# هر دو در نهایت می‌میرند

- **نویسنده:** آدام سیلورا
- **مترجم:** لنا خسره‌ای
- **ناشر:** هیتا
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۲
- **تعداد صفحه:** ۲۸۸
- **شابک:** 978-622-5408-02-9
- **موضوع:** رمان آمریکایی

در ابریشمک ۱۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۲ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۱۰٫۰ از ۱۰.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

«هر دو در نهایت می‌میرند» درباره‌ی دو آدمیه که می‌دونن فقط یک روز وقت دارن و در همون یک روز، معنی واقعی زندگی و دوست داشتن رو پیدا می‌کنن.
«هر دو در نهایت می‌میرند» از اون کتاباست که آروم‌آروم آدمو درگیر خودش می‌کنه؛ همزمان که داستان رو دنبال می‌کنی، مدام به ارزش وقت و آدم‌هایی که وارد زندگیمون می‌شن فکر می‌کنی. حال‌وهوای کتاب غمگین و احساسی، ولی در عین حال گرم و امیدبخشه. چیزی که بیشتر از همه ازش برام موند این بود که برای زندگی کردن و گفتنِ حرف‌های مهم، نباید همیشه منتظر «بعداً» بمونیم.

نوشته‌ی رضوان

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **رضوان** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): «هر دو در نهایت می‌میرند» برای من بیشتر از یه داستان عاشقانه بود؛ انگار یادآوری می‌کرد که شاید فرصت زیادی برای بعضی آدم‌ها نداشته باشیم، ولی همون زمان کوتاه هم می‌تونه خیلی چیزها رو عوض کنه. متیو و روفس با اینکه خیلی متفاوت بودن، کنار هم باعث شدن نگاهشون به زندگی تغییر کنه. تو بعضی قسمت‌ها واقعاً دلم گرفت، مخصوصاً وقتی می‌دونستم پایان داستان از اول مشخصه.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> خاک را روی پرنده میریزم و قبل از اینکه بلند شوم و بایستم،خاک روی آن را صاف صاف میکنم .«امیدوارم وقتی زمانمون به سر رسید ، یک نفر باشد که همینطوری باهامون با مهربونی رفتار کنه»

> «زندگی کردن نادرترین اتفاق در دنیاست. بیشتر آدم ها وجود دارند. همین و بس»

---
منبع: [هر دو در نهایت می‌میرند در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/هر-دو-در-نهایت-می-میرند-db293719-eebf-4509-a73e-f3234b7ec9ea)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/هر-دو-در-نهایت-می-میرند-db293719-eebf-4509-a73e-f3234b7ec9ea/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/هر-دو-در-نهایت-می-میرند-db293719-eebf-4509-a73e-f3234b7ec9ea/quotes