# ساعت شوم

- **نویسنده:** گابریل گارسیا مارکز
- **مترجم:** ندا حمیدی زاده
- **ناشر:** آتیسا
- **موضوع:** رمان اسپانیایی

در ابریشمک ۲ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## خلاصه (از ناشر)

داستان رئالیسم جادویی کتاب «ساعت شوم» در دهکده‌ای نامشخص در کلمبیا رخ می‌دهد. در این کتاب، «گابریل گارسیا مارکز» داستان شهر و شهروندانی را تعریف می‌کند که در تقابل بین کلیسا و شهرداری مانده‌اند. در این میان اتفاقاتی رخ می‌دهد که خط داستان را تغییر می‌دهد. در بخشی از کتاب «ساعت شوم» می‌خوانید: «جمعیت پراکنده شد. شهردار، بی‌آنکه سِزار مونتِرو را وادارد بارانی‌اش را دربیاورد، همه ‌جایش را وارسی کرد. چهار فشنگ در جیب پیراهن و یک چاقوی ضامن‌دار دسته شاخی در جیب پشت شلوارش یافت و از جیب دیگرش یک دفتر یادداشت، یک جاکلیدی با سه‌کلید و چهار اسکناس صد پزویی بیرون آورد. سزار مونترو، با دست‌های گشاده، بی‌آنکه مقاومت کند، گذاشت تا شهردار همه‌ جایش را بکاود و حرکاتش تنها در جهت آسان کردن کار او بود. شهردار کارش را که تمام کرد دو پلیس را صدا زد، چیزها را به آن‌ها داد و سزار مونترو را در اختیارشان گذاشت...».

---
منبع: [ساعت شوم در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/ساعت-شوم-950409)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/ساعت-شوم-950409/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/ساعت-شوم-950409/quotes