# شبهای روشن و پنج داستان دیگر

- **نویسنده:** فیودور داستایفسکی
- **مترجم:** پرویز همتیان‌بروجنی
- **ناشر:** امیرکبیر
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۴
- **تعداد صفحه:** ۵۲۴
- **شابک:** 978-964-00-1865-1
- **موضوع:** ادبیات روسی

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## خلاصه (از ناشر)

"شبهای روشن" داستانی از فیودور داستایفسکی (1821-1881) است که در سال 1848 انتشار یافته و از نظر زمانی، دومین اثر این نویسنده است؛ اثری که خود داستایفسکی در یکی از نامه‌هایش، آن را "رمان احساساتی" تعریف کرده است. داستان از این قرار است: جوانی نسبتا احساساتی و پرشور در خیابان به دختری برمی‌خورد که در او تاثیری شگرف برجای می‌گذارد. در آغاز، این ضربه‌ی صاعقه‌آسا از آن‌گونه هم‌ حسی فراتر نمی‌رود که مردی یکه و تنها در حضور موجودی دلپذیر، که با لذتی خاص به سخنانش گوش فرا می‌دهد، احساس می‌کند. لیکن پس از چند دیدار شبانه، که در آن‌ها این دو جوان جز سخن گفتن با یک‌دیگر کاری نمی‌کنند، مرد درمی‌یابد که کاملا دلباخته‌ی دختر شده است. دختر نامزدی دارد که او را رها کرده و دختر برایش نامه‌ای نوشته است. مرد نامه را به دست دوستان نامزد دختر می‌رساند. هنگامی که دختر از آمدن نامزدش ناامید می‌شود به مرد ابراز عشق می‌کند ولی در همین هنگام، نامزد دختر بازمی‌گردد و دختر خود را در آغوش او می‌افکند و رویای عشق پاک جوان خیال‌پرست را به یک‌باره برباد می‌دهد. در کتاب حاضر افزون بر "شب‌های روشن" پنج داستان دیگر با عنوان مردم فقیر، بزدل، صبور، یک اتفاق بسیار ناگوار و رویای یک مرد مضحک به چاپ رسیده است.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

قصه‌ی چهار شب کوتاه و یک عشق ماندگار است؛ داستان آدمی که برای چند لحظه طعمِ باهم‌بودن را می‌چشد و بعد دوباره به تنهایی برمی‌گردد.
«شب‌های روشن» داستان مرد جوان و تنهایی‌ست که سال‌ها در دنیای خیال خودش زندگی کرده و با آدم‌های واقعی ارتباط چندانی ندارد. یک شب در خیابان‌های سن‌پترزبورگ با دختری به نام ناستنکا آشنا می‌شود و همین دیدار، چهار شب عجیب و کوتاه را برای هر دو رقم می‌زند.

در این چند شب، آن‌ها از تنهایی، گذشته، عشق و آرزوهایشان برای یکدیگر می‌گویند و راوی برای اولین‌بار احساس می‌کند کسی را پیدا کرده که می‌تواند با او صمیمی باشد.

فضای کتاب رمانتیک، لطیف، شاعرانه و در عین حال تلخ است. برخلاف بعضی آثار سنگین داستایفسکی، اینجا خبری از داستان پیچیده و بحث‌های فلسفی طولانی نیست؛ بیشتر با احساسات و دنیای درونی دو آدم تنها روبه‌رو هستیم.

چیزی که «شب‌های روشن» را ماندگار می‌کند، نگاه داستایفسکی به عشق یک‌طرفه و کوتاه‌مدت است؛ اینکه گاهی یک نفر می‌تواند فقط برای چند روز وارد زندگی‌مان شود، اما همان چند روز برای همیشه در خاطره‌مان بماند.

کتاب کوتاه و روان است و به نظرم اگر بخواهی با داستایفسکی شروع کنی، یکی از بهترین انتخاب‌هاست.
- تنهایی و انزوا
- عشق و دلباختگی
- عشق یک‌طرفه
- امید و انتظار
- خیال و واقعیت
- خاطرات
- نیاز به ارتباط
- تنهایی در شهر
- رؤیاپردازی
- گذشتن و رها کردن
به درد کسی می‌خوره که داستان‌های کوتاه، عاشقانه و کمی تلخ رو دوست داره و با روایت آدم‌های تنها و احساساتی که فرصت زیادی برای زندگی کردن پیدا نمی‌کنن، ارتباط می‌گیره.

نوشته‌ی مهدا

---
منبع: [شبهای روشن و پنج داستان دیگر در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/شبهای-روشن-و-پنج-داستان-دیگر-6264e765-c0bb-4ad9-b7c0-d0939d0cf49a)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/شبهای-روشن-و-پنج-داستان-دیگر-6264e765-c0bb-4ad9-b7c0-d0939d0cf49a/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/شبهای-روشن-و-پنج-داستان-دیگر-6264e765-c0bb-4ad9-b7c0-d0939d0cf49a/quotes