# نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

- **نویسنده:** اوریانا فالاچی
- **مترجم:** فاطمه ابراهیمی
- **ناشر:** آزرمیدخت
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۰
- **تعداد صفحه:** ۱۳۲
- **شابک:** 978-600-7241-56-1
- **موضوع:** ادبیات جهان

در ابریشمک ۱۸ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۷٫۰ از ۱۰.

## بخوانمش یا نه؟

از ۳ نفری که خواندندش پرسیدیم «اگر دوستت بپرسد بخوانمش یا نه، چه می‌گویی؟»: ۲ نفر گفتند بخوان، ۱ نفر گفتند بد نبود، و ۰ نفر گفتند وقتت را نگیرد.

## خلاصه (از ناشر)

کتاب حاضر، گفتگوها و مکالمه‌های درونی زنی باردار را با فرزند درون شکمش روایت می‌کند. نویسنده سؤالات ذهنی خود را که هر انسانی و مخصوصاً هر زنی ممکن است در طول عمرش بارها از خود بپرسد، مطرح می‌کند؛ همچون به دنیا آوردن فرزند، انتخاب زندگی، قوانین زیستن، زن یا مرد بودن، عدالت، عشق. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «هزارتا زنگوله تو صدای خنده‌هاشه، هیچ‌وقت نفهمیدم چه طور این‌طوری می‌خنده، ولی فکر می‌کنم دلیلش گریه کردنای زیادشه! فقط کسایی که زیاد گریه می‌کنن می‌تونن قدر قشنگیای زندگی رو بدونن و خوب بخندن، گریه کردن آسونه و خندیدن سخت».

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

یک اثر کوتاه و بسیار احساسی درباره‌ی مادر شدن، انتخاب، عشق، تنهایی و معنای زندگی است.
داستان به شکل نامه‌ای خطاب به کودکی روایت می‌شود که هنوز به دنیا نیامده. مادر با او حرف می‌زند و از خودش می‌پرسد:

- آیا آوردن یک انسان به این دنیای سخت کار درستی است؟
- آیا مادر شدن به معنای از دست دادن آزادی و هویت خود است؟
- آیا می‌توانم به فرزندم قول بدهم که زندگی ارزش زیستن دارد؟
- یک زن تا چه حد حق دارد درباره‌ی بدن و آینده‌ی خودش تصمیم بگیرد
از آن کتاب‌هایی است که بیشتر از اینکه بخواهد یک داستان تعریف کند، تو را وارد گفت‌وگویی صمیمی و گاهی تلخ با مفهوم مادرشدن، زن‌بودن، زندگی و انتخاب می‌کند.
حال‌وهوایش شخصی، فلسفی، تلخ و بسیار احساسی است؛ اما احساساتی‌بودنش صرفاً برای گریاندن مخاطب نیست. نویسنده مدام بین امید به آمدن یک کودک و ترس از دنیایی که قرار است کودک در آن زندگی کند در شک است.
چیزی که از آن با من ماند پرسش هایی است که در کتاب مطرح می‌شود درمورد مادر شدن، درست یا غلط بودن تولد یک نوزاد در دنیا و ...
- آیا آوردن یک انسان به این دنیای سخت کار درستی است؟
- آیا مادر شدن به معنای از دست دادن آزادی و هویت خود است؟
- آیا می‌توانم به فرزندم قول بدهم که زندگی ارزش زیستن دارد؟
- یک زن تا چه حد حق دارد درباره‌ی بدن و آینده‌ی خودش تصمیم بگیرد،
چیزی که در واقع تو دنیای امروز ما بهش کم توجهی میشه،و از زنان انتظار میره که حتما باید بچه ای داشته باشند یه جورایی حس ارزشمندی رو خلاصه میکنن در به دنیا اوردن کودکی......
می‌خوان درباره‌ی این سؤال فکر کنن که «آیا آوردن یک انسان به این دنیا کار درستی است؟

نوشته‌ی شیدا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **آرزو**: کتاب کوتاهیه، ولی موضوعاتی که باز می‌کنه خیلی بزرگ‌تر از حجمشه. من با همه‌ی حرف‌هاش موافق نبودم، ولی به نظرم ارزش خوندن داره چون بعدش چندتا سؤال رو با خودت می‌بری بیرون از کتاب.
- **فرانک** (امتیاز ۷ از ۱۰): اینکه انسان در برابرِ بی‌کرانگیِ هستی تنهاست و تنها در همین تنهایی است که می‌تواند هویتِ خود را از دلِ هیچ، خلق کند.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> «دختر به‌دنیا آوردن بدبختی بزرگی است.» شاید وقتی سخت افسرده می‌شود می‌گوید، آه! کاش مرد به‌دنیا آمده بودم، البته من حرف‌هایش را قبول ندارم. دنیای ما به‌دست مردها و برای خود مردها ساخته شده است و زورگویی و استبداد مطلق، در کردار و نهادشان ریشه‌ای عمیق و کهن دارد. این را در اسطوره خلقت نیز می‌بینی. افسانه‌هائی که مردها برای توجیه زندگی، از خود ساخته‌اند. اولین موجود انسانی، آقایی است به‌نام «آدم»، موجود دوم «حوا» است که برای این‌که آدم را از تنهایی به‌در آورده و برایش گرفتاری و ناراحتی درست کند، می‌باشد. در تصویرهایی که بر در و دیوار کلیساها آویزان است، خدا نیز، به‌صورت پیرمردی است که ریش و پشم دارد نه پیرزن. قهرمان‌ها نیز همه مرد هستند. حضرت مسیح هم که پسر خداست و تکلیفش معلوم. و گویا که مادرش یک روح مقدس و پاک است. با این همه زن بودن زیبا و لطیف است. ماجرائی است که، شجاعتی بی‌پایان و استقامتی فناناپذیر دارد. اگر دختر متولد شدی، خیلی چیزها باید به تو یاد بدهم. اول اینکه: اگر خدایی وجود داشته باشد، این خدا می‌تواند، پیرزن سفیدمویی، نیز باشد. یا دختری متین و طناز.

> تلاش برای رسیدن به مقصد، دلپذیرتر از خود مقصد است، وقتی پیروز می‌شوی یا به مقصد می‌رسی تمام چیزی که حس می‌کنی نوعی خلاء و پوچی است، و برای غلبه بر این خلاء و پوچی باید دوباره شروع کنی و هدف های حدید خلق کنی.

---
منبع: [نامه به کودکی که هرگز زاده نشد در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/نامه-به-کودکی-که-هرگز-زاده-نشد-9196e46a-b534-4d63-a0b9-94bb57836fe3)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/نامه-به-کودکی-که-هرگز-زاده-نشد-9196e46a-b534-4d63-a0b9-94bb57836fe3/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/نامه-به-کودکی-که-هرگز-زاده-نشد-9196e46a-b534-4d63-a0b9-94bb57836fe3/quotes