌ها سپری می‌شود و مهناز در خلوت انزوا به خود می‌آید .او به تدریج به تحصیل روی می‌آورد و با موفقیت مراحل تحصیل در دانشگاه را نیز طی می‌کند .مهناز اینک مدیر یک مهد کودک است و این بار با پشتوانه تجربه و علم وارد زندگی محمد می‌شود ....

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

زندگی مشترک یک دختر جوان و همسرش است؛ از آشنایی و ازدواج شروع می‌شود و به تفاوت‌های فکری، مشکلات زندگی زناشویی و پختگی شخصیت اصلی می‌پردازد.
نگاهش به زندگی مشترک و رشد تدریجی یک زن در ازدواج.
- لحن: صمیمی، احساسی و گاهی انتقادی.
- خواندن: روان و نسبتاً آسان.
- اثر: بیشتر دربارهٔ عشق، انتخاب همسر، استقلال و شناخت خود فکر می‌کنی و ممکن است نگاهت به بعضی مسائل ازدواج تغییر کند.
  چیزی که در ذهن می‌ماند: کتاب باعث می‌شود به این فکر کنی که عشق به‌تنهایی برای یک زندگی مشترک کافی نیست و شناخت، بلوغ و استقلال فکری هم اهمیت دارند.
بعد از خواندن: احتمالاً بیشتر از قبل به این فکر می‌کنی که در یک رابطه، خودت را گم نکنی و انتخاب‌هایت را فقط بر اساس احساس انجام ندهی

نوشته‌ی لادی

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **آرزو** (امتیاز ۷ از ۱۰): «دالان بهشت» برای من بیشتر از یک داستان عاشقانه، درباره‌ی بزرگ شدنِ آدمیه که تازه بعد از یک رابطه می‌فهمه عشق به‌تنهایی برای ساختن یک زندگی کافی نیست. فضای کتاب ساده و روانه و مخصوصاً تغییرات مهناز و نگاهش به ازدواج و خودش برام جالب بود. البته بعضی جاها حرف‌های کتاب زیادی مستقیم و آموزنده می‌شه و ریتمش هم گاهی کند می‌شه. با این حال، چیزی که ازش با من موند بیشتر از خودِ داستان، مسیر رشد مهناز بود؛ اینکه آدم گاهی باید از یک رابطه فاصله بگیره تا خودش رو بهتر بشناسه.
- **شیدا**: چیزی که در آن قابل توجه است، شخصیت‌پردازی و نگاه نسبتاً واقع‌گرایانه به رابطه است؛ مخصوصاً اینکه همه‌چیز را به «عشق» تقلیل نمی‌دهد و پای خانواده، جامعه و انتخاب‌های شخصی را هم وسط می‌کشد. البته ممکن است بعضی بخش‌های رمان، مخصوصاً لحن و نگاهش به روابط زن و مرد، امروز کمی قدیمی به نظر برسد

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> آدم بایـــــــــــــــد بداند چـــــــــــــــه میخـــــــــــــــواهد و چـــــــــــــــرا میخواهد؟ اگر جز این باشد مثل من میشود، ترکه ای در مسیر باد که به هر طرفی خم میشود.

---
منبع: [دالان بهشت در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/دالان-بهشت-2df48803-d011-4876-b433-cd73ab650b04)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/دالان-بهشت-2df48803-d011-4876-b433-cd73ab650b04/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/دالان-بهشت-2df48803-d011-4876-b433-cd73ab650b04/quotes