# شیاطین (جن‌زدگان)

- **نویسنده:** فیودور داستایفسکی
- **مترجم:** سروش حبیبی
- **ناشر:** نیلوفر
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۲
- **تعداد صفحه:** ۱۰۲۰
- **شابک:** 978-964-448-334-9
- **موضوع:** ادبیات روسی

در ابریشمک ۲ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۱۰٫۰ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

"ورخافنسکی"، رهبر حقیقی توطئه‌ی انقلابی، نسبت به "استاور وگین" احساس نوعی محبت شیطانی می‌کند. ورخافنسکی فردی است که مانند شیطان واقعی، قدرت مافوق طبیعی دارد؛ شیطان‌صفت است، از آن‌رو که به هر نوع زیبایی و جوانمردی کینه می‌ورزد. با این همه قدرت در دست او و وابسته به وسایلی درخور تملک اوست. او بدون زحمت زیاد، افراد سازمان را قانع کرده است که گروه آن‌ها فقط جزیی از یک سازمان بزرگ انقلابی است و خود او با بالاترین شخصیت‌های کمیته‌ی رهبری رابطه دارد. اما راز قدرتش عمدتا در این است که همه‌ی افراد گروه توطئه را نسبت به یک‌دیگر مظنون ساخته است. این گروه نیهلیست، همگی در برابر شخصیت‌هایی چون استاوروگنین و به خصوص ورخافنسکی خاضع و مقهورند؛ برخی مانند "ویرگینسکی" سست‌عنصر و مرددند؛ برخی تفاله‌های جامعه‌اند مانند سروان "لبیادکین"، مرد بدمستی که برای پخش اعلامیه‌ها به کارش گرفته‌اند، اما ممکن است که خائن هم از آب درآید؛ برخی مانند "لیپوتین"، مزدور و ریاکارند، فردی که در عین ترساندن افراد خانواده‌اش از عذاب جهنم در اجتماع به تبلیغ بی‌دینی می‌پردازند. "شیگالف"، عضو دیگر این گروه است که معتقد است مردم جهان به دو گروه نابرابر تقسیم می‌شوند: یک دهم انسان‌ها از آزادی مطلق بهره‌مند هستند و بر نه دهم دیگر، قدرت بی‌نهایتی اعمال می‌کنند. گروه اخیر باید با اطاعت کورکورانه، به پاکی و معصومیت آغازین بشر دست یابند. این گروه نیهلیست، پس از این که به تحریک ورخافنسکی به چند عمل خشونت‌آمیز دست می‌زنند، خود را می‌بازند و در انتظار عواقب محتمل اعمال خود به سر می‌برند. آن‌گاه ورخافنسکی به آن‌ها می‌گوید که یکی از میان آن‌ها به نام شاتوف می‌خواهد همه‌ی گروه را لو بدهد. سپس ورخافنسکی شاتوف را به قتل رسانده و به محض ارتکاب این جنایت، دیوانگی بر یکی از جنایتکاران با نام "لیامشین" چیره می‌شود و او خواه به انگیزه‌ی انسانیت و خواه بر اثر ضعف روحی می‌خواهد همه‌چیز را برای پلیس اعتراف کند. اما ورخافنسکی برای دفع سوء ظن، یکی از افراد گروه با نام "کیریلوف" را برآن می‌دارد تا مسئولیت تمام حوادث را برعهده گیرد. سرانجام نیز رمان با خودکشی کیریلوف به پایان می‌رسد. در واقع انتحار او، برای این است که دیگر انسان‌ها را با آزادی کامل آشنا سازد. گفتنی است "داستایفسکی"، در این رمان، کم‌تر تصویری از مردان انقلابی به دست می‌دهد، بلکه عمدتا در اعماق خصوصیات نژاد روس و روح انسان، غوطه‌ور می‌شود. این کتاب، تراژدی کلی و ابدی مردمان بی‌خداست.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

داستان آدم‌هایی‌ست که در جست‌وجوی تغییر جهان، کم‌کم خودشان و مرزهای اخلاقی‌شان را گم می‌کنند.
«شیاطین» یکی از سیاسی‌ترین و در عین حال روان‌شناختی‌ترین رمان‌های داستایفسکی است؛ داستان شهری در روسیه که ورود گروهی از جوانان و روشنفکران افراطی، آرامش ظاهری آن را به‌هم می‌زند. در مرکز داستان، آدم‌هایی قرار دارند که هرکدام به شکلی با قدرت، ایدئولوژی، ایمان، آزادی و میل به تغییر جامعه درگیرند و همین درگیری‌ها کم‌کم به اتفاقاتی خطرناک و غیرقابل‌کنترل منجر می‌شود.

