# کار از کار گذشت

- **نویسنده:** ژان‌پل سارتر
- **مترجم:** حسین کسمائی
- **ناشر:** دادار
- **سالِ این چاپ:** ۱۳۹۰
- **تعداد صفحه:** ۱۶۸
- **شابک:** 978-964-7294-84-3
- **موضوع:** رمان فرانسوی

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۱۰٫۰ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

در این داستان فلسفی، قهرمانان اصلی، پس از مرگ دوباره به دنیا می‌آیند و "انعکاس "یعنی آینه ضمیر خود را باز می‌یابند، به امید این که بتوانند شخصیت دیگری برای خویش بنا نمایند ;اما پس از این که وجود به آنها مسترد می‌شود، دوباره به دنبال همان شخصیتی که در موقع مرگ تحصیل کرده بودند می‌روند و از آن شخصیت انحراف حاصل نمی‌کنند .در این داستان "او "زن جوانی است که با خیانت شوهرش "آندره "مواجه شده، بر اثر سمی که آندره در غذایش می‌ریزد می‌میرد .از طرف دیگر "پی‌یر "مردی است که با گروهی از رفقایش و به انگیزه سیاسی، قصد دارند آندره را به قتل برسانند ;اما او نیز با خیانت دوستش "لوسین"، کشته می‌شود" ;پی‌یر " و "او "پس از مرگ یک دیگر را می‌یابند و هستی و وجود خود را با ایجاد رابطه‌ای عاطفی بنا می‌نهند و ....

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

اثری فلسفی و روان‌شناختی است. که در میان مرگ و زندگی، ما را با مفاهیم انتخاب، مسئولیت و معنای بودن و زندگی کردن آشنا می‌کند‌‌
روایت مردی است که پس از مرگ، در دنیایی میان مرگ و زندگی قرار می‌گیرد و همین فرصت، او را به فکر کردن درباره‌ی زندگی، انتخاب‌های گذشته و مسئولیت‌هایی که بر عهده داشته وامی‌دارد. این کتاب به مفاهیمی چون عشق، انتخاب، پشیمانی و مسئولیت انسان در برابر خودش می‌پردازد.
حال و هوای کتاب تلخ و فلسفی و البته تأمل برانگیز است.
نثر کتاب ساده و روان است.
بعد از اتمام کتاب این پرسش در ذهنمان باقی می‌ماند، ک اگر فرصت دوباره زیستن داشتیم، همین راه را انتخاب می‌کردیم ؟
بنظرم این کتاب بیشتر مناسب جوانان و بزرگسالان است ( یا نوجوانان بزرگ تر ). همچنین برای دوستانی ک ب داستان های کوتاهِ فلسفی و تأمل برانگیز علاقه دارند هم پیشنهاد می‌کنم.

نوشته‌ی رویا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **رویا** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): کار از کار گذشت، کتابی فلسفی و روان‌شناختی است. روایتی درباره‌ی آزادی، انتخاب و محدودیت‌های انسان در زمان زیستن. این کتاب داستانِ مرگ آدم‌ها نیست، داستانِ آدم‌هایی است که بعد از مرگ می‌فهمند با زندگی‌ای که داشتند، چه می‌توانستند بکنند.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> ‫_من حاضرم روحم را بدهم و در مقابل يک لحظه برای رقصيدن با شما زنده شوم +روحتان را !؟ _بله! روحم چون چيز ديگری ندارم

> "يک روز آدم اميدوار می‌شود. فردای آن روز ديگر اميدی نيست، ديوانه‌کننده است"

> _ مردن هم کار کثيفی است +بله... اما در عوض خوبی‌هايی هم دارد _شما معلوم می‌شود زياد پرتوقع نيستيد، چه خوبی دارد...! +مسئوليتی در کار نيست، غصه ماديات را نمی‌خوريم، آزادی کامل و تفريحات بسيار عالی هم در اختيار داريم.

> - من به شما تسلیت می‌گویم. ممکن است اینجا را امضا کنید؟ إو که کاملاً حواسش جای دیگر است از جا برخاسته و دفتر را امضا می کند. - بسیار خوب! حالا شما رسمی مُرده اید. إو نمی‌داند از کدام طرف برود و با تردید سوال می‌کند: - کجا بایستی بروم؟ پیرزن می‌گوید: - هر جا مایلید ، مُرده ها آزاد هستند.

---
منبع: [کار از کار گذشت در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/کار-از-کار-گذشت-1cce9430-e96c-462f-bd86-96cfa2c68cb3)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/کار-از-کار-گذشت-1cce9430-e96c-462f-bd86-96cfa2c68cb3/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/کار-از-کار-گذشت-1cce9430-e96c-462f-bd86-96cfa2c68cb3/quotes