# درخت زیبای من

- **نویسنده:** ژوزه‌ م‍ائ‍ورو ده‌ واس‍ک‍ون‍س‍ل‍وس‌
- **مترجم:** مرضیه کردبچه
- **ناشر:** شبگون
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۳
- **تعداد صفحه:** ۲۲۶
- **شابک:** 9786008472032
- **موضوع:** رمان پرتغالی

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۷٫۰ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

کتاب حاضر داستانی است که در آن نویسنده خاطرات شخصی‌اش را از دوران کودکی در سنین پنج و شش‌سالگی بازآفرینی می‌کند. شخصیت اصلی داستان کودکی است بسیار باهوش، احساساتی، خلاق، اما دردسرساز و خراب‌کار. «زه زه» که به خاطر شکست‌ها و خرابکاری‌هایش تنبیه می‌شود و کتک می‌خورد، اغلب به دنیای خیال پناه می‌برد و به کمک هوش بسیار و ذهن خلاقش دنیایی تخیلی پر از شادی و هیجان برای خودش می‌سازد.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

داستان کودکی فقیر و خیال‌پرداز به نام زه‌زه که در میان سختی‌های زندگی، یک درخت پرتقال کوچک را به دوست و پناه خودش تبدیل می‌کند.
کتاب برایم بیشتر از یک داستان درباره کودکی بود؛ درباره بچه‌ای بود که خیلی زودتر از سنش با فقر، خشونت و تنهایی روبه‌رو می‌شود، ولی هنوز تخیل و مهربانی‌اش را از دست نداده. زه‌زه برای فرار از دنیای سخت اطرافش با درخت پرتقالش حرف می‌زند و برای خودش یک دنیای کوچک می‌سازد.

چیزی که بیشتر از همه برایم ماند، تنهایی زه‌زه و نیازش به دوست داشته شدن بود. اینکه یک بچه می‌تواند با چند کلمه محبت و کمی توجه، این‌قدر عمیق به کسی وابسته شود و از طرف دیگر، بی‌مهری و خشونت چطور می‌تواند یک کودک را زودتر از موعد بزرگ کند. کتاب تلخ بود، ولی در کنارش پر از زندگی و شیطنت‌های کودکانه هم بود و همین ترکیب باعث شد خیلی راحت با زه‌زه همراه شوم.
۱. زه‌زه و دنیای کودکی
پسربچه‌ای باهوش و شیطون که با وجود فقر، دنیای خیال خودش را دارد.

۲. خانواده و زندگی سخت
فقر و مشکلات خانواده، بخش زیادی از کودکی زه‌زه را شکل می‌دهد.

۳. درخت پرتقال کوچولو
زه‌زه با درخت کوچکش حرف می‌زند و آن را تبدیل به دوست و همدم خودش می‌کند.

۴. شیطنت‌ها و دردسرها
ماجراهای کودکانه و شیطنت‌هایی که هم خنده‌دارند و هم گاهی دردسرساز می‌شوند.

۵. پیدا کردن یک آدم مهربان
ورود آدمی به زندگی زه‌زه که برای اولین بار به او توجه و محبتی واقعی می‌دهد.

۶. بزرگ شدن زودهنگام
زه‌زه با تجربه‌هایی روبه‌رو می‌شود که کودکی‌اش را تغییر می‌دهند و او را مجبور می‌کنند زودتر از سنش بزرگ شود.

۷. چیزی که از کودکی می‌ماند
داستانی درباره تنهایی، محبت و زخمی که بعضی تجربه‌های کودکی برای همیشه با آدم می‌مانند.

نوشته‌ی فاطمه

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **فاطمه** (امتیاز ۷ از ۱۰): کتاب به زبان ساده و عامیانه ولی پر از تامل

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> آزادی، بال‌هایت را بر سر ما بگستران"

> منتظر چیزی نیستم. اینطوری نا‌امید هم نمی‌شوم.

> چنان غم بزرگی ‌در چشم‌هایش داشت که حتی اگر می‌خواست، نمی‌توانست گریه کند.

> رنجیده بودم، دیگر دلم نمی‌خواست حرف بزنم. حتی دیگر میلی به آوازخواندن نداشتم. پرنده‌ای که درونم آواز می‌خواند پر زد و رفت

> زیستن به زحمتش نمی‌ارزد.

> حالا، واقعا می‌فهمیدم درد کشیدن یعنی چه. درد کشیدن، کتک خوردن تا دم مرگ نبود؛ زخمی‌ کردن پا با تکه شیشه شکسته و بخیه زدن در درمانگاه نبود. دردکشیدن، این چیزی بود که قلب را می‌شکست و از آن می‌مردیم بی آنکه بتوانیم رازمان را با کسی درمیان بگذاریم.

> اشکالی ندارد. می‌کشمش. - چه گفتی بچه جان؟ پدرت را می‌کشی؟ - بله. این کار را می‌کنم. شروع کرد‌ه‌ام. کشتن نه به‌ ‌این معنا که هفت تیر بوک جونز را بردارم و بنگ! نه. با دوست نداشتن‌اش، او را در قلبم می‌کشم. و یک روز خواهد مرد.

---
منبع: [درخت زیبای من در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/درخت-زیبای-من-647988)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/درخت-زیبای-من-647988/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/درخت-زیبای-من-647988/quotes