# کتابخانه نیمه‌شب

- **نویسنده:** مت هیگ
- **مترجم:** محمدصالح نورانی‌زاده
- **ناشر:** کتاب کوله پشتی
- **سالِ این چاپ:** ۱۴۰۲
- **تعداد صفحه:** ۳۵۲
- **شابک:** 978-600-461-461-0
- **موضوع:** رمان انگلیسی

در ابریشمک ۸۴ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱۵ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۸٫۹ از ۱۰.

## بخوانمش یا نه؟

از ۱۶ نفری که خواندندش پرسیدیم «اگر دوستت بپرسد بخوانمش یا نه، چه می‌گویی؟»: ۱۶ نفر گفتند بخوان، ۰ نفر گفتند بد نبود، و ۰ نفر گفتند وقتت را نگیرد.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

داستان زنی که میان زندگی‌های ممکنِ خودش قدم می‌زند تا بفهمد کدام زندگی واقعاً ارزش زیستن دارد.
اگر، اگرهارو تبدیل به یک داستان واقعی کرده که قابل لمس است.
این کتاب درباره‌ی حسرت‌ها، انتخاب‌ها و «اگر»هایی است که گاهی آن‌قدر در ذهنمان تکرار می‌شوند که فکر می‌کنیم اگر فقط یک تصمیم را جور دیگری می‌گرفتیم، همه‌چیز بهتر می‌شد.
داستان زنی که میان زندگی‌های مختلفی که می‌توانست داشته باشد سفر می‌کند تا بفهمد کدام زندگی واقعاً ارزش زندگی کردن دارد.
فضای کتاب آرام، خیال‌انگیز و کمی تلخ است و خواندنش روان پیش می‌رود. چیزی که برای من از آن ماند، این بود که هیچ‌کس نمی‌تواند تمام مسیرهای ممکن زندگی‌اش را تجربه کند؛ اما می‌تواند همین زندگی‌ای را که دارد زندگی کند و قدرش را بداند.

اگر مدتی است با خودت فکر می‌کنی «کاش…»، و اگه میتونستی تمام انتخاب های گذشته ات رو دوباره امتحان کنی، آیا واقعا زندگی بهتری داشتی ؟؟؟؟ این کتاب دقیقا برای تو باشد .
مسیری که فکر می‌کنی اگر انتخابش می‌کردی زندگی بهتری داشتی که وقتی فرصت زیستن آن مسیررا به تو می‌دهند متوجه تصور اشتباه خود می‌شوی. حسرت هایی که بعد از تجربه آنها دیگر حسرت نیستند و گاهی حتی خوشحالی که آنها را تجربه نکردی.
درون‌مایه‌های اصلی‌اش هم پشیمانی، انتخاب، فرصت دوباره، خودشناسی و پیدا کردن ارزش زندگی هستند.
کتابخانه نیمه‌شب — جایی میان زندگی و مرگ، کتابخانه‌ای ظاهر می‌شود که هر کتاب می‌تواند یک زندگی متفاوت را نشان بدهد.
نورای ناامید — نورا در نقطه‌ای از زندگی‌اش احساس می‌کند انتخاب‌هایش او را به جایی که می‌خواسته نرسانده‌اند.
کتابدار — خانم اِلم، نورا را با کتابخانه و امکان تجربه‌کردن زندگی‌های دیگر آشنا می‌کند.
زندگی‌های ممکن — نورا قدم به نسخه‌هایی از زندگی خودش می‌گذارد که با انتخاب‌های متفاوت شکل گرفته‌اند.
زندگیِ ورزشکار — او می‌بیند یک انتخاب قدیمی چگونه می‌توانست مسیر زندگی‌اش را کاملاً عوض کند.
زندگیِ موفق — شهرت و موفقیت ظاهری، الزاماً همان خوشبختی‌ای نیست که نورا تصور می‌کرد.
زندگیِ عشق و خانواده — او با امکان‌های دیگری برای رابطه، خانه و آینده روبه‌رو می‌شود.
زندگی‌های کوچک — نورا کم‌کم می‌فهمد ارزش یک زندگی فقط به دستاوردهای بزرگش نیست.
سرگردانی میان انتخاب‌ها — هرچه بیشتر زندگی‌های دیگر را می‌بیند، سؤال اصلی برایش پیچیده‌تر می‌شود: «کدام زندگی واقعاً زندگی من است؟»
فهمیدنِ حسرت — نورا متوجه می‌شود بسیاری از حسرت‌هایش بر پایه‌ی تصوراتی ساخته شده‌اند که شاید واقعیت نداشته باشند.
بازگشت به خود — او به‌جای جست‌وجوی یک زندگی بی‌نقص، شروع می‌کند به دیدن ارزش همین زندگی.
انتخاب — کتاب از «اگر طور دیگری انتخاب می‌کردم...» عبور می‌کند و به امکان دوباره انتخاب‌کردن می‌رسد.
اگر رمان‌های روان، احساسی و تأمل‌برانگیز دوست داری و تا حالا با خودت گفته‌ای «کاش جور دیگری انتخاب می‌کردم»، آره، بخوانش. اگر دنبال یک داستان خیلی پرحادثه و سریع هستی، شاید انتخاب اولت نباشد.

