ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «سفر: پاندای بزرگ و اژدهای کوچک» نوشتهی جیمز نوربری، نشر میلکان، ۱۶۲ صفحه است. در ابریشمک ۲ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
۲ نفرخواندهاند
خوانندههای ابریشمک این کتاب را با این نسخهها خواندهاند.
۱ خواننده
۱ خواننده
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«ترسیدن طبیعی است. اما بعضی وقت ها باید حتی با ترس هم ادامه داد. ترس جلوی مرگ را نه اما ممکن است جلوی زندگی کردنت را بگیرد.»
«مسیرت را عوض کن حتی اگر نمی دانی به کجا می رسد. از یکجا ماندن بهتر است!»
«پاندای بزرگ گفت:: مشکلات نباید سد راه ما شوند. طبیعت از این راه به ما می گوید که نیاز داریم مسیر متفاوتی را جست و جو کنیم!»
«توغمگینی دوست کوچولوی من اشکالی ندارد برای همه ی ما پیش می آید.مهم این است که تو فهمیده ای چیزی درست نیست!»
«پاندای بزرگ گفت:((تا زمانی که زنده ایم،همچنان اشتباه می کنیم و در نهایت گم می شیم؛این ماهیت تمام چیزهاست.ولی تا وقتی که هردو هستیم،همچنان به هم کمک می کنیم و راهمون رو پیدا می کنیم.))»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.