# شادکامان دره قره‌سو

- **نویسنده:** علی‌محمد افغانی
- **ناشر:** نگاه
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۳
- **تعداد صفحه:** ۸۰۲
- **شابک:** 978-964-351-584-3
- **موضوع:** داستان و رمان فارسی

در ابریشمک ۵ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۱۰٫۰ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

بهرام ساویز، جوانکی 19ساله بود. پدرش استادباشی، مرد 60سالة تجربه‌کرده‌ای بود که بنا به ضرورت به دورود از محال روستایی شرق کرمانشاهان رفته بود. استادباشی حاضر شده بود برای بدیع‌الملک و برادرش جلایرخان، که قراء دورود را مالک بودند، در مسیر رود قره‌سو سدی بسازد و شش‌‌ماهه تحویل دهد. اما اینک هشت ماه گذشته بود و سه بار پی‌درپی سیلاب‌های تند بهاری سد را از جا کنده و با خود برده بودند. استادباشی با سرسختی و همت، مقداری از خسارت را جبران کرده بود. بهرام که در شهر به دبیرستان می‌رفت، هنگامی که دید پدرش به ضرورت و برای امرار معاش خانواده، خود را به ده تبعید کرده، ترک‌تحصیل کرد و از روی وظیفة فرزندی و غیرتمندی راهی دیار غربت شد تا پدرش را یاری برساند.

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **مژگان** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): همیشه هر چی سنگه جلوی پای لنگه‌😩

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> کسی که کنار جنگل خانه میسازد به ناچار شبی یا روزی با درنده ای روبرو خواهد شد

---
منبع: [شادکامان دره قره‌سو در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/شادکامان-دره-قره-سو-fe2253a7-0a7e-4b2a-b62b-259e9bb04038)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/شادکامان-دره-قره-سو-fe2253a7-0a7e-4b2a-b62b-259e9bb04038/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/شادکامان-دره-قره-سو-fe2253a7-0a7e-4b2a-b62b-259e9bb04038/quotes