# من او

- **نویسنده:** رضا امیرخانی
- **ناشر:** افق
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۴
- **تعداد صفحه:** ۶۰۰
- **شابک:** 978-964-369-759-4
- **موضوع:** داستان و رمان فارسی

در ابریشمک ۵ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۹٫۰ از ۱۰.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

روایتی از عاشقانه ای که از کودکی شکل گرفت
با این که کتابو سالها پیش خوندم ولی هنوز اون حس نوستالژی شو یادمه
و خب پایان گرچه غمگین ولی با مفهوم❤️‍🩹🌱
من از قلم نویسنده خوشم اومد و بنظرم تونسته به خوبی فضای سنتی تهران قدیم رو به قلم بکشه.
داستان روایتگر عشقی پاک و عمیق است که سال‌های زیادی در جان علی و مهتاب پرورانده می‌شه و ما را از سطح پیش پاافتاده روابط رایج این روزها فراتر می‌بره.
همونطور که داستان زیبا پیش میره و با دوره ی انقلاب و‌جنگ جلو میره زیبایی وجود عشق در کنارش دیده میشه، کم لطفی نشه که ذکر بشه شخصیت عرفانی ام در این داستان وجود داره که به علی کمک میکنه و تنها تمرکز کتاب برخلاف خیلی داستان های عاشقانه ی دیگه، بر روی مکالمات عاشقانه دونفر نیست و خب فراز و نشیب های جذابی داره.
امیدوارم لذت ببرید🍁
اگر از رمان با مفهوم و سنتی و همچنین طولانی خوشت میاد بهت پیشنهاد میکنم حتما بخونیش چون من که بشدت درگیرش شدم🍃

نوشته‌ی زهرا

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> یک دور، دورِ دنیا گشته ام، اما به زِ شمایم که هزار دور، دورِ خودتان چرخیده اید… دستِ کم با همین چشم هایی که ندارم، دنیا را دیده ام… – چی دیدی؟ – ما رأیتُ الا جمیلا! – یعنی هیچ چیزِ زشتی ندیدی؟! – ما که چیزی نمی بینیم! اسم مان کور است دیگر…

> هیچ سری به خودش، به تنِ خودش نگاه نمی کنه. همیشه به رفیقش، به تنِ رفیقش، نگاه می کنه. این اولِ لوطی گریه.

---
منبع: [من او در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/من-او-12709353-cd80-4ae6-974a-63ce4f4c3434)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/من-او-12709353-cd80-4ae6-974a-63ce4f4c3434/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/من-او-12709353-cd80-4ae6-974a-63ce4f4c3434/quotes