# چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم

- **نویسنده:** زویا پیرزاد
- **ناشر:** نشر مرکز
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۴
- **تعداد صفحه:** ۲۹۶
- **شابک:** 978-964-305-656-8
- **موضوع:** داستان و رمان فارسی

در ابریشمک ۲۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۳ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۸٫۳ از ۱۰.

## بخوانمش یا نه؟

از ۵ نفری که خواندندش پرسیدیم «اگر دوستت بپرسد بخوانمش یا نه، چه می‌گویی؟»: ۴ نفر گفتند بخوان، ۰ نفر گفتند بد نبود، و ۱ نفر گفتند وقتت را نگیرد.

## خلاصه (از ناشر)

راوی این داستان، زنی ارمنی است به نام "کلاریس آیوازیان "که در این داستان، از روابط خانوادگی خویش، فرزندان دو قلو و دنیای عاطفی آنها، و از همسایه‌هایی سخن می‌گوید که اینک در آبادان ـ در خانه‌های سازمانی ـ زندگی می‌کنند .تلاش برای انس گرفتن با محیط، بن مایه دیگر این داستان است .

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

روایت زنی که در عادت و روتین ملال آور زندگی گیر کرده.
راوی و شخصیت اصلی، کلاریس، زنی ارمنی و تحصیل‌کرده است که با همسرش در آبادان زندگی می‌کند. او سه فرزند دارد و زندگی‌اش در روزمرگی و کارهای تکراری خانه خلاصه شده است. ورود همسایه‌ای جدید به نام امیل، که به شعر و ادبیات و باغبانی علاقه دارد، آرامش ظاهری زندگی کلاریس را بر هم می‌زند. این آشنایی باعث می‌شود او به‌تدریج به زندگی خود، عشق، تنهایی و هویت خویش نگاه تازه‌ای بیندازد و در کشمکشی درونی میان وظیفه و احساساتش گرفتار شود.
- زندگی روزمرهٔ کلاریس
- خانوادهٔ آیوازیان
- ورود خانوادهٔ سیمونیان
- آشنایی کلاریس با امیلی
- نزدیک‌تر شدن دو خانواده
- شکل‌گیری احساسات کلاریس
- فاصلهٔ عاطفی کلاریس و آرتوش
- بحران درونی کلاریس
- رویارویی با انتخاب‌ها
- پایان و بازگشت به زندگی خانوادگی
کسی که از شخصیت‌هایی لذت می‌بره که احساساتشون بیشتر در سکوت و رفتارهای کوچک نشون داده می‌شه.
- کسی که به موضوعاتی مثل ازدواج، مادر بودن، روزمرگی، هویت فردی و حسِ گم‌شدن خود در زندگی خانوادگی علاقه داره.
- کسی که از توصیف فضا، خانه، محله و جزئیات زندگی لذت می‌بره.

نوشته‌ی سارا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **آرزو** (امتیاز ۹ از ۱۰): به نظرم یکی از قشنگ‌ترین رمان‌های ایرانی درباره‌ی زندگیِ ظاهراً معمولیِ یک زنه بدون اینکه اتفاق‌های خیلی عجیب‌وغریب لازم داشته باشه. کلاریس، خونه، بچه‌ها، همسر، همسایه‌ها و اون زندگی روزمره‌ای که کم‌کم می‌فهمیم خودش پر از حرف‌های نگفته و خواسته‌های سرکوب‌شده‌ست. چیزی که من دوست دارم اینه که کتاب داد نمی‌زنه که «این زن ناراضیه» خیلی آروم نشان می‌ده چطور آدم ممکنه سال‌ها در نقش‌هایی که برایش ساخته شده زندگی کنه و یک اتفاق کوچک باعث بشه برای اولین‌بار خودش و زندگی‌اش رو جور دیگری ببینه. به نظرم کتاب بیشتر از عشق، درباره‌ی خودِ آدمه اینکه کِی و چطور از زندگی‌ای که برامون عادی شده فاصله می‌گیریم و خودمون رو دوباره می‌بینیم
- **زینب** (امتیاز ۹ از ۱۰): کتاب با حس وحال زندگی یک زن خانه دار شروع میشه که ۳ تا بچه داره و مشغله های زندگیش خیلی زیاده اواسط داستان با ورود همسایه جدید شاهد اوج هستیم که بسیار جذاب بود و هر قسمت شاهد یه سوپرایز جدید بود کتاب حس وحال خوب و جذابی بود هر چند که تکرارها و تکرار ها بود اما اینقد حال خوب کن بود که بفهمم همه زن های خونه دار خسته میشن
- **شیدا** (امتیاز ۷ از ۱۰): چیزی که برای من جذابش می‌کند این است که اتفاقات ظاهراً ساده‌ی زندگی روزمره را جدی می‌گیرد: مادری، ازدواج، تکرار روزمرگی، احساس تنهایی و میل به داشتن چیزی فراتر از نقش‌هایی که دیگران برای آدم تعیین کرده‌اند. کلاریس، شخصیت اصلی، خیلی انسانی و چندلایه نوشته شده و تغییرات درونی‌اش بیشتر از طریق جزئیات کوچک و رفتارهای روزمره نشان داده می‌شود.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> یاد پدر افتادم که می گفت: "نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن. هر کی هر چی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن. آدم ها عقیده ات را که می پرسند ، نظرت را نمی خواهند. می خواهند با عقیده خودشان موافقت کنی. بحث کردن با آدم ها بی فایده ست."

> آدم باید خودش را دوست داشته باشد.

> ناگهان آمدند و ناگهان رفتند. مثل باران آبادان که تا می‌آمدی فکر کنی می‌بارد، دیگر نمی‌بارید

> آدم‌ها عقیده‌ات را که می‌پرسند، نظرت را نمی‌خواهند. می‌خواهند با عقیده‌ی خودشان موافقت کنی

> نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن. هرکی هرچی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن

> آدم‌ها آنقدر زود عوض می‌شوند، آنقدر زود که تو فرصت نمی‌کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی‌ها تا دشمنی‌ها فاصله افتاده است!

> «به مادرم نگاه میکنم و میبینم که من هم دارم همان راه را میروم؛ فقط تلویزیونم رنگیتر است.»

---
منبع: [چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/چراغ-ها-را-من-خاموش-می-کنم-1e5d96a1-f3de-4603-907d-8f3b6aed925e)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/چراغ-ها-را-من-خاموش-می-کنم-1e5d96a1-f3de-4603-907d-8f3b6aed925e/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/چراغ-ها-را-من-خاموش-می-کنم-1e5d96a1-f3de-4603-907d-8f3b6aed925e/quotes