# شب‌های روشن

- **ناشر:** کوله پشتی
- **موضوع:** ادبیات روسی

در ابریشمک ۱ کتاب‌خوان این کتاب را روی قفسه‌شان گذاشته‌اند و ۱ نفر به آن امتیاز داده‌اند؛ میانگین ۱۰٫۰ از ۱۰.

## خلاصه (از ناشر)

کتاب حاضر، با موضوع اجتماعی و عاشقانه و با عناوین «شب‌های روشن و نازک‌دل» و «شب‌های سپید» نیز منتشر شده است. راوی داستان مردی بیست و شش ساله است که به مدت هشت سال در «سن پترزبورگ» زندگی کرده است. او که در شهر با چند نفری مراوده دارد، روزی، متوجّه می‌شود که اهالی شهر تمام وسایل خود را جمع کرده و به ویلاهای تابستانی خود رفته‌اند. او که مردی تنها، رویایی و خیال‌باف است و هرگز با زنی صحبت نکرده، در رؤیای خود عشق‌هایی را پروردانده است. در شب سوّمی که در شهر تنها مانده است، ناگهان صدای گریة دختری جوان به نام «ناستنکا» را می‌شنود. آن‌ها در آن شب با هم آشنا می‌شوند و در روزهای دیگر را به بازگو کردن رازهای خود می‌پردازند. مرد جوان عاشق دخترک می‌شود، امّا دخترک از عشق خود به مرد دیگری می‌گوید که وی را ترک کرده است. در شبی که دختر به بازگویی عشق خود نسبت به مرد مشغول است، ناگهان جوانی که دختر عاشق وی بوده از راه می‌رسد و دختر بی‌مقدّمه به نزد او می‌رود. امّا دوستی او و مرد رؤیایی همچنان ادامه پیدا می‌کند و مرد رؤیایی به زندگی توأم با تنهایی خود ادامه می‌دهد.

## جمله‌هایی از کتاب (به انتخابِ خواننده‌ها)

> وشاید تقدیرش چنین بودکه لحظه ای از عمرش را با تو همدل باشد

---
منبع: [شب‌های روشن در ابریشمک](https://abrishamak.com/book/430432)
همه‌ی نظرها: https://abrishamak.com/book/430432/reviews · همه‌ی جمله‌ها: https://abrishamak.com/book/430432/quotes