# غرور و تعصب

- **نویسنده:** جین آستن
- **مترجم:** رضا رضایی
- **ناشر:** نشر نی
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۵
- **تعداد صفحه:** ۴۵۰
- **شابک:** 978-964-312-843-2
- **موضوع:** رمان انگلیسی

در ابریشمک ۳۴ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۵ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۸٫۸ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

داستان حاضر، نخستین اثر نویسنده است که شخصیت‌های اصلی آن "الیزابت" و "دارسی" هستند. داستان از این قرار است که جوانی ثروتمند با نام "چارلز بینگلی" در "هارتفردشر"، ملکی اجاره می‌کند. همسایه‌ها با مشاهده‌ی این جوان، او را همسر مناسبی برای دختران خود می‌بینند. اما بینگلی دل‌باخته‌ی "جین" ـ بزرگ‌ترین دختر از پنج دختر بنت ـ می‌شود. خانواده‌ی بنت فقیراست و درآمد بسیار کمی دارد. افزون بر این، خانم بنت با رفتار مبتذل و بی‌نزاکتش، لطمه‌ی زیادی به دخترانش می‌زند همین امر دو خواهر بینگلی را وادار می‌کند تا با حمایت یکی از دوستانشان یعنی "ویلیام دارسی"، برادر را از این دختر منصرف کنند. در این میان دارسی با وجود غرور زیاد، به الیزابت، خواهر جین، علاقه‌مند می‌شود و از او تقاضای ازدواج می‌کند. الیزابت نیز از این پیشنهاد خشمگین شده، تقاضای او را رد می‌کند. در پایان بینگلی و جین و دارسی و الیزابت، با وجود مخالفت عمه‌ی مغرور دارسی، با یک‌دیگر نامزد می‌شوند و....

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

در مورد قضاوت کردن ظاهری افراد بدون شناخت کامل و همچنین غروری ک باعث فاصله بین تو و جهان اطرافت میشه.
بعضی فاصله‌ها را راه‌ها و دیوارها نمی‌سازند؛ آن‌ها را قضاوت‌های ما می‌سازند. میان دو انسان، گاهی تنها یک برداشت اشتباه کافی است تا حقیقت پشت پرده‌ای از غرور پنهان شود و چیزی که می‌توانست آغاز یک رابطه باشد، به دشمنی بدل شود.
غرور و تعصب داستان کنار رفتن نقاب‌هایی است که انسان‌ها بر چهره‌ی خود و دیگران می‌گذارند. جین استین جهانی را روایت می‌کند که در آن آدم‌ها یکدیگر را نه آن‌گونه که هستند، بلکه آن‌گونه که تصور می‌کنند، می‌بینند؛ و شاید دردناک‌ترین شکل ناآگاهی همین باشد: اینکه با اطمینان درباره‌ی کسی قضاوت کنیم، بی‌آنکه واقعاً او را شناخته باشیم.
الیزابت  با هوش، استقلال و صراحتش، در نگاه نخست گمان می‌کند که قدرت تشخیص آدم‌ها را دارد. اما او نیز، مانند هر انسان دیگری، از خطای قضاوت مصون نیست. دارسی نیز گرفتار غروری است که فاصله‌ای میان او و جهان اطرافش ایجاد کرده؛ غروری که به‌تدریج درمی‌یابد بیش از آن‌که نشانه‌ی قدرت باشد، مانعی برای شناخت و دوست داشتن است.
در این میان، عشق  سفری است از «فکر می‌کردم تو را می‌شناسم» به «اکنون می‌خواهم واقعاً تو را بشناسم».
چند بار در زندگی، آدمی را به خاطر تصویری که از او در ذهن خود ساخته‌ایم، از خود رانده‌ایم؟ چند بار غرورمان اجازه نداده اشتباه خود را بپذیریم؟ و چند بار آن‌قدر به قضاوت نخستین خود وفادار مانده‌ایم که حقیقت را ندیده‌ایم؟
در این کتاب با طنزی ظریف و نگاهی دقیق به روابط انسانی، نشان می‌دهد که انسان برای دوست داشتن دیگری، گاهی ابتدا باید از خودش شکست بخورد؛ از غرورش، از پیش‌داوری‌هایش و از اطمینانی که به درست بودن نگاه خودش دارد.
غرور و تعصب فضایی دلنشین، عاشقانه و هوشمندانه دارد. با گفت‌وگوهای کنایه‌آمیز، معاشرت‌های اشرافی، سوءتفاهم‌ها و کشمکش میان احساس و عقل.
چیزی که از این کتاب با من ماند این است که گاهی غرور، حقیقت احساساتمان را پنهان می‌کند و تعصب، مانع دیدن حقیقت در دیگران می‌شود، شاید برای شناختن آدم‌ها، باید از پیش‌داوری‌ هایمان عبور کنیم و به خودمان فرصت دوباره دیدن بدهیم.
- شروع: معرفی خانواده بنت و پنج دختر آن‌ها
- آشنایی با بینگلی: ورود آقای بینگلی به منطقه
- الیزابت و دارسی: شکل‌گیری رابطه‌ای همراه با سوءتفاهم
- رقابت و قضاوت: غرور دارسی و پیش‌داوری الیزابت
- جین و بینگلی: شکل‌گیری علاقه میان آن دو
- ویکهام: ورود ویکهام و روایت او درباره دارسی
- خواستگاری دارسی: الیزابت پیشنهاد او را رد می‌کند.
- کشف حقیقت: الیزابت درباره دارسی و ویکهام تجدیدنظر می‌کند.
- سفر به پمبرلی: دیدگاه الیزابت نسبت به دارسی تغییر می‌کند.
- رسوایی لیدیا: فرار لیدیا و ویکهام خانواده بنت را گرفتار می‌کند.
- آشکار شدن حقیقت: نقش واقعی دارسی در حل مشکل لیدیا مشخص می‌شود.
- پایان: سوءتفاهم‌ها برطرف می‌شوند و الیزابت و دارسی و جین و بینگلی به یکدیگر می‌رسند.
برای کسانی که به اثار کلاسیک و عاشقانه علاقه‌مند هستند انتخاب خوبی است و میتوان این کتاب را برای شروع کلاسیک‌خوانی هم انتخاب کرد. کمی طولانی است و اگر کتاب های کوتاه می‌پسندید مناسب شما نیست.

