# چنین گفت زرتشت

- **نویسنده:** فریدریش‌ویلهلم نیچه
- **مترجم:** شهلا المعی
- **ناشر:** المعی
- **سالِ این چاپ:** ۱۳۹۲
- **تعداد صفحه:** ۱۹۲
- **شابک:** 978-964-7553-00-1
- **موضوع:** رمان فرانسوی

در ابریشمک ۴ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۵٫۰ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

این اثر "نیچه "ترجمه‌ای است از زبان فرانسه که برای صحنه نمایش تدوین شده است .داستان نمایش از این قرار است که "زردشت "شخصیت این کتاب (نه پیامبر و بنیانگذار دین زردشت) پس از ده سال از غار خویش بیرون می‌آید و با خویشتن سخن می‌گوید .او می‌خواهد همچون خورشید شود .کار او این است که به جهان زیرین به سوی انسان‌ها برود تا با آنها از ابر و انسان زمینی و ارزش نو سخن بگوید، زردشت در مرحله نخست از طریق شخصی به نام "بندباز "آموزه‌های خود را آغاز می‌کند .او بر آن است ارزش‌های فاسد و جهان فرسوده قدیمی را همراه با تمامی قیود آن نابود کند .او می‌خواهد به ابر و انسان زمینی آموزش دهد ;اما در اولین مرحله با شکست مواجه می‌شود ;برای این که انسان‌ها آماده و پذیرای سخنان او نیستند . در مرحله دوم، زردشت با تصویر رمانتیک رهبر یا منجی ـ همچون سلامت یا شفای بزرگ ـ ظاهر می‌شود .او دیگر به دنبال همه مردم نیست .او در میان انسان‌ها به دنبال همراهانی است که با او آفریده شوند .بدین سان که آفریننده خواهان همراهانی است که روی لوح‌ها ارزش‌های جدید حکاکی کند .در پی انسان‌هایی است که دیگر رنج کشیدن را فراموش کنند و "آری مقدس "به زندگی بگویند ;اما چون مرگ خدایان وجود ندارد انسان‌ها خود را نیازمند به پرستش می‌بینند و آنان عاقبت به روش خود شفا می‌یابند ; آن سان که مشاهده می‌کند که نه مرد برتر زانو زده‌اند و خر را پرستش می‌کنند .

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

چنین گفت زرتشت یکی از مشهورترین و تأثیرگذارترین آثار فلسفی فردریش نیچه است.
کتابی که بیشتر از آنکه بخواهد پاسخ‌های آماده بدهد، خواننده را وادار می‌کند درباره‌ی باورها، ارزش‌ها و معنای زندگی خودش دوباره فکر کند.
نیچه در این اثر، اندیشه‌هایش را از زبان زرتشت پیامبر، بیان می‌کند و درباره مفاهیمی مانند «ابر انسان»، مرگ خدا، اراده معطوف به قدرت و بازگشت جاودان سخن می‌گوید. زبان کتاب شاعرانه، نمادین و گاهی رازآلود است و به همین دلیل ممکن است در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما در عمق خود پرسش‌های فلسفی بسیار جدی دارد.این کتاب مناسب کسانی است که از خواندن آثار فلسفی لذت می‌برند و دوست دارند با متنی روبه‌رو شوند که ذهنشان را به چالش بکشد، نه اینکه فقط یک داستان تعریف کند.
اگر دنبال کتابی هستی که بعد از بستن آن، هنوز ذهنت درگیر جمله‌ها و پرسش‌هایش باشد، چنین گفت زرتشت انتخاب جذابی است

نوشته‌ی مهدیه

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> و تنها آنگاه که شما همگان مرا انکار کردید، به نزد شما باز خواهم گشت.به راستی ، برادرانم ، آنگاه گم گشتگانم را با چشمانی دیگر خواهم جست؛آنگاه با عشقی دیگر به شما عشق خواهم ورزید.

> برای بسیاری زندگی یک شکست است.کرمی زهرآلود قلبش را می خورد. پس بگذار تا ببیند که مرگ او را بسان یک پیروزی ست.

> در برخی، نخست دل پیر می شود و در برخی نخست روح و برخی در جوانی پیرند؛ اما جوانی که دیر می اید ، دیر می پاید.

> دولت نامی برای سردترین تمام هیولاهای سرداست که نیز به سردی دروغ می بافد و این دروغ از دهانش بیرون می خزد: من ، همان دولت و همان ملت هستم.

> اما تو را سوگند به عشق و امیدم؛عشق و امیدت را پاس بدار!بالاترین امیدت را مقدس بدار.

> در هر حال ، شر لازم است.در میان فضیلت ها؛حسادت،بدگمانی و غیبت ضروری اند.

---
منبع: [چنین گفت زرتشت در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/چنین-گفت-زرتشت-810aa2a3-9205-4495-8481-ef4dc83a0e6e)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/چنین-گفت-زرتشت-810aa2a3-9205-4495-8481-ef4dc83a0e6e/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/چنین-گفت-زرتشت-810aa2a3-9205-4495-8481-ef4dc83a0e6e/quotes