# دوستش داشتم

- **نویسنده:** آنا گاوالدا
- **مترجم:** ناهید فروغان
- **ناشر:** ماهی
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۵
- **تعداد صفحه:** ۱۷۶
- **شابک:** 978-964-209-060-0
- **موضوع:** رمان فرانسوی

در ابریشمک ۴ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## خلاصه (از ناشر)

کتاب حاضر، رمانی فرانسوی است که با زبانی ساده و روان نگاشته شده است. نویسنده با پرداخت مناسب شخصیت‌ها و توصیف عمیق‌ترین احساسات و افکار آن‌ها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنه‌ها، خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه می‌سازد در بخشی از داستان می‌خوانیم: «دست در دست هم پاریس را زیر پا گذاشتیم. از «تروکادرو» تا جزیره «سیته» در امتداد رود سن رفتیم. عصر فوق‌العاده‌ای بود. هوا گرم بود و نور ملایم. خورشید خیال غروب کردن نداشت. مثل دو توریست بودیم: بی‌خیال، شگفت‌زده. کت‌ها روی شانه و انگشت‌ها گره‌خورده در یکدیگر، شهرم را دوباره کشف می‌کردم. همه‌چیز رنگی از خیال داشت. نه این زندگی واقعی بود و نه آنجا پاریس واقعی».

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

داستان زنی دل‌شکسته است که در کنار پدرشوهرش، در میان خاطرات یک عشق ازدست‌رفته، با حقیقت‌های تلخ زندگی و معنای دوست داشتن روبه‌رو می‌شود.
دوستش داشتم روایتی آرام و صمیمی از عشق، جدایی و فرصت‌هایی است که گاهی از دست می‌دهیم.
حال‌وهوای کتاب تلخ و تأمل‌برانگیز است و به تو یادآوری می‌کند که آدم‌ها همیشه آن‌طور که انتظار داریم زندگی نمی‌کنند و گاهی پشت تصمیم‌هایشان، دردها و ترس‌هایی پنهان است که از آن‌ها خبر نداریم.
آنچه از کتاب با من ماند این پرسش است که آیا عشق ازدست‌رفته، اگر جور دیگری انتخاب می‌کردیم، می‌توانست سرنوشت متفاوتی داشته باشد؟
مناسب دوستانی است که داستان‌های احساسی و واقع‌گرایانه را دوست دارند.
و همچنین افرادی که به موضوع عشق، جدایی و انتخاب‌های زندگی علاقه‌مندند.

نوشته‌ی رویا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **رامین**: درود و مهر، زاویه نگاهی بی نظیر از کتاب آناگاوالدا که به زعم بنده نشان از یک مبارزه تمام عیار و نفسگیر میدهد درست در وسط رینگی خونین بین شخص ما و زندگی ، البته نتیجه از منظر کتاب کم نیاوردن از زمین خوردن هااا و بپا خواستن هااا و در غایت کلام یک دهن کجی بزرگ به تمام مُشت هااا و گارد گرفتن هااا و حملات سنگین زندگیست که هرلحظه سمت ما روانه میشوند و سعی در ناک اوت کردن ما دارند. برشی از متن کتاب تقدیم شما نیکان ( راحت باش، یک دل سیر گریه کن. بعد اشک‌هایت را خشک کن، دستمال‌ات را کنار بگذار، به هیکل بزرگ ماتم زده‌ات تکانی بده و صفحهٔ جدیدی را باز کن. به چیز دیگری فکر کن. راه بیفت و همه‌چیز را از نو شروع کن چه کسی مهم‌تر از ما. ما مهم‌ترین مناسبت دنیا هستیم.)

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> ( راحت باش، یک دل سیر گریه کن. بعد اشک‌هایت را خشک کن، دستمال‌ات را کنار بگذار، به هیکل بزرگ ماتم زده‌ات تکانی بده و صفحهٔ جدیدی را باز کن. به چیز دیگری فکر کن. راه بیفت و همه‌چیز را از نو شروع کن چه کسی مهم‌تر از ما. ما مهم‌ترین مناسبت دنیا هستیم.)

---
منبع: [دوستش داشتم در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/دوستش-داشتم-2deb8171-bd47-4191-83c8-37a6ab1dab0c)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/دوستش-داشتم-2deb8171-bd47-4191-83c8-37a6ab1dab0c/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/دوستش-داشتم-2deb8171-bd47-4191-83c8-37a6ab1dab0c/quotes