# کلیدر (جلد 1، 2، 3، 4)

- **نویسنده:** محمود دولت‌آبادی
- **ناشر:** پارسی
- **سالِ این چاپ:** ۱۳۶۵
- **تعداد صفحه:** ۱۲۰۰
- **موضوع:** داستان و رمان فارسی

در ابریشمک ۲ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۹٫۰ از ۱۰.

## دیباچه: معرفیِ کتاب به قلمِ خواننده‌اش

روایت زندگی آدمهایی در روستایی در خراسان که عشق،قدرت،فقر و خشونت، سرنوشتشان را به هم گره می زند.
کلیدر قصه آدم‌هایی است که در دل فقر و بی‌عدالتی، برای عشق، زندگی و حفظ چیزی که برایشان ارزشمند است می‌جنگند؛ روایتی پرجزئیات و نفس‌گیر از آدم‌هایی واقعی و خاکستری که نه قهرمان مطلق‌اند و نه شرور. چیزی که از کلیدر برای من ماند، بیشتر از خود ماجراها، شخصیت‌هایی بود که کم‌کم آن‌قدر زنده می‌شوند که دیگر نمی‌توانی راحت از کنار سرنوشتشان بگذری.

نوشته‌ی فاطمه

## نظرِ کتاب‌خوان‌ها

- **فاطمه** (امتیاز ۹ از ۱۰): چیزی که از کلیدر برایم ماند، آدم‌هایی بودند که میان عشق و تعصب، فقر و آرزو، و خواسته‌های خودشان و جبر زندگی گیر افتاده بودند؛ آدم‌هایی که همیشه آن‌قدر آزاد نبودند که بتوانند زندگی‌شان را آن‌طور که می‌خواستند انتخاب کنند. کلیدر آدم را وادار می‌کند بفهمد «انتخاب» بدون دیدن شرایط آدم‌ها، کلمه‌ی خیلی ساده‌ای است.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> خاک این سرزمین، در همه روزگارها، با خون ما مردم آبیاری‌شده.

> به اندازه یک کوه، تنهایم!

> شکم نان می‌خواهد. گفتگو که حالی‌اش نمی‌شود. جای نان چاخان هم نمی‌شود تحویلش داد.

---
منبع: [کلیدر (جلد 1، 2، 3، 4) در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/کلیدر-جلد-1-2-3-4-ec2c2eed-c965-4421-9315-20beaa896390)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/کلیدر-جلد-1-2-3-4-ec2c2eed-c965-4421-9315-20beaa896390/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/کلیدر-جلد-1-2-3-4-ec2c2eed-c965-4421-9315-20beaa896390/quotes