# نامه به کودکی که هرگز زاده نشد ...

- **نویسنده:** اوریانا فالاچی
- **ناشر:** نگاه
- **موضوع:** ادبیات جهان

در ابریشمک ۱۸ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۷٫۰ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

این اثر، رمانی از «اوریانا فالاچی»، نویسنده و خبرنگار ایتالیایی است که در سال 1975 منتشر شد. این کتاب با زاویه دید اول شخص و در قالب نامه‌ای از راوی داستان که زنی جوان است، خطاب به جنینی که در رحم دارد نوشته شده که فرزند نازاده‌اش را از مصیبت‌های دنیا و بی‌رحمی آن می‌آگاهاند. او این نوشته‌ها را این گونه آغاز می‌کند: «آن شب حس کردم تو هستی! قطره‌ای از زندگی که از نیستی رها شده باشد. روی تختخواب دراز کشیده بودم، چشم‌هایم در تاریکی باز بود، و ناگهان، در این تاریکی، روشنی یقینی درخشیدن گرفت، آری، تو آن‌جا بودی، تو وجود داشتی.»

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

یک اثر کوتاه و بسیار احساسی درباره‌ی مادر شدن، انتخاب، عشق، تنهایی و معنای زندگی است.
داستان به شکل نامه‌ای خطاب به کودکی روایت می‌شود که هنوز به دنیا نیامده. مادر با او حرف می‌زند و از خودش می‌پرسد:

- آیا آوردن یک انسان به این دنیای سخت کار درستی است؟
- آیا مادر شدن به معنای از دست دادن آزادی و هویت خود است؟
- آیا می‌توانم به فرزندم قول بدهم که زندگی ارزش زیستن دارد؟
- یک زن تا چه حد حق دارد درباره‌ی بدن و آینده‌ی خودش تصمیم بگیرد
از آن کتاب‌هایی است که بیشتر از اینکه بخواهد یک داستان تعریف کند، تو را وارد گفت‌وگویی صمیمی و گاهی تلخ با مفهوم مادرشدن، زن‌بودن، زندگی و انتخاب می‌کند.
حال‌وهوایش شخصی، فلسفی، تلخ و بسیار احساسی است؛ اما احساساتی‌بودنش صرفاً برای گریاندن مخاطب نیست. نویسنده مدام بین امید به آمدن یک کودک و ترس از دنیایی که قرار است کودک در آن زندگی کند در شک است.
چیزی که از آن با من ماند پرسش هایی است که در کتاب مطرح می‌شود درمورد مادر شدن، درست یا غلط بودن تولد یک نوزاد در دنیا و ...
- آیا آوردن یک انسان به این دنیای سخت کار درستی است؟
- آیا مادر شدن به معنای از دست دادن آزادی و هویت خود است؟
- آیا می‌توانم به فرزندم قول بدهم که زندگی ارزش زیستن دارد؟
- یک زن تا چه حد حق دارد درباره‌ی بدن و آینده‌ی خودش تصمیم بگیرد
می‌خوان درباره‌ی این سؤال فکر کنن که «آیا آوردن یک انسان به این دنیا کار درستی است؟

نوشته‌ی شیدا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **آرزو**: کتاب کوتاهیه، ولی موضوعاتی که باز می‌کنه خیلی بزرگ‌تر از حجمشه. من با همه‌ی حرف‌هاش موافق نبودم، ولی به نظرم ارزش خوندن داره چون بعدش چندتا سؤال رو با خودت می‌بری بیرون از کتاب.
- **فرانک** (امتیاز ۷ از ۱۰): اینکه انسان در برابرِ بی‌کرانگیِ هستی تنهاست و تنها در همین تنهایی است که می‌تواند هویتِ خود را از دلِ هیچ، خلق کند.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> تلاش برای رسیدن به مقصد، دلپذیرتر از خود مقصد است، وقتی پیروز می‌شوی یا به مقصد می‌رسی تمام چیزی که حس می‌کنی نوعی خلاء و پوچی است، و برای غلبه بر این خلاء و پوچی باید دوباره شروع کنی و هدف های حدید خلق کنی.

---
منبع: [نامه به کودکی که هرگز زاده نشد ... در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/نامه-به-کودکی-که-هرگز-زاده-نشد-553334)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/نامه-به-کودکی-که-هرگز-زاده-نشد-553334/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/نامه-به-کودکی-که-هرگز-زاده-نشد-553334/quotes