# کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

- **نویسنده:** پائولو کوئیلو
- **مترجم:** آرش حجازی
- **ناشر:** کاروان
- **سالِ این چاپ:** ۱۳۸۷
- **تعداد صفحه:** ۲۹۰
- **شابک:** 978-964-8497-01-4
- **موضوع:** رمان پرتغالی

در ابریشمک ۲ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند.

## خلاصه (از ناشر)

چاپ جدید این کتاب نخستین بخش از مجموعه سه گانه "در روز هفتم" است که دو بخش دیگر آن نیز عبارت‌اند از "ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد" و "شیطان و دوشیزه پریم" در هر سه کتاب، یک هفته، زندگی انسان‌های معمولی توصیف شده است؛ آدم‌هایی که هر یک به یکباره خود را پیش روی عشق، مرگ یا قدرت می‌یابند. مضمون اصلی کتاب درباره اهمیت تسلیم کامل عشق راستین است. "پیلار" و دوستش اشخاص تخیلی هستند، اما نهادهایی هستند از تعارض‌های بسیاری که در جست و جوی بخش دیگر خود هستند. "پائولو کوئیلو" در این کتاب تصریح می‌کند. ".... عشق یعنی با دیگری یگانه شدن، و جرقه خدا را در دیگری یافتن. باشد که اشک‌های پیلار در کنار رود پیدرا ما را به سوی این یگانگی رهنمون شوند".

---
منبع: [کنار رود پیدرا نشستم و گریستم در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/کنار-رود-پیدرا-نشستم-و-گریستم-fbfaacf6-aa74-4b8b-9b4c-53659520a6e5)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/کنار-رود-پیدرا-نشستم-و-گریستم-fbfaacf6-aa74-4b8b-9b4c-53659520a6e5/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/کنار-رود-پیدرا-نشستم-و-گریستم-fbfaacf6-aa74-4b8b-9b4c-53659520a6e5/quotes