# محاکمه

- **نویسنده:** فرانتس کافکا
- **مترجم:** امیرجلال‌الدین اعلم
- **ناشر:** نیلوفر
- **سال نشر:** ۱۴۰۴
- **تعداد صفحه:** ۳۴۲
- **شابک:** 978-964-448-134-5
- **موضوع:** رمان آلمانی

در ابریشمک ۶ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۲ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۸٫۵ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

در این رمان، "یوزف.ک "کارمند فروتن بانک که زندگی را در دفتر کار و به طور عادی ـ بی هیچ حادثه‌ای ـ سپری کرده، ناگهان با دو مرد ناشناس رو به رو می‌شود که برای توقیف او آمده‌اند" .یوزف "ابتدا گمان می‌کند که اشتباهی رخ داده است و آن را سوء‌تفاهم تلقی می‌کند و حتی آن را نوعی شوخی از جانب همکارانش می‌پندارد، اما همین که موضوع را جدی می‌بیند، خود را تسلیم قانون و عدالت می‌کند و اطمینان دارد که قوانین و اصول اخلاقی به نفع او رای می‌دهد و او زندگی عادی خود را از سر می‌گیرد، اما به تدریج درمی‌یابد که همه جا گفت و گو از محاکمه اوست ;بی آن که خود او از گناه واقعی‌اش خبری داشته باشد .بدین ترتیب، "یوزف.ک "در برابر سازمان اسرارآمیز اداری و نگاهبانان دنیای قانون، احساس تنهایی می‌کند و ضعف و سستی و تسلیم بر او عارض می‌شود و سرانجام قربانی قوانین سنگدل و سهمناک می‌گردد .

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

داستان مردی است که بی آن‌که بداند جرمش چیست، در برابر دادگاهی مرموز قرار می‌گیرد.
روایتگر مردی است که یک روز صبح بی‌آن‌که بداند چه جرمی مرتکب شده، بازداشت می‌شود و بعد درگیر دادگاهی عجیب و ناشناخته می‌شود و هرچقدر تلاش می‌کند علت را بداند بیشتر سردرگم می‌شود.
فضای کتاب خفه و کابوس‌وار است که مدام در آن حس می‌کنی چیزی سر جایش نیست.
چیزی که از آن با من ماند، حسِ درماندگی انسان در برابر سیستمی بود که نه می‌شود فهمیدش و نه می‌شود از آن گریخت.
به‌خاطر فضای سنگین و مفاهیم پیچیده‌اش، چندان مناسب دوستانی که تازه کتاب‌خوانی را شروع کرده‌اند نیست.
به دوستانی پیشنهاد می‌کنم که به کتاب های فلسفی و روان‌شناختی علاقه‌مند هستند و مشکلی با فضای تاریک و رازآلود آن ندارند.

نوشته‌ی رویا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **رویا** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): محاکمه را اولین‌بار که خواندم، به‌خاطر پیچیدگی داستان و سنگینی فضای کتاب، خیلی خوب متوجهش نشدم و حتی برایم خسته‌کننده به نظر می‌رسید. اما وقتی یک سال پیش دوباره سراغش رفتم، تجربه‌ام کاملاً متفاوت بود و این بار توانستم بیشتر با فضای داستان ارتباط بگیرم. یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب برایم، به تصویر کشیدن دادگاه، روند محاکمه و مناظره‌های آن بود. به نظر من اگر تازه کتابخوانی را شروع کرده‌اید فعلاً سراغ محاکمه نروید و چند اثر دیگر از کافکا را بخوانید و بعد به سراغ این کتاب بروید.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> شما فراموش کردید که ما، هرکسی هم که باشیم، باز در برابر شما مردهای آزادی هستیم. این چیز کم‌اهمیتی نیست.

> البته این طرز برخورد با وکلا هم بی‌دلیل نیست. هدف این است که وکلا حتی‌المقدور از میدان به درشوند، به‌گونه‌ای که متهم تمام بار را به‌تنهایی به دوش بکشد. راه وروشی کارساز، ولی اگر درنهایت کسی به این نتیجه برسد که در این دادگاه وجود وکیل برای متهم بی‌فایده است، کاملا به خطا رفته است. درست برعکس، وجود وکیل در هیچ دادگاهی به اندازهٔ این دادگاه ضرورت ندارد.

> همیشه در این دادرسی مسایلی مطرح می‌شوند که عقل از درک آن‌ها عاجز می‌ماند. شخص خسته‌تر و آشفته‌تر از آن است که از بسیاری چیزها سر دربیاورد، این است که به خرافات پناه می‌برد.

> منطق به‌راستی تزلزل‌ناپذیر است، اما در برابر انسانی که می‌خواهد زندگی کند، تاب مقاومت ندارد.

> اگر هم قلبم تاب نیاورد، دست‌کم فرصت شایسته‌ای به دست آورده است که کاملا با شکست روبه‌رو شود.

> دروغ به آیین جهان بدل می‌شود.

> چنان می‌نمود که انگار شرم عمری طولانی‌تر از او خواهد داشت.

> من فقط جایی از خطر می‌ترسم که بخواهم بترسم.

> چه‌بسا در غل و زنجیر به‌سربردن بهتر از آزادبودن است.

> با خود فکر کرد: «دست‌های زنانه بی‌سروصدا خیلی چیزها را سروسامان می‌دهند.»

---
منبع: [محاکمه در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/محاکمه-e4a1a846-d759-4f09-a781-2d8d9d209fba)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/محاکمه-e4a1a846-d759-4f09-a781-2d8d9d209fba/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/محاکمه-e4a1a846-d759-4f09-a781-2d8d9d209fba/quotes