# زن در ریگ روان

- **نویسنده:** کوبو آبه
- **مترجم:** مهدی غبرائی
- **ناشر:** نیلوفر
- **سالِ این چاپ:** ۱۳۹۱
- **تعداد صفحه:** ۲۳۸
- **شابک:** 978-964-448-222-9
- **موضوع:** ادبیات شرق آسیا

در ابریشمک ۵ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## خلاصه (از ناشر)

کتاب، یکی از رمان‌های معاصر ژاپنی، داستان زن و مردی است که در ده ساحلی دور افتاده‌ای،ته گودال پهناور شنی گیر افتاده‌اند. در این گودال، آنان هر دم با خطر ریگ روان که باد آن را می‌آورد، رو به رو هستند و این گونه در معرض مرگ قرار دارند. نویسنده در این رمان عناصر داستان دلهره‌آور را با اصول رمان‌های اگزیستانسیالیستی معاصر در هم می‌آمیزد.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

داستان مردی گرفتار در شن است که کم‌کم می‌فهمد شاید سخت‌ترین زندان، جایی نباشد که در آن گیر افتاده‌ای؛ بلکه زندگی‌ای باشد که به آن عادت کرده‌ای.
خفه‌کننده، عجیب، کابوس‌وار و اضطراب‌آور؛ شن تقریباً تبدیل به یک موجود زنده می‌شود و حس گرفتاری و بی‌راه‌فراری را مدام بیشتر می‌کند.
این سؤال که اگر آزادی‌ات را از تو بگیرند و به یک زندگی تکراری و اجباری عادتت دهند، آیا باز هم برای رهایی تلاش می‌کنی؟
سفر به روستای دورافتاده: یک کنجکاوی ساده، آغاز ماجرایی عجیب می‌شود.
گودال شن: جایی که خروج از آن بسیار دشوارتر از چیزی است که به نظر می‌رسد.
زن: همراهی که حضورش به اندازه‌ی خودِ شن‌ها مرموز است.
شن: چیزی که هیچ‌وقت متوقف نمی‌شود و همه‌چیز را می‌بلعد.
گرفتاری: وقتی انتخاب‌های آدم یکی‌یکی محدود می‌شوند.
تلاش برای فرار: میل شدید به بازپس گرفتن آزادی.
تکرار: روزهایی که شبیه هم می‌شوند و مرز میان انتخاب و اجبار را محو می‌کنند.
عادت: آدم چطور می‌تواند حتی به عجیب‌ترین شرایط هم خو بگیرد؟
آزادی: آیا آزادی فقط بیرون آمدن از یک مکان است؟
هویت: وقتی تمام زندگی و نقش‌های قبلی‌ات از تو گرفته می‌شود، چه چیزی از «خودت» باقی می‌ماند؟
معنای زندگی: آیا زندگی بدون انتخاب و هدفی که خودمان ساخته باشیم، هنوز معنا دارد؟
اگر رمان‌های نمادین، فلسفی و روان‌شناختی را دوست داری و از داستان‌های عجیب و کمی تاریک لذت می‌بری، احتمالاً خیلی با آن ارتباط می‌گیری.

نوشته‌ی نسترن

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **نسترن**: «زن در ریگ روان» داستان مردی‌ست که در دل سرزمینی ناشناخته گرفتار می‌شود؛ جایی که شن فقط طبیعت نیست، بلکه به استعاره‌ای از زندگی، اسارت و تلاش بی‌پایان برای رهایی تبدیل می‌شود. کوبو آبه با فضایی وهم‌آلود و خفه‌کننده، مرز میان آزادی و عادت، انتخاب و اجبار را کم‌رنگ می‌کند. هرچه بیشتر می‌خوانی، این سؤال پررنگ‌تر می‌شود که انسان تا کجا برای رهایی می‌جنگد و از چه زمانی به اسارتش عادت می‌کند. چیزی که از کتاب با من ماند: گاهی سخت‌ترین زندان، جایی نیست که در آن گرفتار شده‌ایم؛ عادتی‌ست که دیگر برای رهایی از آن تلاش نمی‌کنیم.

---
منبع: [زن در ریگ روان در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/زن-در-ریگ-روان-1d7754a6-659b-4939-9835-e41e56a251d9)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/زن-در-ریگ-روان-1d7754a6-659b-4939-9835-e41e56a251d9/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/زن-در-ریگ-روان-1d7754a6-659b-4939-9835-e41e56a251d9/quotes