# معجزه‌های خواربارفروشی نامیا

- **نویسنده:** کیگو هیگاشینو
- **مترجم:** بهناز همتی
- **ناشر:** آذرگون
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۳
- **تعداد صفحه:** ۲۴۸
- **شابک:** 978-622-93174-7-1
- **موضوع:** ادبیات شرق آسیا

در ابریشمک ۲ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

این کتاب روایتگرِ ماجرای فروشگاهی به همین نام است که مردم نامه‌هایشان را به داخل آن می‌اندازند و از صاحب آنجا کمک می‌خواهند.
دراین کتاب، ابتدا با «شوتا»، «آتسویا» و «کوهی» آشنا می‌شویم؛ ۳ دزد تحت‌تعقیب که به‌دنبال جایی برای گذراندن شب می‌گردند. دست سرنوشت مغازهٔ «نامیا» را در مقابلشان می‌گذارد و آن‌ها هم از این فرصت استقبال می‌کنند؛ بی‌خبر از آنکه زندگی‌شان پس از این شب کاملا دگرگون می‌شود. «نامیا» به‌نظر متروک می‌آید. «نامیا» به‌نظر متروک می‌آید. مجله‌های موجود در فروشگاه به چندین دهه قبل تعلق دارند و اگر شمعی برای روشن‌کردن نبود، ۳ دوست مجبور می‌شدند تمام شب را در تاریکی بگذرانند.

نوشته‌ی حدیث

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **حدیث**: آدم نمی‌تونه کسی رو که داره از صمیم قلب باهاش صحبت می‌کنه نادیده بگیره.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> قلب آن‌ها از هم دور شده بود. وقتی این اتفاق بیفتد، دیگر تلاش برای درست‌کردن اوضاع بی‌فایده است

> شاید جدایی همین باشد. مردم به‌خاطر دلیلی خاص از هم دور نمی‌شوند. خب، ممکن است دلیلی برایش پیدا کنید، اما فقط زمانی می‌توانید دلیلی بیابید که تصمیمتان را گرفته باشید. آن دلیل، بهانه‌ای سرسری است که بعد از اتفاق‌افتادن مطرح می‌شود. اگر آن‌ها هنوز دلشان به ادامه‌دادن بود و رابطه‌شان در معرض خطر بود، احتمالاً یک نفرشان پا پیش می‌گذاشت و سعی می‌کرد مشکلات را حل کند، اما وقتی کسی پا پیش نمی‌گذارد، معلوم است آن رابطه دیگر تمام شده است.

> فرار از مشکلات هیچ جنبهٔ مثبتی ندارد.

> دارم به مردم کمک می‌کنم. به‌خاطر دردسرشه که کار ارزشمندیه

> تلاشت در موسیقی هرگز بیهوده نخواهد بود. موسیقی تو زندگی کسی را نجات خواهد داد. آهنگ‌هایی که می‌سازی قطعاً ماندگار خواهد شد. از من نپرس این را از کجا می‌دانم. فقط بهم اعتماد کن. من مطمئنم. تا آخرش این راه را ادامه بده، تا آخر آخرش. این تنها چیزی است که می‌توانم بگویم.

> توی جنگ، گاهی اوقات باید عقب‌نشینی کنی، چون اگه کشته بشی، دیگه همه‌چیز تمومه.

> فکر کنم حدود چهل سال از زمانی‌که این سؤال را از شما پرسیدم می‌گذرد: «بهم بگو چطور بدون درس‌خواندن، تقلب‌کردن یا از این چیزها در امتحان بعدی‌ام نمرهٔ بیست بگیرم.» حتی با این‌که دبستانی بودم، بازهم سؤال مسخره‌ای پرسیده بودم، اما شما به من پاسخ فوق‌العاده‌ای دادید. «به معلمت بگو دربارهٔ خودت از تو امتحان بگیرد. چون موضوع امتحان خودت هستی،‌ هرچه جواب بدهی درست خواهد بود.» اولین‌باری که جوابتان را خواندم، فکر کردم دارید سربه‌سرم می‌گذارید. من فقط می‌خواستم بدانم چطور در دروس واقعی مثل ادبیات یا ریاضی نمرهٔ بیست بگیرم. جواب شما در ذهنم ماند. دوران راهنمایی و دبیرستان، هروقت امتحانی داشتم به جوابتان فکر می‌کردم. جوابتان تا این حد روی من تأثیر گذاشته بود. این‌که به سؤال احمقانهٔ من چنین پاسخ جدی‌ای داده بودید، برایم خیلی ارزش داشت.

> به این حرف باور داشته باش: مهم نیست که امروز چقدر اوضاع بد است. فردا اوضاع خیلی بهتر خواهد بود.

> حتی وقتی از هم دوریم، می‌دانم قلب‌هایمان با هم است.

> اگر چیزی را نمی‌فهمی، فکر نکن مردم توضیحی به تو بدهکارند. سعی کن خودت موضوع را درک کنی.

> تا آخرش این راه را ادامه بده، تا آخر آخرش.

> احتمالاً بین داخل و خارج این خونه شکاف زمانی هست. زمان به‌طور عادی جریان نداره. ممکنه احساس کنیم این‌جا زمان زیادی گذشته، اما اون بیرون فقط یه لحظه بوده.

> هرچی بیشتر فکر می‌کنم، بیشتر سردرگم می‌شم

> اما فقط به این دلیل که مطمئن‌ترین راه است، این معنی را نمی‌دهد که در درازمدت هم برای من بهترین راه است.

> باید جوری برای رؤیات تلاش کنی که انگار زندگیت بهش وابسته‌ست.

> حتی نبردی که می‌دونی قراره توش ببازی ارزش جنگیدن داره.

> تا چیزی را امتحان نکنی، هیچ‌وقت متوجه نمی‌شوی خوب است یا نه.

> بیشتر از همه داری وقتت را سر نگرانی بابت این‌که چه‌کار کنی هدر می‌دهی.

> بیشتر روزها داغونم، اما بعضی روزها بهتر از روزهای دیگه هستند

> آدم نمی‌تونه کسی رو که داره از صمیم قلب باهاش صحبت می‌کنه نادیده بگیره

> می‌دانی؟ اصلاً به درک! هر کار دلت خواست بکن. فقط آماده باش که از تصمیمت پشیمان شوی.

> من نمی‌تونم به یکی دیگه بگم کاری رو انجام بده که خودم انجام نمی‌دم.

> وقتی آدم طرف حسابش مرگه، از پسِ هر کاری برمی‌آد.

> این‌که می‌دانم کسی هست که از مشکلاتم مطلع است، به من دلگرمی می‌دهد.

> «اگر دوستش داری، تا آخر کنارش بمان.»

---
منبع: [معجزه‌های خواربارفروشی نامیا در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/معجزه-های-خواربارفروشی-نامیا-80a611b9-a90b-4dcc-8ad2-3c1b7cee7667)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/معجزه-های-خواربارفروشی-نامیا-80a611b9-a90b-4dcc-8ad2-3c1b7cee7667/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/معجزه-های-خواربارفروشی-نامیا-80a611b9-a90b-4dcc-8ad2-3c1b7cee7667/quotes