# می‌روم که به کنسرت برسم

- **نویسنده:** محمد شمس‌لنگرودی
- **ناشر:** افق
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۴
- **تعداد صفحه:** ۱۳۶
- **شابک:** 978-622-332-228-0
- **موضوع:** داستان و رمان فارسی

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۶٫۰ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

کتاب «می‌روم که به کنسرت برسم» اثر شمس لنگرودی، نقدی عمیق بر وجوه مختلف زندگی انسان معاصر و چالش‌های آن است. نویسنده با نگاهی دقیق و موشکافانه به بررسی احساسات و تجربیات شخصیت‌های داستان می‌پردازد و از این طریق به تضادها و تناقض‌های موجود در جامعه مدرن اشاره می‌کند. لنگرودی با استفاده از زبانی شاعرانه و توصیفات زیبا، خواننده را به دل ماجراها می‌کشاند و او را به تفکر درباره معانی عمیق‌تر زندگی و هنر دعوت می‌کند. این کتاب نه تنها یک داستان ساده بلکه نشانه‌ای است از جستجوی مداوم انسان برای یافتن معنا در عصر پرآشوب کنونی.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> اشکال زندگی این است که بهشت کسی گاهی جهنم دیگری است و اشکال خیال پردازی‌ها این است که اگر درست کار نکنند، از سرما یخ می‌زنیم یا از گرما سر به بیابان می‌گذاریم. مادرم شعرهایش را پنهان کرد و سر به بیابان گذاشت. نمی‌دانم چقدر تقصیر پدر بود. بهشت پدر جهنم مادرم بود…

---
منبع: [می‌روم که به کنسرت برسم در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/می-روم-که-به-کنسرت-برسم-ec314961-c4b5-4d59-a6bd-321601274d04)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/می-روم-که-به-کنسرت-برسم-ec314961-c4b5-4d59-a6bd-321601274d04/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/می-روم-که-به-کنسرت-برسم-ec314961-c4b5-4d59-a6bd-321601274d04/quotes