# وقتی نیچه گریست

- **نویسنده:** اروین د. یالوم
- **مترجم:** امیر علیجان‌پور
- **ناشر:** آوای مکتوب
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۱
- **تعداد صفحه:** ۴۰۸
- **شابک:** 978-600-7364-14-7
- **موضوع:** رمان آمریکایی

در ابریشمک ۲۲ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۳ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۷٫۳ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

کتاب حاضر، رمانی است که آمیزه‌ای از واقعیت و خیال، جلوه‌ای از عشق، تقدیر و اراده در سده نوزدهم، و در آستانه زایش دانش روانکاوی است. «فردریش نیچه»، بزرگ‌ترین فیلسوف اروپا، «یوزف برویر»، از پایه‌گذاران روانکاوی، دانشجوی پزشکی جوانی به نام «زیگموند فروید»، همه اجزایی هستند که در ساختار رمان درهم‌تنیده می‌شوند تا حماسه فراموش‌نشدنی رابطه خیالی میان بیماری خارق‌العاده و درمانگری استثنایی را بیافرینند. در ابتدای رمان، «لو سالومه»، این زن دست‌نیافتنی از «برویر» می‌خواهد با استفاده از روش آزمایش «درمان با سخن گفتن» به یاری «نیچه» ناامید و در خطر خودکشی بشتابد. در این رمان جذاب، دو مرد برجسته و اسرارآمیز تاریخ، تا ژرفای وسواس‌های خویش پیش می‌روند و در این راه، به نیروی رهایی‌بخش دوستی دست می‌یابند.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

قصه‌ی مردی که می‌خواست از درد رها شود و پزشکی که در درمان او، خودش را پیدا
«آدم وقتی از رنجش فرار می‌کند، بیشتر اسیرش می‌شود؛ رهایی از جایی شروع می‌شود که جرئت کنی خودت را همان‌طور که هستی ببینی.»

اگر بزرگ‌ترین فیلسوفان هم روزی از زندگی خسته شوند، چه کسی می‌تواند به آن‌ها کمک کند؟
«وقتی نیچه گریست» رمانی‌ست که مرز میان فلسفه و روان‌شناسی را محو می‌کند و خواننده را به گفت‌وگویی عمیق درباره‌ی رنج، عشق، تنهایی و معنای زندگی می‌برد. اروین یالوم در این کتاب، نیچه، پزشک جوانی به نام یوزف برویر و در نهایت فروید جوان را در داستانی خیالی کنار هم قرار می‌دهد؛ داستانی که در آن قرار است پزشک، فیلسوف را درمان کند، اما کم‌کم خودش هم با زخم‌ها و ترس‌های پنهانش روبه‌رو می‌شود.
جذابیت کتاب فقط در حضور چهره‌های بزرگی مثل نیچه و فروید نیست؛ بلکه در این پرسش ساده و عمیق است که آیا کسی که قرار است دیگری را نجات دهد، خودش از زخم‌هایش رها شده است؟ یالوم با زبانی روان، مفاهیم فلسفی و روان‌شناختی را وارد یک داستان انسانی می‌کند و نشان می‌دهد گاهی برای فهمیدن دیگری، ناچاریم ابتدا با خودمان روبه‌رو شویم. «وقتی نیچه گریست» برای کسانی‌ست که دوست دارند هم داستان بخوانند و هم در میان صفحات کتاب، کمی درباره‌ی خودشان، انتخاب‌هایشان و معنای زندگی فکر کنند.
کتاب حول محور این ۵ اصل بیشتر می گردد
رنج،تنهایی،آزادی، مسئولیت انتخابها و بازگشت ابدیست .
اگر زیاد فکر می‌کنی و دنبال معنای پشتِ اتفاق‌های زندگی هستی.
یه رنج یا فقدان رو با خودت  حمل می‌کنی و می‌خوای  بفهمیش، نه فقط فراموشش کنی
اگر دست و بالت رو کلماتی مثل وظیفه، ادب، ایمان و مهربانی بسته، این کتاب رو بخون و رهایی رو برای خودت به ارمقان بیار.
اگر حس میکنی پوچ ترین هستی این کتاب رو بخون

