# دو قرن سکوت

- **نویسنده:** عبدالحسین زرین‌کوب
- **ناشر:** سخن
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۲
- **تعداد صفحه:** ۳۸۴
- **شابک:** 978-964-372-554-9
- **موضوع:** تاریخ ایران

در ابریشمک ۹ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۲ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۱۰٫۰ از ۱۰.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

برای نسل ما که نسل جوانی هستیم که سالها با عقایدی که نمیشه گفت درست بوده تربیت شدیم فکر میکنم خواندن این کتاب خالی از لطف نیست…
این کتاب برای من فقط یه کتاب تاریخی نبود؛ یه سفر تلخ و سنگین به بخشی از گذشته‌ی ایران بود. پر از درد، مقاومت و تلاش برای حفظ هویت. چیزی که بیشتر از همه باهام موند، حس عجیبی بود که بعد از خوندنش نسبت به تاریخ و گذشته‌ی کشورم پیدا کردم؛ انگار بعضی چیزها رو جور دیگه‌ای می‌دیدم.
 زرین‌کوب دو قرن اول بعد از ورود اسلام به ایران رو روایت می‌کنه؛ از سقوط ساسانیان و تغییرات سیاسی و اجتماعی گرفته تا مقاومت‌ها، قیام‌ها و تأثیری که این دوره روی زبان و فرهنگ ایران گذاشت.
لطفا بیاین هممون بیشتر تاریخ بخونیم با منابع و رفرنس های معتبر نه فقط تعدادی نقل قول که هیچ منبع معتبری ندارن و فقط زبان به زبان گشتن تا به گوش ما رسیدن.
هر فصل درباره موضوعی است اما هیچ یک از موضوعات قابل حذف یا بی توجهی نیستند چون همه فصل ها جذاب و کار آمد هستند
به درد کسی که دلش میخواد تاریخ رو بشناسه وبدونه
و بسیار با صبر و حوصله و تامل میتونه مطالعه کنه تا متوجه بشه چه بر سر این مرز و بوم اومده،برای کسی که صرفا دنبال یک داستان سبک و سرگرم کننده هست اصلا توصیه نمیشود.

نوشته‌ی ناهید

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **ناهید** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): از «دو قرن سکوت» بیشتر از همه این حس با من موند که سقوط یک حکومت، لزوماً سقوط یک ملت نیست. ممکنه یک سرزمین شکست بخوره، دوره‌ای پر از آشوب و خاموشی رو بگذرونه، اما چیزی عمیق‌تر از قدرت سیاسی، یعنی زبان، فرهنگ و هویتش، زنده بمونه. بعد از خوندنش بیشتر به این فکر کردم که تاریخ فقط اسم پادشاه‌ها و جنگ‌ها نیست؛ پشت هر اتفاق تاریخی، زندگی آدم‌های زیادی بوده که شاید اسمشون هیچ‌وقت جایی ثبت نشده، ولی با زندگی و فرهنگشون باعث شدن یک ملت ادامه پیدا کنه. و شاید مهم‌ترین چیزی که از کتاب برام موند این بود که فراموشی از شکست خطرناک‌تره. ملتی که گذشته‌اش رو بشناسه، حتی اگر زخم‌های زیادی داشته باشه، بهتر می‌فهمه از کجا اومده و چرا امروز اینجاست

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> برای من مهم‌ترین حس کتاب این است که یک سرزمین ممکن است دوره‌ای بسیار سخت را پشت سر بگذارد، اما نابود نشود. گاهی چیزی که فکر می‌کنیم از بین رفته، فقط شکلش عوض شده و در جایی عمیق‌تر به زندگی ادامه داده است؛ مثل ریشه‌ای که دیده نمی‌شود، اما هنوز زنده است

> ایران بعد از آن دوره فقط همان ایرانِ پیش از سقوط نبود. جامعه تغییر کرده بود و عناصر تازه‌ای وارد زندگی‌اش شده بود، اما هویت ایرانی در شکل تازه‌ای دوباره خودش را پیدا کرد. شاید تاریخ بیشتر از آنکه داستان حفظ شدنِ یک شکل ثابت باشد، داستان دوباره ساخته شدن باشد

> گاهی خطر بزرگ‌تر از شکست، فراموش کردن است. ملتی که گذشته خودش را نشناسد، ممکن است نداند چه چیزهایی را از سر گذرانده و چه چیزهایی را حفظ کرده است. تاریخ فقط برای دانستن گذشته نیست؛ برای فهمیدن مسیر امروز هم هست

> قدرت سیاسی می‌تواند در مدت کوتاهی تغییر کند، اما فرهنگ معمولاً آرام‌تر و عمیق‌تر حرکت می‌کند. حکومت‌ها می‌آیند و می‌روند، اما چیزی که مردم در زندگی روزمره، زبان، هنر و باورهایشان نگه می‌دارند، می‌تواند قرن‌ها دوام بیاورد

> گذشته فقط چیزی نیست که پشت سرمان گذاشته باشیم. بخشی از گذشته در طرز فکر، زبان، فرهنگ و حتی نگاه ما به جهان ادامه پیدا می‌کند. شاید شناختن تاریخ برای همین مهم باشد؛ چون بخشی از چیزی را که امروز هستیم، در گذشته پیدا می‌کنیم

> تاریخ فقط داستان پادشاهان و جنگ‌ها نیست. پشت هر تغییر بزرگ، زندگی هزاران آدم معمولی قرار دارد؛ آدم‌هایی که نامشان در کتاب‌ها نمانده، اما فرهنگ و زندگی روزمره را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده‌اند

> زبان فقط وسیله‌ای برای حرف زدن نیست؛ بخشی از حافظه یک ملت است. وقتی زبان باقی می‌ماند، بسیاری از چیزهایی که یک جامعه را از دیگران متمایز می‌کند هم باقی می‌ماند. برای همین حفظ زبان فارسی را می‌شود بخشی از ادامه حیات فرهنگی ایران دانست

> شکست همیشه به معنی نابودی نیست. گاهی ملتی در برابر حادثه‌ای بزرگ شکست می‌خورد، اما هویتش را حفظ می‌کند و بعدها از همان چیزی که باقی مانده، دوباره خودش را می‌سازد. شاید ماندگارترین پیروزی، همین زنده ماندن هویت باشد

> این سکوت را نباید فقط سکوتِ حرف نزدن دانست؛ دوره‌ای است که ایران درگیر آشوب، شکست و دگرگونی‌های عمیق شد. در ظاهر همه‌چیز تغییر کرده بود، اما زیر این سکوت، زندگی و فرهنگ ایرانی همچنان در حال ادامه پیدا کردن بود

> سقوط یک حکومت لزوماً به معنای پایان یک ملت نیست. ممکن است قدرت سیاسی از بین برود، اما زبان، فرهنگ، خاطره و ریشه‌های یک سرزمین می‌توانند سال‌ها بعد از آن دوباره خودشان را نشان بدهند. تاریخ ایران بارها این را ثابت کرده است

---
منبع: [دو قرن سکوت در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/دو-قرن-سکوت-4e30d4c4-6697-4a93-aa95-e177758fbdf6)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/دو-قرن-سکوت-4e30d4c4-6697-4a93-aa95-e177758fbdf6/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/دو-قرن-سکوت-4e30d4c4-6697-4a93-aa95-e177758fbdf6/quotes