داستایفسکی در این رمان فقط درباره‌ی سیاست حرف نمی‌زند؛ بیشتر می‌خواهد نشان دهد وقتی یک عقیده یا آرمان به تعصب تبدیل شود، انسان و اخلاق چطور می‌توانند زیر سایه‌ی آن قرار بگیرند. شخصیت‌های کتاب پیچیده و چندلایه‌اند و بسیاری از آن‌ها با تناقض‌های درونی، پوچی، غرور، قدرت‌طلبی و بحران ایمان دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

فضای رمان نسبت به آثاری مثل «شب‌های روشن» و «جنایت و مکافات» سنگین‌تر و پیچیده‌تر است. شخصیت‌های زیاد، گفت‌وگوهای طولانی و بحث‌های فکری باعث می‌شوند برای خواندنش حوصله و تمرکز بیشتری لازم باشد؛ اما در عوض، با یکی از عمیق‌ترین آثار داستایفسکی درباره‌ی روان انسان و جامعه روبه‌رو می شوی.

اگر بیشتر دنبال داستانی سریع و پرحادثه هستی، ممکن است بعضی قسمت‌هایش خسته‌کننده به نظر برسد؛ اما اگر از ذهن آدم‌ها، تضادهای فکری و شخصیت‌های تاریک و پیچیده لذت می‌بری، «شیاطین» تجربه‌ی متفاوتی خواهد بود.
- ایدئولوژی و افراط‌گرایی
- آزادی و مسئولیت
- ایمان و بی‌ایمانی
- پوچی و بحران معنا
- قدرت و نفوذ
- خشونت و آشوب
- اخلاق و وجدان
- فرد و جامعه
- انقلاب و تغییر اجتماعی
- روشنفکری و آرمان‌گرایی
- غرور و خودویرانگری
- خانواده و روابط انسانی
- ترس، تنهایی و بیگانگی
به درد کسی می‌خوره که داستایفسکی را دوست دارد و از رمان‌های روان‌شناختی، فلسفی و سنگین لذت می‌برد؛ مخصوصاً اگر «جنایت و مکافات» یا «برادران کارامازوف» را دوست داشته باشی و بخواهی وارد اثری پیچیده‌تر و اجتماعی‌تر از او شوی.

نوشته‌ی مهدا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **مهدا** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): یکی از بهترین و درعین حال پیچیده ترین و سختترین کتابهای داستایوفسکیه،اگه نمیتونی با بقیه اثارش ارتباط بگیری اصلا سمتش نرو، حتی برای کتابخوان های حرفه ای هم سنگینه،خیلی جاها هم سردرگم میشی و نمیدونی کجای داستانی،ولی برای کسی که عاشق داستایوفسکیه میتونه تجربه بینظیری باشه ، توصیه میکنم اول کتابهای دیگشو حتما بخونید بعد برید سراغش.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> می دانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را می‌کند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی، همه‌ی ما شبیه یکدیگریم.

> من همه عمر دروغ گفته‌ام. حتی زمانی که راست می‌گفتم دروغ می‌گفتم. من هرگز برای حقیقت حرف نزده‌ام. همیشه فقط برای خودم حرف می‌زده‌ام.

> بعضی‌ها از ترس خودکشی می‌کنند و بعضی از ترس زنده می‌مانند و آدم اول جرات نمی‌کند خود را بکشد و بعد خودکشی غیرممکن می‌شود.

> همه چیز را به خوبی درک می کنم و این بالاخره مرا خواهد کشت...

> نسل حاضر باید از نو تربیت شود تا شایسته آزادی باشد.

---
منبع: [شیاطین (جن‌زدگان) در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/شیاطین-جن-زدگان-3216feb0-dcec-4d39-a508-303c3c7509ed)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/شیاطین-جن-زدگان-3216feb0-dcec-4d39-a508-303c3c7509ed/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/شیاطین-جن-زدگان-3216feb0-dcec-4d39-a508-303c3c7509ed/quotes