نوشته‌ی زهرا

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **در فراسویِ** (امتیاز ۷ از ۱۰): اینکه توی زندگی همیشه وقتایی هست که فکر میکنی تمومه ولی باید حواست باشه که هیچ وقت نا امید نشی و دقیقا دری که خوشبختی پشتشه همون دریه که اسمش امیده.
- **مهدیس**: این کتاب بهم یاد داد که اگه اتفاقی که میخواستم رخ نداده حتما به صلاحم بوده که نشده
- **حنانه** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): توی ذهن همه ی ما یه کتابخانه نیمه شب هست؛پر از زندگی هایی که اگه یه تصمیم دیگه گرفته بودیم،الان مال ما بودن.اما واقعیت اینه که هیچ کدوم از اون زندگی ها هم بی نقص نیست،تنها راه رهایی از حسرت،اینه که دست از فرار برداری و همین زندگی خودت رو بپذیری و آروم آروم تغییر بدی،چون تا وقتی توی گذشته یا آینده ی خیالی زندگی میکنی،لحظه ی واقعی عمرت داره از دستت میره.زندگی از همین حالا شروع میشه؛نه وقتی که همه چیز رو به راه شد.
- **سعیده** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): بنظزم چکیده این کتاب امیده و اینکه بجای زندگی با حسرت گذشته می تونیم همین زندگیمون رو به قشنگترین شکل زندگی کنیم
- **رسا** (امتیاز ۸ از ۱۰): به نظرم کتابخانه نیمه‌شب بیشتر از اینکه درباره زندگی‌های نزیسته باشه، درباره یاد گرفتن دوست داشتن زندگی خودمان هست با تمام اگرهایی که گوشه ذهنمان مونده اند.
- **زهرا** (امتیاز ۹ از ۱۰): فهمیدم اگر هرجای دیگه ام باشم، من منم، همینم؛ خیلی چیزا به من بستگی داره و میتونم خودم داستان خودم رو بسازم 🌝✨
- **ملیکا** (امتیاز ۹ از ۱۰): نورا واقعا افسرده و انتخاب دیگری نداشت
- **آرزو** (امتیاز ۸ از ۱۰): من «کتابخانه نیمه‌شب» رو دوست داشتم، ولی نه در حدی که بگم شاهکار. ایده‌ی کتاب خیلی به دلم نشست مخصوصاً اینکه آدم می‌تونه با خودش فکر کنه «اگه فلان تصمیم رو جور دیگه‌ای می‌گرفتم چی می‌شد؟ و این که حس کلی‌ای که ازش گرفتم خوب بود مخصوصاً برای کسی که مدتیه درگیر حسرتِ انتخاب‌های گذشته یا مقایسه‌ی زندگی خودش با زندگیِ ایده‌آله
- **عاطفه** (امتیاز ۸ از ۱۰): نقطه‌ی قوت کتاب اینه که یه ایده‌ی ساده‌ رو به یک سؤال مهم تبدیل می‌کنه که اگر می‌تونستیم تمام انتخاب‌های گذشته‌مان را دوباره امتحان کنیم، واقعاً زندگی بهتری پیدا می‌کردیم؟ کتاب کم‌کم نشان می‌دهد که تصور ما از «زندگی ایده‌آل» معمولاً از بیرون جذاب‌تر از چیزی است که واقعاً تجربه‌اش می‌کنیم
- **صاحبه** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): زندگی خودتو زندگی کن بدون نگاه به بقیه زندگی ها، زندگی خودمون رو بسازیم و قدرشو بدونیم. دوبار تا حالا این کتاب رو خوندم بنظرم همه نیازه که این کتاب رو بخونن .
- **فرانک** (امتیاز ۱۰ از ۱۰): اگر مثل من آدمی هستید که مدام حسرت گذشته، کارهایی که باید می‌کردید و نکردید یا نباید می‌کردید و کردید، حرفایی که باید یا نباید میزدین، تصمیماتی که باید یا نباید میگرفتین رو میخورید حتما حتما حتما این کتاب رو بخونید، البته من نسخه صوتی آوانامه رو گوش دادم و لذت بردم واقعا.
- **رضوان**: «قشنگ‌ترین پیام این کتاب برای من این بود که فهمیدم بعضی از تصمیماتی که گرفتم و نشد، قطعاً به ضررم بوده و می‌تونستم زندگی دیگه‌ای هم داشته باشم. ولی شاید بهترینش همین باشد که الان زندگی می‌کنم. این کتاب به من می‌گوید از حال قدردانی کنم و گذشته را رها کنم.»
- **حدیث**: «اگه هدفت رسیدن به چیزی باشه که با ذاتت در تضاده، همیشه شکست می‌خوری. هدفت باید این باشه که خودت باشی، که مثل خودت رفتار کنی و به‌نظر برسی و فکر کنی، که حقیقی‌ترین نسخهٔ خودت باشی. از خودت بودن استقبال کنی. تشویقش کنی. دوستش داشته باشی. برای رسیدن بهش سخت تلاش کنی. وقتی هم کسی مسخره‌ش می‌کنه یا بهش دهن‌کجی می‌کنه، محل نذاری. شایعات بیشترشون درواقع حسادتن و فقط ظاهرشون رو تغییر داده‌ن. سرت رو بنداز پایین. استقامتت رو حفظ کن. به شنا کردن ادامه بده...»
- **Mahsa** (امتیاز ۹ از ۱۰): به نظرم حتی اگر یک‌بار هم به خودکشی فکر کردید بخونید یه دید جدید بهتون میده🌱

