# درمان شوپنهاور

- **نویسنده:** اروین د. یالوم
- **مترجم:** سپیده حبیب
- **ناشر:** نشر قطره
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۳
- **تعداد صفحه:** ۴۹۰
- **شابک:** 978-600-119-619-5
- **موضوع:** رمان آمریکایی

در ابریشمک ۱۲ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۱۰٫۰ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

«اروین. د. یالوم» در رمان «درمان شوپنهاور»، ‌تصوّر می‌کند که فیلسوف معاصری به نام «فلیپ»، که فردی منزوی و به نوعی رونوشت شوپنهاور است، به یکی از گروه‌های درمانی روان‌درمانگر مشهور به نام «جولیوس» وارد می‌شود. فلیپ آرزو دارد با بکارگیری اندیشه‌های شوپنهاور،‌ به یک مشاور فلسفی تبدیل شود و برای رسیدن به این منظور، نیازمند سرپرستی جولیوس است. ولی جولیوس می‌خواهد به کمک اعضای گروه، به فلیپ بقبولاند که این ارتباط انسانی است که به زندگی معنا می‌بخشد؛ کاری که هیچ کس برای شوپنهاور نکرد.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

داستان یک روان‌درمانگر و بیمارش را با اندیشه‌های شوپنهاور درهم می‌آمیزد و از طریق جلسات درمان، سراغ تنهایی، روابط، مرگ، آزادی و معنای زندگی می‌رود.
فلسفی، روان‌شناختی و نسبتاً تلخ، اما همزمان جذاب و داستانی؛ برخلاف ظاهرش قرار نیست فقط درباره‌ی شوپنهاور باشد.
این فکر که رنج انسان فقط از تنهایی نمی‌آید؛ گاهی از ناتوانی ما در ارتباط واقعی با دیگران و فهمیدن خودمان می‌آید.
اگر هم به روان‌شناسی و روان‌درمانی علاقه داری و هم به فلسفه، مخصوصاً اگر از کتاب‌هایی خوشت می‌آید که داستان را با بحث‌های عمیق درباره‌ی زندگی ترکیب می‌کنند، احتمالاً دوستش داری.

نوشته‌ی نسترن

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **سمیرا**: بنظرم کتاب خیلی خوبی بود من از فضای داستان ،صحبت‌ها و احساساتی که در جریان داستان وجود داشت خیلی خوشم اومد و خیلی باهاش همزاد پنداری کردم
- **نسترن** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): «درمان شوپنهاور» جایی میان روان‌درمانی و فلسفه حرکت می‌کند؛ داستان آدم‌هایی که هرکدام با تنهایی، ترس، رابطه، گذشته و معنای زندگی خودشان درگیرند. یالوم در کنار روایت جلسات درمان، سراغ اندیشه‌های شوپنهاور می‌رود و نشان می‌دهد فلسفه وقتی با زندگی واقعی آدم‌ها گره می‌خورد، دیگر فقط مجموعه‌ای از نظریه‌ها نیست؛ می‌تواند ما را وادار کند خودمان و رابطه‌هایمان را دوباره ببینیم. چیزی که از کتاب با من ماند: گاهی برای تغییر کردن، اول باید جرئت کنیم خودمان را همان‌طور که هستیم ببینیم.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> مرگ را باید یک نعمت شمرد: رهایی از رنج بی امان هستی .

> در اصل یک انسان هرگز شاد نیست بلکه همه ی عمرش را به پیکار برای دستیابی به چیزی میگذراند که می اندیشد شادی می آورد ؛ به ندرت به هدفش می‌رسد و وقتی هم می رسد، نتیجه اش فقط یأس و ناامیدی است .

> دوران کودکی، به این دلیل طلایی است و احساس رهایی می‌بخشد که در آن زمان، گذشته‌ای وجود نداشته که بر انسان سنگینی کند.

> هم اکنون زندگی را تجربه کنیم بجای آنکه به امید آینده ای بهتر زندگی کنیم .

> به تمامی بِزی و به هنگام بمیر ...

> کمتر کسی میداند یکی از بدترین فقدان هایی که در دهه های پایانی عمر انتظارمان را میکشد ، فقدان یک خواب خوب شبانه است.

> برترین خرد آن است که لذت بردن از زمان اکنون را والاترین هدف زندگی قرار دهیم زیرا این تنها واقعیتی است که وجود دارد و ما بقی چیزی نیست جز بازی های فکر . ولی میشود آن را بزرگترین بی خردی هم نامید زیرا آنچه تنها برای یک لحظه است و بعد همچون رویایی ناپدید می‌شود ،هرگز به کوششی جان فرسا نمی ارزد.

> امروز روز بدی است و هرروز هم بدتر میشود ، تا آنکه بدترین ها روی دهد

> هستی تان را به تمامی زندگی کنید ؛ و بعد از آن بمیرید . هیچ زندگی نازیسته ای پشت سر باقی نگذارید .

> هیچ انسانی نیست که در پایان عمر -درصورتی که سالم باشد و قدرت دماغی‌اش را حفظ کرده باشد- آرزو داشته باشد زندگی را از سر گیرد. بیشتر ترجیح خواهد داد که نیستی کامل را برگزیند.

> ولی بذار یه چیزی رو بهت بگم که خودم هم تا همین الان نمی‌دونستم. من نگاه کردن به تورو دوست دارم ولی حالا متوجه میشم که خوشگلی تو مانعیه در برابر دیدن یا شناختنت.

---
منبع: [درمان شوپنهاور در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/درمان-شوپنهاور-a691db65-1cd2-4a9b-a999-435b7dae4e1f)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/درمان-شوپنهاور-a691db65-1cd2-4a9b-a999-435b7dae4e1f/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/درمان-شوپنهاور-a691db65-1cd2-4a9b-a999-435b7dae4e1f/quotes