نوشته‌ی مهدیه

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **عاطفه** (امتیاز ۸ از ۱۰): چیزی که خیلی دوست‌داشتنیه اینه که یالوم فلسفه‌ی نیچه رو مستقیم و خشک توضیح نمی‌ده؛ اون رو داخل یک داستان می‌ریزه. رابطه‌ی خیالی نیچه و دکتر برویر باعث می‌شه موضوعاتی مثل رنج، تنهایی، آزادی، مرگ، عشق، پشیمونی و معنای زندگی کم‌کم از دل گفت‌وگوها بیرون بیان. به‌خصوص ایده‌ی زندگی‌ای که اگر مجبور باشی دوباره و دوباره همان را زندگی کنی، بازم انتخابش می‌کنی؟
- **مژگان** (امتیاز ۸ از ۱۰): فرش اصفهان که توی اتاق بیمارستان پهن بود و نیچه بستری شد !

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> زندگی‌ات را زندگی کن! اگر کسی زندگی‌اش را به کمال زیسته باشد، مرگ دیگر وحشتی نخواهد داشت! اگر کسی به هنگام زندگی نکند، آنگاه هرگز نمی‌تواند به هنگام بمیرد.

> رشد یافتن جایزه‌ی درد کشیدن است یک درخت برای دستیابی و افتخار به بلندی‌اش، نیازمند هوای طوفانی‌ست. و خلاقیت و اکتشاف نیز با رنج به دست می‌آید

> راز زندگی این است که تا زمانی که زنده‌ای، زندگی کنی.

> اگر انسان جرئت کند با ترس‌هایش روبه‌رو شود و مسئولیت زندگی خودش را بپذیرد، دیگر مجبور نیست تمام عمرش را در حسرتِ زندگی‌ای که می‌توانست داشته باشد، بگذراند.

> امور فاتی، سرنوشتت را انتخاب کن و به سرنوشتت عشق بورز.

> وقتی زنده هستی، زندگی کن ! وقتی کسی زندگی خود را به کمال دریابد،مرگ برای او وحشتی ندارد ! اگر در زمان درست زندگی نکند پس در زمان درست هم نمی تواند بمیرد.

> بله.بازگشت ابدی یعنی هرگاه عملی را بر می گزینی، باید بتوانی آن را برای همه ابدیت برگزینی. و این برای هر عملی که انجام نمی دهی هم صدق می کند؛ هر سخنی که گفته نشود، هر انتخابی که از آن اجتناب شود. تمام زندگی نازیسته ات در درونت جمع و انباشته می شود و تا ابد زیسته نخواهد شد و آن صدای درونت که به آن بی اعتنا بوده ای تا ابد در درونت فریاد خواهد کشید...

> آیا بهتر نیست پیش از تولید مثل بیافرینیم و برازنده شویم ؟ وظیفه ی ما در قبال زندگی ، آفریدن موجودی برتر است، نه تولید موجودی پست تر.

> هرکس تنها در خدمت خویش است همه تنها به خود عشق می ورزند آنچه دوست می‌دارید ،حس مطبوعی است که از عشق ورزیدن به آنها در شما ایجاد میشود ،شما اشتیاق را دوست دارید نه کسی را که اشتیاق را بر می انگیزد

---
منبع: [وقتی نیچه گریست در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/وقتی-نیچه-گریست-673e9a34-8ece-4c6e-897a-0ac6cd4881dc)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/وقتی-نیچه-گریست-673e9a34-8ece-4c6e-897a-0ac6cd4881dc/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/وقتی-نیچه-گریست-673e9a34-8ece-4c6e-897a-0ac6cd4881dc/quotes