# شب سراب

- **نویسنده:** ناهید پژواک
- **ناشر:** شرکت نشر البرز
- **موضوع:** داستان و رمان فارسی

در ابریشمک ۱۵ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

روایت کتاب بامداد خمار اثر فتانه حاج سید جوادی از زبان رحیم
کتاب تمام سعی خود را برای توجیح کار های رحیم در مقابل محبوبه قصه بامداد خمار را دارد ،بصورتی که در ابتدا تمام جملات را بشخصه بصورت یک توجیح سرسری میدیدم و با خود میگفتم چقدر مسخره ...
اما در آخر دیدم که انگار دلم بیشتر برای رحیمِ داستان سوخته و تنفر درونی نسبت به محبوبه و لوس بازی های دخترانه اش پیدا کردم .و این یا سادگی دخترانه مرا می‌رساند یا اینکه نویسنده توانسته است دختری را متقاعد کند که مشکل رحیم نبوده است و اصل ِاشتباه تفاوت های مادی و فرهنگی و طبقاتی این دونفر بوده است .
اگر دوست داری بدانی در دل رحیم بامداد خمار چه گذشته است و چرا سرنوشت این دو ،رحیم و محبوبه، به جدایی کشیده شد پس این کتاب مناسب توست

نوشته‌ی شیدا

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را دردت که راز پنهان خواهد شد آشکارا

---
منبع: [شب سراب در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/شب-سراب-107521)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/شب-سراب-107521/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/شب-سراب-107521/quotes