# صدای پای آب

- **نویسنده:** سهراب سپهری
- **ناشر:** دارینوش
- **سالِ این چاپ:** ۱۳۹۰
- **تعداد صفحه:** ۴۸
- **شابک:** 978-964-525-055-1
- **موضوع:** شعر فارسی

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

این کتاب یک مجموعه شعر از سهراب سپهری هست
برای معرفی این کتاب من برشی از یکی از شعر های کتاب رو در نظر گرفتم
«ھر کجا ھستم باشم
آسمان مال من است
پنجره فکر ھوا عشق زمین مال من است
چه اھمیت دارد
گاه
اگر می‌رویند
قارچ‌ھای غربت ؟
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند: اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست
و چرا در قفس ھیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم‌ھا را باید شُست جور دیگر باید دید
واژه‌ھا را باید شست
واژه باید خود باد، واژه باید خود
باران باشد
چترھا را باید بست
زیر باران باید رفت»
اگر شعر نو دوس دارید این کتاب را بخوانید

نوشته‌ی صدرا

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ جا نمازم چشمه مهرم نور دشت سجاده من من وضو با تپش پنجره ها میگیرم

> مادری دارم بهتر از برگ درخت دوستانی بهتر از اب روان

---
منبع: [صدای پای آب در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/صدای-پای-آب-90d68160-ee0d-4a9c-9f62-139628f13354)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/صدای-پای-آب-90d68160-ee0d-4a9c-9f62-139628f13354/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/صدای-پای-آب-90d68160-ee0d-4a9c-9f62-139628f13354/quotes