# همزاد

- **نویسنده:** فیودور داستایفسکی
- **مترجم:** سروش حبیبی
- **ناشر:** ماهی
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۰
- **تعداد صفحه:** ۲۱۶
- **شابک:** 978-964-209-144-7
- **موضوع:** ادبیات روسی

در ابریشمک ۱۰ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۳ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۸٫۷ از ۱۰.

## بخوانمش یا نه؟

از ۳ نفری که خواندندش پرسیدیم «اگر دوستت بپرسد بخوانمش یا نه، چه می‌گویی؟»: ۳ نفر گفتند بخوان، ۰ نفر گفتند بد نبود، و ۰ نفر گفتند وقتت را نگیرد.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

داستان انسانی است که با دیدن نسخه‌ای دیگر از خودش، به‌تدریج با ترسناک‌ترین رقیب زندگی‌اش روبه‌رو می‌شود: تصویری که از خودش ساخته است.
داستان یاکوف پتروویچ گالیادکین، کارمند دون‌پایه‌ای در سن‌پترزبورگ است که زندگی‌اش با ظهور مردی عجیب دگرگون می‌شود؛ مردی که درست شبیه خود اوست، اما در روابط اجتماعی موفق‌تر، جسورتر و محبوب‌تر به نظر می‌رسد.
این همزاد به‌تدریج جای او را در محیط کار و روابطش می‌گیرد و گالیادکین را وارد کشمکشی فرساینده با خودش می‌کند. داستایفسکی از این موقعیت برای کاوش در هویت، احساس حقارت، میل به پذیرفته شدن و مرز میان واقعیت و ذهن آشفته‌ی انسان استفاده می‌کند.
چه حالی دارد؟
اضطراب‌آور، غریب، تلخ؛ انگار کابوسی را دنبال می‌کنی که در آن هیچ‌کس آشکارا دشمن تو نیست، اما همه‌چیز آرام‌آرام علیه تو پیش می‌رود. هرچه داستان جلوتر می‌رود، احساس ناامنی و سردرگمی شخصیت پررنگ‌تر می‌شود.
چه چیزی از آن می‌ماند؟
این پرسش که چقدر از تصویری که از خودمان داریم، به نگاه دیگران وابسته است.
گاهی آدم از شکست خوردن به‌اندازه‌ی این نمی‌ترسد که دیگری همان چیزی باشد که خودش آرزو داشته است؛ نسخه‌ای موفق‌تر، پذیرفته‌شده‌تر و دوست‌داشتنی‌تر از خودش.
- تصویر خود: فاصله‌ی میان کسی که هستیم و کسی که می‌خواهیم باشیم.
- ظهور همزاد: مواجهه با نسخه‌ای دیگر از خود.
- نقاب اجتماعی: تلاش برای پذیرفته شدن و حفظ ظاهر.
- احساس حقارت: رنجِ مقایسه شدن و کافی نبودن.
- محیط کار و منزلت: مبارزه برای به رسمیت شناخته شدن.
- نگاه دیگران: ترس از قضاوت و طرد شدن.
- واقعیت و توهم: تردید درباره‌ی آنچه واقعاً اتفاق می‌افتد.
- تنهایی و طردشدگی: احساس بیگانگی در میان آدم‌ها.
- فروپاشی هویت: وقتی دیگر نمی‌دانی کدام تصویر از خودت را باور کنی.
برای کسی که به روان‌شناسی شخصیت، تنهایی، بحران هویت و ادبیات تاریک علاقه دارد؛ به‌ویژه اگر بخواهد ببیند احساس حقارت و ترس از قضاوت دیگران چگونه می‌تواند ادراک انسان از خودش و محیط اطرافش را دگرگون کند.

نوشته‌ی نسترن

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **عاطفه** (امتیاز ۹ از ۱۰): شخصیت اصلی انگار تو کابوس گیر کرده، تقلا و تنش تو رفتارش خیلی برای خواننده واضحه. توصیفات عالی نویسنده دقیقا حس استیصال شخصیت اصلی رو بهم منتقل کرد. خیلی دوستش داشتم.
- **نسترن** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): «همزاد» داستان کارمندی‌ست که با ظهور مردی شبیه خودش، اما از نظر رفتار و جایگاه اجتماعی کاملاً متفاوت، به‌تدریج تعادل روانی‌اش را از دست می‌دهد. مردی که انگار نسخه‌ای دیگر از اوست؛ نسخه‌ای که می‌تواند همان چیزهایی را به دست بیاورد که خودش همیشه از آن‌ها محروم بوده است. داستایفسکی در این رمان به ترس از تحقیر، شکنندگی هویت و اضطرابِ دیده نشدن می‌پردازد؛ به اینکه گاهی جنگیدن با دیگران، در حقیقت جنگیدن با بخشی از وجود خودمان است. چیزی که از کتاب با من ماند: شاید ترسناک‌ترین رقیب ما کسی نباشد که جایمان را می‌گیرد؛ بلکه تصویری از خودمان باشد که نمی‌توانیم تحملش کنیم.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> عزیزم، به یاد داشته باش که قدرت مرد بی‌گناه از همان بی‌گناهی اوست.

> اگر برای همیشه فراموشم کنی تورا به خاطر خواهم داشت بر زندگی حادثه ها خواهد رفت، اما تو مرا به یاد آور!

---
منبع: [همزاد در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/همزاد-a55e637d-2f61-4907-8fbc-6a60a2489d41)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/همزاد-a55e637d-2f61-4907-8fbc-6a60a2489d41/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/همزاد-a55e637d-2f61-4907-8fbc-6a60a2489d41/quotes