# چمدان

- **نویسنده:** بزرگ علوی
- **ناشر:** نگاه
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۱
- **تعداد صفحه:** ۱۷۴
- **شابک:** 978-964-6736-13-9
- **موضوع:** داستان و رمان فارسی

در ابریشمک ۵ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۲ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۵٫۵ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

این کتاب مجموعه‌ای است از چند داستان کوتاه که عناوین آن‌ها بدین قرار است :((چمدان))، ((قربانی))، ((عروس هزار داماد))، ((تاریخچه اتاق من))، ((سرباز سربی))، ((شیک پوش)) و ((رقص مرگ)) .((چمدان)) سرگذشت پسری است که به علت مخالفت با عقاید پدرش به تنهایی زندگی می‌کند .او در این داستان که در واقع خاطره‌ای است از دوران تحصیلش در برلین، خود را نام ((ف)) معرفی می‌کند. روزی پدر ((ف)) به دیدن پسرش می‌رود و به او پیشنهاد می‌کند تا به یک مسافرت تابستانی بروند .((ف)) قبول می‌کند و به همراه پدرش راهی شهر سیتو می‌شود تا از این طریق بتواند ((کاتوشکا)) را ملاقات کند. ((کاتوشکا)) دختری است روسی که از مدت‌ها قبل با ((ف)) رابطه‌ای صمیمانه دارد .آن دو یکدیگر را دوست دارند و قرار است در آینده با هم ازدواج کنند .((ف)) پس از رسیده به سیتو به سراغ کاتوشکا می‌رود و او را در مهمانخانه ییلاقی پیدا می‌کند. ((ف)) پس از گفت‌وگو با کاتوشکا متوجه می‌شود که او می خواهد با مردی ثروتمند ازدواج کند .او ابتدا عصبانی می‌شود، اما پس از اندکی تامل می‌فهمد که کاتوشکا به علت فقر مادی مجبور به این ازدواج است. کاتوشکا از ((ف)) می‌خواهد عقیده‌اش را در مورد همسر آینده به او بگوید، ((ف)) هنگام ورود به رستوران با ناباوری تمام متوجه حضور پدرش در کنار کاتوشکا می‌شود .او خود را پنهان می‌کند و ....

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه بزرگ علوی است که با فضایی رازآلود، تلخ و اجتماعی، به زندگی و دغدغه‌های آدم‌های مختلف می‌پردازد.
مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه با فضایی تلخ، رازآلود و گاهی اجتماعی است.
داستان‌هایی که هرکدام حال‌وهوای متفاوتی دارند و خواننده را به فکر فرو می‌برند.
چیزی که از کتاب با من ماند،حس تنهایی، عشق های ناکام و فضای مبهم و رازهایی بود که پشت آدم‌ها و اتفاقات پنهان شده‌اند، داستانی که بعد از تمام شدن هم کمی در ذهن می‌ماند.
۱. چمدان: داستان مردی است که با پیدا شدن یک چمدان مرموز، درگیر ماجرایی می‌شود که پای عشق، خیانت و رازهای پنهان را به میان می‌کشد.

۲. قربانی: داستان مردی است که درگیر عشقی نافرجام و شرایط اجتماعی‌ای می‌شود که او را به سوی سرنوشتی تلخ سوق می‌دهد.

۳. عروس هزار داماد: درباره زنی است که در شرایطی پیچیده و تلخ، میان ازدواج‌ها و روابط متعدد گرفتار می‌شود.

۴. تاریخچه‌ی اتاق من: روایت مردی است که در اتاقش به گذشته و آدم‌هایی که زمانی در آنجا حضور داشته‌اند فکر می‌کند و از خلال خاطرات، بخشی از زندگی و روابطش را بازگو می‌کند.

۵.سرباز سربی: داستان مردی است که درگیر خاطرات، عشق و حسرت‌های گذشته می‌شود و در خلال آن، تصویری تلخ از تنهایی و سرنوشت آدم‌ها شکل می‌گیرد.

۶.شیک‌پوش : داستان مردی است که ظاهر آراسته و شیکش توجه دیگران را جلب می‌کند، اما پشت این ظاهر، زندگی و شخصیت متفاوتی پنهان است.

۷. رقص مرگ: داستانی تلخ درباره عشق، حسرت و مرگ است که نشان می‌دهد آدم‌ها گاهی در برابر سرنوشت و انتخاب‌هایشان چقدر بی‌پناه‌اند.
مناسب دوستانی است که به داستان‌های کوتاه و واقع‌گرایانه علاقه دارند.

نوشته‌ی رویا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **رویا** (امتیاز ۷ از ۱۰): مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه با فضایی تلخ، رازآلود و اجتماعی است. داستان‌هایی که هرکدام حال‌وهوای متفاوتی دارندو آدم را به فکر فرو می‌برند.
- **مینا** (امتیاز ۴ از ۱۰): این کتاب مجموعه داستان بود ولی با سلیقه.ی من جور نبود فقط آخرین داستان و دوست داشتم

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> من در بحبوحه جوانی باید بمیرم. برای چه؟ فقط برای آن‌که از دیگران بهترم. فقط برای آن‌که من بیشتر چیز می‌بینم و می‌فهمم. از آن‌چه دیگران لذت می‌برند، من زجر می‌کشم.

> تو را دوست خواهم داشت و با دوستی تو زندگی خواهم کرد.

> من محکوم به مرگی را می‌شناسم که در موقع مردن «زنده باد ایران» بر زبان داشت.

> من هم ترا دوست می‌دارم، من آن قدر ترا دوست دارم، که نمی‌توانم ترا بخرم. بهتر این است که همین وهم برای ما بماند. این وهم بد نیست، به آدم دلداری می‌دهد، به آدم جرأت و امیدواری می‌دهد.

> این مصیبت را کسی نتوانسته است تصور کند که ممکن است اشخاصی باشند که نتوانند اصلاً دوست داشته باشند.

> زن‌ها همه خود را می‌فروشند، بعضی در مقابل یک پول جزیی برای ساعت و روز، بعضی دیگر برای یک عمر در مقابل تأمین زندگی.

> پدر خدای خانه است❤️

> همه‌ی ماها وقتی زیر یوغ شکنجه‌ی زندگی افتادیم، مجبور هستیم دست و پا بزنیم، فریاد کنیم و همین، وسیله‌ی بروز احساسات ماست. همین لخته‌های خونی‌ست که از جگر ما ریخته می‌شود، همین پاره‌هایی از روح ماست که به این شکل تجلی می‌کند. موضوع این است که دردها و شادمانی‌های خودمان را به هر راهی که هست بیان کنیم اما درد کشیده، بهتر پی به درد دیگران می‌برد.

---
منبع: [چمدان در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/چمدان-9c8bdb9f-be7b-4b39-bed5-c6311cef8dd9)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/چمدان-9c8bdb9f-be7b-4b39-bed5-c6311cef8dd9/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/چمدان-9c8bdb9f-be7b-4b39-bed5-c6311cef8dd9/quotes