# مرشد و مارگریتا

- **نویسنده:** میخائیل بولگاکف
- **مترجم:** عباس میلانی
- **ناشر:** فرهنگ نشر نو
- **سال نشر:** ۱۴۰۵
- **تعداد صفحه:** ۵۳۴
- **شابک:** 978-964-7443-27-2
- **موضوع:** ادبیات روسی

در ابریشمک ۱۰ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۲ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۹٫۰ از ۱۰.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

«مرشد و مارگاریتا» رمانی عجیب و جادویی‌ست درباره‌ی عشق، آزادی و حقیقت؛ جایی که شیطان وارد شهر می‌شود تا شاید آدم‌ها را بهتر از خودشان به ما نشان بدهد.
«مرشد و مارگاریتا» از آن رمان‌هایی‌ست که واقعاً سخت می‌شود در یک ژانر جایش داد. بولگاکف در این کتاب، عشق، شیطان، ایمان، آزادی، قدرت، هنر، ترس و حقیقت را با طنز سیاه و فضایی عجیب و خیال‌انگیز کنار هم قرار می‌دهد.

داستان چند روایت را هم‌زمان پیش می‌برد؛ از ورود ولند و همراهان عجیبش به مسکو و اتفاق‌های غیرعادی‌ای که در شهر رخ می‌دهد، تا داستان عشق مارگاریتا به مرشد و در نهایت روایت پونتیوس پیلاطس و عیسی مسیح. این خط‌های داستانی در ظاهر از هم دورند، اما کم‌کم ارتباط عمیقی میانشان شکل می‌گیرد.

فضای کتاب فوق‌العاده خاص است؛ یک لحظه داری از اتفاقی خنده‌دار می‌خندی و چند صفحه بعد با یک سؤال جدی درباره‌ی خیر و شر، آزادی و انتخاب انسان روبه‌رو می‌شوی. طنز کتاب گاهی کاملاً ابزورد و خنده‌دار است و گاهی تبدیل به نقد تند جامعه، قدرت و آدم‌هایی می‌شود که برای حفظ موقعیتشان حاضرند حقیقت را نادیده بگیرند.

در مرکز همه‌ی این اتفاق‌ها، عشق مرشد و مارگاریتا قرار دارد؛ عشقی که برخلاف خیلی از داستان‌های عاشقانه، فقط یک احساس نیست، بلکه تبدیل می‌شود به نیرویی برای انتخاب، فداکاری و رهایی.

نثر و ساختار کتاب ممکن است در ابتدا کمی گیج‌کننده باشد، چون مدام بین زمان‌ها، شخصیت‌ها و فضاهای مختلف جابه‌جا می‌شوی؛ اما وقتی با جهان عجیب کتاب همراه شوی، یکی از لذت‌بخش‌ترین تجربه‌های خواندن را می‌سازد.

برای من جذاب‌ترین ویژگی «مرشد و مارگاریتا» این است که هم می‌توانی آن را به‌عنوان یک داستان عجیب و سرگرم‌کننده بخوانی، هم ساعت‌ها درباره‌ی معنای پشت اتفاق‌هایش فکر کنی.
- عشق و فداکاری
- خیر و شر
- شیطان و وسوسه
- ایمان و تردید
- آزادی و انتخاب
- قدرت و فساد
- ترس و شجاعت
- هنر و نویسنده
- سانسور و سرکوب
- حقیقت و دروغ
- اخلاق و مسئولیت
- مرگ و رستگاری
- معنای عشق
- جامعه و ریاکاری
- طنز سیاه و ابزورد
- واقعیت و خیال
«مرشد و مارگاریتا» به درد کسی می‌خوره که رمان‌های عجیب، چندلایه، فلسفی و کمی تاریک رو دوست داره؛ کسی که از ترکیب واقعیت و خیال، طنز سیاه، شخصیت‌های غیرعادی و داستان‌هایی که بعد از تمام شدن هم ذهنش رو درگیر می‌کنن لذت می‌بره.

نوشته‌ی مهدا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **عاطفه** (امتیاز ۸ از ۱۰): ترکیبی عجیب از طنز، عشق، فلسفه، فانتزی و نقد جامعه است که عمداً نمی‌شود به یک معنا محدودش کرد به نظرم یکی از قشنگ‌ترین ایده‌های کتاب اینه که آزادی، عشق و حقیقت ممکنه هزینه داشته باشن؛ اما همینا هستن که به زندگی شخصیت‌ها معنا می‌دن، البته از حق نگذریم بولگاکف طنز جالب و و جدیدی ارائه می‌ده!

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> همه‌چیز درست می‌شود؛ دنیا بر پایه‌ی این امید بنا شده است.

> دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند.

---
منبع: [مرشد و مارگریتا در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/مرشد-و-مارگریتا-4fa22565-e35a-47a7-80b2-3e1b67e5e87d)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/مرشد-و-مارگریتا-4fa22565-e35a-47a7-80b2-3e1b67e5e87d/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/مرشد-و-مارگریتا-4fa22565-e35a-47a7-80b2-3e1b67e5e87d/quotes