# نازبالش

- **ناشر:** معین
- **موضوع:** داستان و رمان فارسی

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## خلاصه (از ناشر)

داستان حاضر دربارة تخم کدوهای هوش‌آور است که تخمه‌فروشی آن‌ها را روی نازبالشی قرار داده، وسط خیابان ایستاده و با صدای بلند جار می‌زند که هر کس از این تخم کدوها بخرد و بخورد هوشش زیاد می‌شود، آقا ماشاءالله هوس می‌کند که یکی از آن‌ها را امتحان کند. با این که قیمت آن‌ها بالاست؛ اما او یکی را خریده می‌خورد، همین که تخم کدو را قورت می‌دهد، تازه چشم و گوشش باز می‌شود، او که تا حالا جرأت نمی‌کرد پول‌هایش را خرج کند، تصمیم می‌گیرد که خواسته‌های زن و فرزندانش را برآورده کند. او با دست پر به خانه می‌رود و زمانی که همسرش علت دست و دل‌بازی او را جویا می‌شود؛ او ماجرای تخم کدو را برای زنش بازگو می‌کند. زنش هوس می‌کند که حتماً یکی از آن تخم کدوها را بیابد و از نزدیک ببیند. آن‌ها به دنبال مرد تخمه‌فروش می‌روند...

---
منبع: [نازبالش در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/نازبالش-372093)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/نازبالش-372093/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/نازبالش-372093/quotes