نوشته‌ی مهدا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **آرزو** (امتیاز ۹ از ۱۰): جین آستن تو این کتاب با ظرافت، رفتارهای اجتماعی و حساسیت آدم‌ها نسبت به پول، جایگاه و ازدواج رو نقد می‌کنه. البته ریتمش نسبت به رمان‌های امروزی آروم‌تره و بعضی گفت‌وگوها و جزئیات اجتماعی ممکنه کمی طولانی به نظر برسن. با این حال، چیزی که از کتاب با من موند این بود که اولین برداشتمون از آدم‌ها لزوماً درست نیست و گاهی غرور و پیش‌داوری باعث می‌شن چیزی رو ببینیم که با واقعیت فاصله داره.
- **چنور** (امتیاز ۷ از ۱۰): اگر غرورمان را کنار بگذاریم، چند نفر را واقعاً همان‌طور که هستند می‌بینیم؟
- **رویا** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): غرور و تعصب، داستان دختری پرشور، باهوش و مستقل است که تا حدی برخلاف چارچوب‌های سنتی زمانه‌اش قدم برمی‌دارد. داستانِ دو آدمی که در ابتدا اسیر سوءتفاهم، قضاوت و غرورند، اما با شناخت بیشتر یکدیگر، کم‌کم پیش‌داوری‌هایشان را کنار می‌گذارند و به حقیقتِ شخصیتِ یکدیگر پی می‌برند.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> حافظه قوی هم کار دست آدم می‌دهد چون چیزهایی را به یادت می‌آورد که دلت نمی‌خواهد.

> هیچ چیز لذّت‌بخش‌تر از کتاب خواندن نیست! هر چیزی ممکن است زود آدم را خسته کند اما کتاب نه!

> البته، تکبّر و غرور کاملاً با هم فرق دارند، هر چند این واژه‌ها هم معنا به کار می‌روند. شخصی ممکن است بدون داشتن تکبّر، مغرور باشد و غرور، برداشت ما از خودمان است و تکبّر، برداشتی است که دیگران در مورد ما دارند."‌

> هر چه که می‌گذرد از دنیا ناراضی‌تر می‌شوم و هر روز باورم در مورد بی‌ثباتی شخصیّت همه آدم‌ها بیشتر می‌شود

> «هیچ جذابیتی برابر با نرمیِ دل نیست.»

> «آدمی که بتواند با خونسردی دربارهٔ ازدواج حرف بزند، یا ازدواج نکرده یا خیلی خوشبخت است.»

> «هرچه بیشتر دنیا را ببینی، بیشتر از آن ناراضی می‌شوی.»

> «خوشبختی در ازدواج کاملاً به شانس بستگی دارد.»

> «کسانی که هیچ وقت نظرشان را عوض نمی‌کنند، واقعاً وظیفه دارند که از همان اول صحیح نظر بدهند.»

> "از عیب و ایرادهای کسی که قرار است عمرت را با او سر کنی، هرچه کمتر بدانی بهتر است"

> "فقط هنگامی به گذشته بیندیشید که یادآوری‌اش سبب رضایت‌تان می‌شود"

> تعداد آدم‌هایی که من واقعاً دوست‌شان داشته باشم زیاد نیست، تعداد کسانی که نظر خوبی درباره‌شان دارم از آن هم کمتر است. من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی‌تر می‌شوم. هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم آدم‌ها شخصیت ناپایداری دارند و نمی‌شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.

---
منبع: [غرور و تعصب در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/غرور-و-تعصب-70f8eb1a-fb18-487a-a398-2802495fb0e5)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/غرور-و-تعصب-70f8eb1a-fb18-487a-a398-2802495fb0e5/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/غرور-و-تعصب-70f8eb1a-fb18-487a-a398-2802495fb0e5/quotes