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> هیچ وقت اهمیتِ مسائل کوچک را نادیده نگیر

> رسیدن به درک این که،جایگاهی که انسان برای رسیدن به آن می کوشیده ،دقیقا همان جایگاهی است که از آن فرار کرده،بسیار تأثیرگذار است.اینکه بفهمد زندان نه مکان ،بلکه ذهنیت است.

> زندگی از طرف دیگر ناامیدی آغاز می‌شود

> حتی اگر در زندگی تا حد امکان صادق باشد،مردم تنها همان حقیقتی را می بینند که با واقعیت خودشان متناسب باشد،همان طور که ثورو نوشته است،مهم نیست که به چه چیزی نگاه می کنی،آنچه که می بینی مهم است.

> تنها راهِ یادگیری ، زندگی کردن است.

> تنهایی بخشی از وجود آدمی در این دنیای بی معناست

> هر زندگی میلیون ها تصمیم رو شامل میشه.بعضی از این تصمیم ها بزرگ هستن و بعضی کوچیک.اما هربار که تصمیمی گرفته میشه،نتیجه تغییر میکنه.تغییری جبران ناپذیر که به نوبه ی خودش موجب تغییرات دیگه ای میشه...

> هرگز همراهی ندیدم که به‌اندازهٔ تنهایی بتواند با انسان همراه شود

> یه جایی نورا به خودش میگه:شاید هدف زندگی،فقط زندگی کردنه؛نه موفق شدن،نه خاص بودن،فقط بودن.....

> گاهی تنها راه یاد گرفتن، زندگی کردنه

> دانش واقعی آن است که بدانی هیچ‌چیز نمی‌دانی.

> نمی‌تواند از حقیقت وجودش فرار کند.

> آدم‌های بااستقامت نسبت به بقیه تفاوت ذاتی خاصی ندارن. تنها تفاوتشون اینه که هدف مشخصی توی ذهنشون دارن و می‌خوان که به اون هدف برسن.

> خواستن؛ کلمه جالبیه. کمبود رو نشون می‌ده.

> هیچ زندگی‌ای وجود نداره که توش بتونیم تا ابد غرق شادی محض باشیم. تصور اینکه چنین زندگی‌ای وجود داره، فقط باعث می‌شه توی زندگی فعلی‌مون بیشتر احساس غم کنیم.

> غم هم در عمل بخشی از ذاتِ شادیه. نمی‌شه شادی رو داشت و غم رو نداشت

> هیچ شیوه زندگی‌ ای نیست که بتونه ما رو در برابر غم ایمن کنه.

> اونی که معمولی‌ترین چیز دنیا به‌نظر می‌رسه، ممکنه درنهایت همون چیزی باشه که تو رو به موفقیت می‌رسونه

> مشکلات هرکسی از نظر خودش بزرگ‌ترینه....‌‌

> ترس از عشق همان ترس از زندگی است و کسی که از زندگی بترسد مرده‌ای بیش نیست

> هرگز اهمیت بالای چیزهای کوچیک رو دست‌کم نگیر

> سرکشی بنیاد حقیقی آزادیه ،سرنوشت فرمان بر ها اینه که در نهایت برده بشن.

> آنچه که نگاهش می‌کنی اهمیتی ندارد، آنچه که می‌بینی مهم است

> 《میتونی همه چیز داشته باشی و هیچی حس نکنی》

> می‌تونی دربارهٔ انتخاب‌هات تصمیم بگیری، اما دربارهٔ نتایجشون نه

> زندگی در ورای نومیدی آغاز می‌شود.

> اگه هدفت رسیدن به چیزی باشه که با ذاتت در تضاده،همیشه شکست میخوری

> چیزهایی که خیلی ساده و معمولی به نظر میان ممکنه در نهایت همون چیزی باشن که تورو به پیروزی میرسونن

> پیاده جادویی ترین مهره بین تمام مهره هاست. پیاده وزیریه که منتظر وزیر شدنه فقط باید بری جلو.

> هدفت باید این باشه که خودت باشی

---
منبع: [کتابخانه نیمه‌شب در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/کتابخانه-نیمه-شب-b232d024-4158-40cc-a439-be38ec744cad)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/کتابخانه-نیمه-شب-b232d024-4158-40cc-a439-be38ec744cad/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/کتابخانه-نیمه-شب-b232d024-4158-40cc-a439-be38ec744cad/quotes