# من دانای کل هستم: مجموعه داستان کوتاه

- **نویسنده:** مصطفی مستور
- **ناشر:** ققنوس
- **سالِ این چاپ:** ۱۳۹۵
- **تعداد صفحه:** ۹۶
- **شابک:** 978-964-311-485-5
- **موضوع:** داستان و رمان فارسی

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۹٫۰ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

در این داستان، نویسنده‌ای برای تکمیل داستانش می‌خواهد "یوسف" ـ قهرمان داستان ـ را به نحوی آبرومند از پای درآورد؛ اما هر گاه می‌خواهد این کار را انجام دهد اتفاقی پیش می‌آید که مانع کارش می‌شود. در این میان همسرش نیز که از نیت او برای داستان آگاه شده، می‌خواهد به هر طریق ممکن او را از انجام این کار باز دارد؛ زیرا یوسف عاشق است و...

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

مجموعه داستان های کوتاه که از آدم هایی روایت می کنه که هرکدوم درگیر مسائل خودشون هستن و راوی  یه جورایی از زاویه دید خودش داره به درون آدم ها سرک میکشه.
کتاب «من دانای کل هستم» از مصطفی مستور مثل خیلی از آثار دیگه اش پر از دغدغه های ذهنی، فلسفی و سوال های عمیق درباره آدم ها، روابطشون و تنهایی است.
فضای داستان ها یک فضای خاکستری، ملموس و پر از دغدغه های ذهنی، تنهایی و رنج آدم ها که شاید برای همه خوش آیند نباشد و نتوانند با آن ارتباط بگیرند.
اما چیزی که این کتاب رو جذاب می کند، زبان ساده و روان داستانه که خیلی راحت باهاش ارتباط برقرار می کنید اما در عین حال یه جاهایی مجبورت می کند بایستی و به جمله ها و مفاهیم عمیقش فکر کنی.
۱- چند روایت معتبر درباره سوسن
۲- من دانای کل هستم
۳- مغول ها
۴- و ما اَدریکَ ما مَریَم؟
۵- ملکه الیزابت
۶- مشق شب
۷- دوزیستان
اگر طرفدار سبک مصطفی مستور هستی و به فضای خاص و واقع گرایانه زندگی علاقه داری، اگر از  مواجهه با غم هایی که در آدم بودن، روابط، رنج ها و درون انسان وجود دارد فرار نمیکنی، این کتاب برای توست…

امااااااا اگر به دنبال یک داستان یا رمان پرهیجان با پایان مشخص و فضای کاملا شاد هستی این کتاب برای تو نیست!

نوشته‌ی پریناز

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **پریناز** (امتیاز ۹ از ۱۰): زندگی تلخ و شیرین و باز هم تلخ است…

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> نشست روی زمین. کاغذ را باز کرد و به هفت کلمه نوشته شده روی آن طوری خیره شد که انگار به هفت نعش پیچیده لای کفنی نگاه می کرد: تو را برای ابد ترک می کنم، مریم. پریناز: تشبیه از این سوزناک تر آخه :(

> امیر گفت: «اگر گِردی میمِ مریم رو باز کنیم تا بشه الف و بعد اون رو بذاریم آخر مریم و بعد از چپ به راست بخونیم می شه امیر.»

> خواستید شعر تقدیم کنید مثل امیر بنویسید :) « برای مریم، مَلِک، مالکِ مُلکِ خراب من»

> مهناز، سمت خودش خوابیده است روی تختخواب. به این فکر می کنم که آدم ها در خواب چقدر معصوم می شوند. لابد چون نمی توانند از خودشان دفاع کنند.

> گفتم: «تو گوش کن… من یونس را حتی از خودش هم بهتر می شناسم. در این جا من می گویم چه می شود و چه نمی شود و چه باید بشود و چه نباید بشود. حتی یونس هم نمی تونه از فرمان من سرپیچی کنه. من همه چیز رو میدونم. ببینم تو تا حالا چیزی از انواع روایت و زاویه دید و تکنیک های داستان نویسی شنیده ای؟ جهت اطلاعت باید بگم این داستان به روایت دانای کل نوشته شده و در این داستان من دانای کل هستم.»

---
منبع: [من دانای کل هستم: مجموعه داستان کوتاه در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/من-دانای-کل-هستم-مجموعه-داستان-کوتاه-ca0a0286-e9bd-43b7-becb-a510e489c607)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/من-دانای-کل-هستم-مجموعه-داستان-کوتاه-ca0a0286-e9bd-43b7-becb-a510e489c607/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/من-دانای-کل-هستم-مجموعه-داستان-کوتاه-ca0a0286-e9bd-43b7-becb-a510e489c607/quotes