# دیزی دارکر

- **نویسنده:** آلیس فینی
- **مترجم:** سونیا سینگ
- **ناشر:** کتاب مجازی
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۳
- **تعداد صفحه:** ۳۵۲
- **شابک:** 978-622-92507-2-3
- **موضوع:** رمان انگلیسی

در ابریشمک ۵ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۱۰٫۰ از ۱۰.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

روایتی از مهمانی یک روزه خانوادگی در خانه مادربزرگ
کتابی جنایی که تا آخرین لحظه حدس پایانش برایت انجام پذیر نیست. همه اعضای خانواده ای مه از همه پاشیده شده اند اکنون در خانه مادربزرگ گرد هم آمده اند ولی در این حسن اتفاقات عجیبی می‌افتد. مهمانان یکی پس از دیگری کشته می‌شوند و بدبینی بین بازماندگان موج می‌زند.شک و تردید به هر فردی که در خانه است داستان را پیش میبرد به راستی که قاتل کیست؟ دلیل این همه خشونت چیست؟
اگر رمان جنایی دوست دارید که پایان قابل حدسی نداشته باشد به شما پیشنهادش می‌کنم

نوشته‌ی مهدیس

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **معصومه** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): من همیشه کتاب های آلیس فینی را با ترس می‌خوانم، چون هیچ وقت نمیتوانم آخرش را حدس بزنم. همیشه اتفاق های می افتد که تو را درگیر می‌کند و من همیشه باور دارم آلیس فینی یک نویسنده دروغگوست، دروغگویی ماهر. این کتاب درباره یک خانواده است. خانواده دیزی دارکر که در روز تولد نانا مادربزرگشان وقتی آمدن تا ارث و میراثشان را بگیرند یکی یکی به قتل رسیدند. من هنوزم باورم نمیشه که قاتل.... 😢🤦‍♀️

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> خانواده دیزی دارکر بی‌نهایت تاریک و سیاه بودند. وقتی یکی از آنها، مرد همه دروغ گفتند و وانمود کردند که نمی‌دانند. مادربزرگ دیزی دارکر پیرترین اما کم عقل ترین آنها بود. وصیت زن باعث شد که همه آنها احیای بدی کنند، به همین دلیل او باید می مرد. پدر دیزی دارکر در رقص با آهنگ خودش زندگی می‌کرد. شیوه ای خو محورانه اش و پیانوهای که می نواخت، او را تا حدی نابودی به رقص درآورد. مادر دیزی دارکر بازیگری با سرد ترین قلب بود. او هیچ کدام از فرزندانش را دوست نداشت و سزاوار این بود که سهم خود از آرت را از دست بدهد. از این سه خواهر رز خواهری دیزی دارکر بزرگ ترین نفر بود. او باهاش و ساکت و زیبا بود، اما سرنوشتش این بود که در تنهایی بمیرد. لیلی خواهر دیزی دارکر بی ارزش ترین نفر بود. او یک جادوگر خودخواه، لوس و حق به جانب بود، کسی که مسحق یک تیر بود. خواهر زاده دیزی دارکر یک بچه عجول بود. مانند تمام جوجه اردک‌ها رها شده، او در حیات وحش وضعیت خوبی نداشت. داستان مخفی دیزی دارکر داستانی است که متاسفانه در نهایت یکی باید آن را بگوید. اما قلب شکسته او شروع آخرین وداع او بود.

> «ما زیبایی و درخشندگی افراد یا چیز ها را فقط زمانی که می‌میرند، تصدیق میکنیم.»🍂

> اگر نمی توانید راه بازگشت به شادی را پیدا کنید، به مکانی بروید که کمتر در آن غمگین می شوید. 🏖️

> _هرکسی که می شناسی هم خوب است و هم بد، این بخشی از انسان بودن است. 🍃

---
منبع: [دیزی دارکر در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/دیزی-دارکر-27466259-7cd1-4238-b2b7-3c9536327ef8)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/دیزی-دارکر-27466259-7cd1-4238-b2b7-3c9536327ef8/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/دیزی-دارکر-27466259-7cd1-4238-b2b7-3c9536327ef8/quotes