# رمان‌های سه‌گانه جان کریستوفر

- **ناشر:** قدیانی
- **موضوع:** رمان انگلیسی

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## خلاصه (از ناشر)

در میان نویسندگان داستان‌های علمی - تخیلی برای نوجوانان، «جان کریستوفر» جایگاه ویژه‌ای دارد. وی برخلاف بسیاری از نویسندگان این نوع داستان، به‌جای تمرکز تخیل خود بر پیشرفت‌های علم آینده و طرح پیچیدگی آن‌ها به مسائل ناشی از استفاده‌های نادرست از این پیشرفت‌ها توجه می‌کند. او در سه رمان «شهریار آینده»، «آن‌سوی سرزمین‌های شعله‌ور»، و «شمشیر ارباب» که در این کتاب، ارائه شده‌اند به همین مضامین پرداخته است.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> چیزی مغز را فریب می‌دهد که مغز از فریب آن احساس رضایت کند.

> تو همیشه مرا شکست می‌دادی. نه به این دلیل که جنگجوی بهتری هستی بلکه به این دلیل که اصولاً شکست را نمی‌پذیری.

> من هروقت ذهنم مشغول به چیزی بود، سکوت می‌کردم و نیازی به صحبت نمی‌دیدم.

> حقیقت می‌تواند زشت هم باشد. - قبول ندارم. - راستی؟ پس گوش کن. زنی نیک سیرت درحال مرگ است . او تقاضای دیدار پسرش را می‌کند. حقیقت این است که پسر، بزهکاری محکوم به مرگ است و صبح روز بعد به دار آویخته می‌شود. آیا شما حقیقت را به زن می‌گویید؟ حقیقتی که فاقد ترحّم باشد ، ظالمانه و بی رحم است. جایی که بی‌رحمی و ظلم باشد اثری از زیبایی وجود نخواهد داشت.

> حقیقت هرگز پیرایهٔ دروغ به خود نمی‌پذیرد.

> همیشه باید چیزی را از دست داد تا چیز بیشتری را به‌دست آورد.

> - تحمل تعریف و تمجید از آدم این‌قدر سخت است؟ - شاید وقتی آدم شایسته‌ی آن است ، سخت نباشد.

> غم و اندوه رفتنی است..

> با این همه می‌دانستم گفتگو با آزارد یا هرکس دیگری نمی‌توانست این تصورات یا احساس یأس سنگینی را که بر من چیره شده بود، از ذهنم پاک کند. من آنها را در سکوت بهتر تحمل می‌کردم.

> هیچ کس نمی‌توانست بدون امید زندگی کند اما امید همیشه آدم را به دشمن لو می‌داد.

> شنیدن تعریف و تمجید از بعضی ارزشمند است. البته از آنها که آدم برای قضاوتشان ارزش قائل است.

> اندوه من مال خودم است، به نظرم می‌آمد این اندوه مسئله‌ای خصوصی است و حتی با شخصی آن‌چنان شناخته شده و قابل اعتماد چون ویلسون هم نباید درباره‌اش حرف زد.

> او در لحظه زندگی می‌کرد. برای او نه چیزی پیش از وقوع حقیقت داشت و نه پس از آن اهمیت.

> اگر چیزی ارزش جنگیدن ـ یا کشتن ـ را داشته باشد، من با آن مخالفتی ندارم. اما معتقدم افتخارات پوچ را نباید با مرگ واقعی کسب کرد.

> در زندگیِ تمام انسان‌ها، حتی در زندگانی آنهایی که به آرزوی خود رسیده‌اند، یأس و ناامیدی وجود دارد.

> تقاضای تحمل ناکامی از دیگران چندان فایده‌ای ندارد، با این حال این حقیقتی است که همه باید آن را یاد بگیرند.

---
منبع: [رمان‌های سه‌گانه جان کریستوفر در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/رمان-های-سه-گانه-جان-کریستوفر-379006)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/رمان-های-سه-گانه-جان-کریستوفر-379006/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/رمان-های-سه-گانه-جان-کریستوفر-379006/quotes